حماسه خونین مسجد گوهرشاد حواشی بسیاری به دنبال خود داشت. یکی از این وقایع اندوه بار انتقام گیری سخت حکومت پهلوی از روحانی فهیم و مبارز آیت الله میرزا محمد خراسانی مشهور به آقازاده فرزند برومند مرجع بزرگ دوران مشروطه مرحوم آخوند خراسانی بود.

آخوند زاده خراسانی، آقای کل ایران

آخوند زاده خراسانی، آقای کل ایران

صدرالدین نجفی*
آقازاده از مراجع بزرگ شیعه و زعیم حوزه خراسان در دوره رضاخانی است که هرچند در ابتدای کار قیام با سایر بزرگان همراه بود و نام او برپای بسیاری از تلگراف‌های ارسالی برای رضاخان ثبت شده اما به دلایلی چند سعی کرد تا در ماجرای تحصن مشهد دخالتی نداشته باشد یا تصوری این گونه را برای حکومتیان ایجاد کند. امری که به دلیل کینه‌های شخصی مسئولان حکومتی خراسان از وی ثمری نداشت تا نام او به عنوان بالاترین مرجع دینی شهید شده در ارتباط با واقعه گوهرشاد در تاریخ ثبت شود.


آغازین روزها
میرزا محمد شب نیمه شعبان 1294 قمری در منزل مرجع بزرگ عالم تشیع،مرحوم آخوند خراسانی در نجف اشرف از مادری علویه‌ای وابسته به خاندان میرزای شیرازی بزرگ متولد شد. میرزا محمد پس از گذراندن دوران طفولیت راه پدر را پیشه خود ساخته و به فراگرفتن علوم دینی پرداخت و تا آن حد در این راه کوشید که همگان او وارث علمی مرحوم آخوند می‌دانند. علامه شیخ آقابزرگ تهرانی که هم درس میرزا محمد در کلاس آخوند،بوده در کتلاب معروف خود نقباءالبشر وی را این گونه توصیف کرده است:« کان من افاضل تلامیذ والده اعلامه.»و این بدان معنی است که میرزا محمد از بهترین شاگردان پدرش بود.


آقازاده در مشهد
میرزا محمد به درخواست علما و مردم خراسان و با رضایت پدر درسال 1325 قمری راهی خراسان شد تا حوزه علمیه این خطه را سر و سامانی دوباره دهد و بدین گونه ریاست علمی و سیاسی علمای خراسان بر عهده وی به عنوان فرزند خلف، آخوند ملاکاظم خراسانی، بزرگ رهبر دینی #انقلاب_مشروطه و مدافع هرگونه حرکت استبداد ستیز قرار گرفت. میرزا محمد در دوران اقامت در مشهد باشکوه‌ترین درس خارج فقه و اصول را در خراسان داشت، شاگردان زیادی تربیت کرد و منشا خدمات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دینی فراوانی شد.او در این دوران قوی‌ترین مهره مدافع مشروطه اصیل در خراسان شناخته می‌شد و همچون فضای علمی در عرصه سیاست نیز حضوری فعال داشت آقازاده مانند پدرش کوهی از توحید و توکل بود. حرمت ویژه‌ای برای علم و اهل علم قائل و به ارباب قدرت بی‌اعتنا بود و بر همین اساس با هرگونه دستور خلاف شرع و قانون رضاخان و عمال او مخالفت می‌کرد.این عمل و همچنین عدم توجه به عمال حکومت به هنگام حضور در مجالس ایجاد شده از سوی ایشان و همزمان توجه ویژه به یک طلبه ساده در مقابل این افراد وابسته به دستگاه رضاخانی،باعث شده بود که پهلوی اول و وابستگان او کینه‌ای شدید از آقازاده در دل گیرند و به دنبال فرصتی برای انتقام باشند.


بود و نبود آقازاده در گوهرشاد
پس از ابلاغ قانون استفاده اجباری از کلاه شاپو و یکسان سازی لباس ،آیت الله آقازاده نیز در کنار آیات حاج آقا حسین قمی،سید عبدالله شیرازی،شیخ هاشم قزوینی، سید یونس اردبیلی، سیدهاشم میردامادی و.... تلاش برای رفع این معضل را آغاز کرد.او در ابتدای کار از فعالان برای لغو این حکم بود و تماس هایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با مقامات مختلف تهران گرفت.تماس‌هایی که نتیجه آن اطمینان وی بر اصرار رضاخان به اجرای این حکم بود.همین امر نیز باعث شد تا وی با سفر آیت الله العظمی قمی به تهران برای دیدار شاه به منظور لغو احکام غیر اسلامی،مخالفت کرده و این اقدام را حرکتی بی فایده عنوان کند که باعث تجاوز بیشتر شاه و عمال او به جایگاه روحانیت خواهدشد. او برای جلوگیری از سفر ،حاج حسین قمی به تهران تلاش بسیار کرد اما وقتی این حرکت جواب نداد،در توافقی نانوشته سعی کرد تا به طور غیر‌ملموس و به ظاهر خود را از جریان اعتراضی روحانیت جدا کند تا در صورت هرگونه برخورد تندی با علما از سوی شاه،بتواند حوزه علمیه مشهد را زنده نگه دارد. اسناد باقی مانده از آن ایام به ویژه متن گفت‌وگوی آیت‌الله آقازاده با شیخ بهلول به هنگام تحصن معترضان در مسجد گوهرشاد و درست ندانستن این راه بیان خواسته ها از سوی او ،همگی گواه بر این حرکت سیاستمدارانه او است. آقازاده به همین دلیل نیز در جمع علمای متحصن در مسجد گوهرشاد حاضر نشد و گزارش های اولیه نظمیه و استانداری خراسان نیز همگی دال بر عدم دخالت او در این حوادث داشت.البته این وضعیت تا هنگامی بود که نوایی به دستور مستقیم شاه به عنوان فرمانده جدید شهربانی مشهد مسئول مستقیم پرونده شد،پس از این به ناگاه شرایط عوض شد و نوایی که در دوره اول خدمت خود در ریاست نظمیه مشهد ،مشکلاتی با آیت الله زاده خراسانی داشت،تمام تلاش خود را به کار بست تا با پرونده سازی او را سردمدار مخفی قیام معرفی کند.نوایی بر همین اساس و با شیوه‌ای خشن از برخی اطرافیان آقازاده اعترافاتی مبنی بر تحریک مسجدی‌ها توسط آن مرد بزرگ گرفت و همراه با مدارک ساختگی دیگر به به تهران فرستاد. رضاشاه نیز هرچند به ساختگی بودن این مدارک اذعان داشت اما این ماجرا را فرصتی برای حذف کامل آقازاده به عنوان یگانه روحانی بزرگ مخالف خود از صحنه سیاست ایران تلقی کرد و با ایجاد شرایطی،نوایی را به پرونده سازی بیشتر برای او تحریک کرد. پرونده‌سازی‌هایی که سرانجام جواب داد و دستور تعقیب و بازداشت این روحانی برجسته با نظر شخص مثبت شاه صادر شد.

از بازداشت تا شهادت
صدور دستور بازداشت آیت الله آقازاده عاملی شد تا عوامل نوایی آن مرد بزرگ را در 17 آبان 1314 دستگیر کرده و بلافاصله به بهانه حفظ امنیت شهر به یزد تبعید کنند.این دوران سه ماه بیشتر طول نکشید و پس از آن وی به مشهد بازگردانده و مدت دوازده روز نیز در زندان شهربانی مشهد نگهداشته شد.در این مدت به دستور نوایی ،انواع شکنجه‌های مختلف مرسوم وقت بر روی جسم و روح آقازاده به اجرا گذاشته شد و سرانجام از او اقراری مبنی بر حضور وی در اجتماعات اولیه رو حانیون دخیل در حادثه مسجد گوهرشاد گرفته شد که همین سخنان به عنوان مهم‌ترین مدرک پرونده هدایت این واقعه توسط او به همراه سایر مدارک ساخته شده به تهران ارسال شد.آقازاده پس از ورود به تهران مدت 20 روز را نیز در زندان قصر گذراند و پس از آن،شاه که از واکنش حوزه علمیه نجف در این باره بیمناک بود ،دستور انتقال وی به منزل فرزندش جعفر نجفی و تحت نظر قرار گرفتنش در آن مکان را صادر کرد.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه به رغم تمامی اعتراضات علمای نجف،شاه دستور قتل آن مرد بزرگ را صادر کرد و پزشک احمدی در زمستان سال 1316 شمشی با تزریق آمپول هوا به ایشان،آن عالم فرزانه را به شهادت رساند.این واقعه به حدی برای اهل علم سنگین بود که آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی پس از شنیدن آن گفت:« تصور نکنید میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان بود، او آقای کل ایران بود.»


منابع:
1_قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، قاسم پور به نقل از واقعه گوهرشاد به روایتی دیگر، اسماعیل رائین
2_صحیفه امام خمینی، جلد چهارم، جلد 7 و جلد9
3_آقا بزرگ تهرانی، نقبا البشر، جلد5
4_ تاریخ معاصر مشهد جلداول: از انقلاب مشروطیت تا شهریور 1320،یوسف متولی حقیقی، مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر مشهد
*پژوهشگر تاریخ


مطالب مرتبط