آل سعود را می توان مصداق بارز اسلام آمریکایی دانست. تفکری که با آمریکا و اسرائیل بر علیه مسلمانان متحد می گردد و تامین کننده منافع قدرت های ظالم جهانی است.

آل سعود یا آل صهیون!

آل سعود یا آل صهیون!

اسلام آمریکایی بهترین واژه ای است که می توان برای نظام پادشاهی عربستان سعودی بکار برد. اسلامی که با اسرائیل روابط دوستانه برقرار می کند، آمریکا را ارباب خود می داند و آمریکا او را بعنوان گاو شیرده خود می شناسد. خائن الحرمینی که داعش را حمایت می کند و هزاران بمب را بر سر مردم مظلوم و مسلمان یمن فرو می ریزد. اما در پاسخ به این سوال که چگونه ممکن است حاکمان یک کشور اسلامی تا به این حد در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد و برای آشنایی بیشتر با پیشینه آل سعود به ذکر یک خاطره جالب می پردازیم تا با این خاندان منحرف در اسلام بیشتر آشنا شویم و رمز و راز این سرسپردگی را دریابیم.

هارولد دیکسون، وکیل سیاسی وقت انگلستان در بحرین، که در یکی از دیدارهای پرسی کاکس، نماینده ارشد بریتانیا در عراق که بعنوان مترجم کاکس حضور داشت در کتاب خاطرات خود می نویسد:«در روز ششم مذاکرات در العقیر، آقای پرسی کاکس صبر خود رااز دست داده و عبدالعزیز بن سعود را به انجام اقدامات بچگانه در زمینه پیشنهاد مرزی عشایری بین عراق و نجد متهم کرد. وی عربی را به خوبی بلد نبود. برای من عجیب بود که می دیدم سلطان نجد(عربستان) از سوی نماینده ارشد دولت #انگلیس مانند یک شاگرد ضعیف و ذلیل مورد توبیخ قرار می گیرد. آقای کاکس با لحنی قاطع به ابن سعود گفت که خود بدون توجه به هر اعتراضی مرزها را مشخص خواهد کرد. در این هنگام عبدالعزیز به التماس و اظهار دوستی با کاکس افتاد و با لحنی خفت بار و ملتمسانه گفت:«حضرت عالی پدر و مادر من هستی. غیر ممکن است من لطف شما را فراموش کنم. شما دست من را گرفتید و پرورش دادید و مرا بالا بردید. با یک اشاره و دستور شما من حتی حاضرم از تمام کشورم چشم پوشی کنم.» در اینهنگام کاکس خودکاری قرمز برداشت و مرز شبه جزیره عربستان را رسم کرد. در جلسه بعد ابن سعود به کاکس گفت:«ای دوست من، نیمی از مملکت من را گرفتید و بهتر است که بقیه آن را هم بگیرید. مرا رها کن تا به تبعیدگاه بروم و ناگهان با صدای بلندی شروع به گریه کرد.( دیکسون، الکویت و جاراتها، ج1، ص281)

این ماجرای تاریخی بخوبی پرده از ماهیت #آل_سعود و حامی حیله گر آن بریتانیا بر می دارد. البته بعد ها نیز انگلیس به وسیله جاسوس خود در منطقه خاورمیانه با شناسایی محمدبن عبدالوهاب و آموزش به اوباعث شکل گیری فرقه منحرف و شیطانی وهابیت شدند که امروز در عربستان سعودی حاکم است.

از سوی دیگر در همین زمینه (وایزمن) از اصلی ترین بنیانگذاران رژیم جعلی اسرائیل، از قول وینسون چرچیل، نخست وزیر اسبق انگلیس، می گوید:«نخستین طرح بریتانیا، تاسیس موجودیت آل سعود، و دومین طرح تشکیل و تاسیس موجودیت رژیم صهیونیستی بوسیله بریتانیا بوده است.»(صالح قاسمی، آل صهیون، ص17)

اکنون که با یکی از اضلاع هویتی و حامی آل سعود آشنا شدید، به پرده ای دیگری از این هویت شیطانی می پردازیم.

رابطه آل سعود با رژیم صهیونیستی امری غیر طبیعی و جدید نیست، زیرا بنابر برخی از اقوال تاریخی ریشه آل سعود به خاندان یهودی خیبر در مدینه بر می گردد. برای روشن شدن این موضوع به جمله ای جالب از "ملک فیصل" شاهزاده‌ی سعودی اشاره می کنیم، او در فصلی از کتاب خاطراتش می‌نویسد: "ما و یهود پسرعمو هستیم، لذا راضی نشدیم آن‌گونه که برخی می‌خواستند آنها را در دریا غرق کنیم، بلکه می‌خواهیم با آنها در فضای صلح و امنیت زندگی کنیم."

(خاندان سعودی را بشناسیم؛ ناصرالسعید، ابومیثم، موسسه‌ی انتشارات فراهانی)

شاید بتوان گفت آل سعود روی دیگر سکه اسرائیل در جهان اسلام است. با نیم نگاهی به رفتار و گفتار مقامات سعودی در اتفاقات و مسائل منطقه و بین الملل به راحتی همسویی و همراهی آنان را با منافع آمریکا،انگلیس و رژیم صهیونیستی را دید، بطوریکه حتی در کوچکترین موردی اختلاف بین آل سعود، آمریکا و اسرائیل دیده نمی شود.

در این زمینه سندهای تاریخی زیادی وجود دارد، ما در اینجا برای روشن شدن بهتر این رابطه شیطانی سندی را دیگر را بیان می کنیم که نقشه از پرده استکبار برای جهان اسلام با تشکیل آل سعود بر می دراد. ناصر السعید در کتاب "تاريخ آل سعود" به ارتباط محرمانه و نزدیک آل سعود و بن گورین، بنیانگذار رژیم اسرائیل اشاره می‌کند و می‌نویسد: «عبدالعزیزبن عبدالرحمن (بنیانگذار دوره‌ی جدید سلطنت آل سعود) در سال 1915 به سرپرسی کاکس نماینده‌ی انگلستان در خاورمیانه کتباً تعهد داده است که خاک فلسطین را به یهودیان می‌بخشد.»

از دیگر موارد تاریخی در این زمینه می توان به هم پیمانی با انگلیس علیه امپراطوری عثمانی اشاره کرد که بین سال های 1332تا1336 قمری انجام گرفت. مسئله ای که باعث تسبط انگلیس بر همه مناطق اسلامی و شکل گیری دولت صهیونیستی در فلسطین شد.

حالا بهتر می توان به رابطه هویتی و پیوندهای فکری و سیاسی آل سعود و رژیم اشغالگر قدس پی برد. بنابراین به نظر می رسد این ارتباط و دوستی این دو با یکدیگر مسئله ای اتفاقی و تصادفی نیست.

اکنون درک این جملات تاریخی و ناب امام خمینی(ره) را دربار ه آل سعود برای ما راحت تر و عمیق تر می شود که ایشان فرمودند:« اگر از صدام بگذريم، اگر مسأله قدس را فراموش کنيم، اگر از جنايت هاي امريکا بگذريم از ال سعود نخواهيم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امريکا و ال سعود برطرف خواهيم کرد و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم گذاشت و با برپايي جشن پيروزي حق بر جنود کفر و نفاق و ازادي کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهيم شد. مگر مسلمانان نمي بينند که امروز مرکز وهابيت در جهان به کانون‌هاي فتنه و جاسوسي مبدل شده اند که از يک طرف اسلام اشرافيت اسلام ابوسفياني، اسلام ملاهاي کثيف درباري، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت و اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومان و پابرهنه ها و در يک کلمه #اسلام_امريکايي را ترويج مي کنند و از طرف ديگر سر بر استان سرور خويش امريکاي جهانخوار مي گذارند.»( صحيفه حضرت امام ج 21 ص 75 و 76)

سخن پایانی را با جمله ای از سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی به پایان می بریم که گفته بود:« آخرین مقاتله ما، به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است؛ که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپاتر است. اگر چه این یکی نیز ولو هزار ماه باشد به یک شب قدر فرو خواهد ریخت و حق‌پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.»

مطالب مرتبط