در آن جا که مدارا کردن بهتر است، مدارا کن و در جایی که جز با درشتی، کار انجام نگیرد، درشتی کن.

آگاه باشید! که بلا به شما بازگشته است

آگاه باشید! که بلا به شما بازگشته است

یکی از مشکلاتی که پس از پیامبر (ص) دامن گیر جامعه اسلامی، به ویژه در زمان عثمان شده بود، دنیاگرایی و رفاه طلبی مسلمانان، به ویژه در سطح والیان و حاکمان بود. این امر سبب گردید اختلاف طبقاتی شدیدی در جامعه ایجاد شود.

حضرت علی (ع) در یکی از خطبه هایشان، جامعه زمان خود را همانند جامعه جاهلی معرفی کرده و می فرمایند: «آگاه باشید! که بلا به شما بازگشته است؛ مانند بلای روزی که خداوند متعال، پیامبر شما را برانگیخت. سوگند به آن کسی که پیامبر را برانگیخت! هر آینه آزمایش می شوید؛ مانند دانه ای که در غربال ریزند.. .»[1]

ایشان برای از میان بردن فساد اجتماعی اقداماتی انجام دادند که عبارتند از:

1- امتیازهای طبقاتی را لغو کردند و میان سفید و سیاه، مولا و عبد، عرب و عجم، حقوقی مساوی وضع کردند. به عبارتی، حضرت علی (ع) با تبعیض های گوناگون نژادی، مذهبی و اداری مبارزه کردند؛

2- با نظارت اجتماعی، به کنترل مفاسد و بزهکاری می پرداختند. حضرت با هرگونه مفاسد اجتماعی مبارزه می کردند و جلوی هرگونه تخلفی را می گرفتند و حدود الهی را در جامعه اجرا می کردند. حضرت مجرمانی را که در بیابان های دوردست مرتکب جنایت و قتل شده بودند و هیچ گونه آثار جرمی از خود به جا نگذاشته بودند، شناسایی می کردند و به کیفر می رساندند.[2]

حضرت علی (ع) با تبعیض های گوناگون نژادی، مذهبی و اداری مبارزه کردند

3- ایجاد وحدت و پرهیز از تفرقه ها و دورویی ها یکی دیگر از عملکردهای حضرت بود. ایشان با هرگونه اختلاف و تفرقه میان مسلمانان، مخالف بودند و بارها این نکته را به مسلمانان یادآوری می کردند.

امام علی (ع) در مورد علل تفرقه و انحطاط در جامعه می فرمایند: «همانا شما برادران دینی یکدیگرید. چیزی جز درون پلید و نیت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.»[3]

4- حل مشکلات اجتماعی به ویژه در امر خانواده، یکی دیگر از عملکردهای امیرالمؤمنین (ع) در عرصه اجتماعی بود. حضرت در زمان خلافت شان، خود با رسیدگی به شکایت ها، مشکلات خانوادگی مردم را حل می کردند و اوضاع عمومی را از نزدیک زیر نظر می گرفتند.

5- گسترش اندیشه عدالت اجتماعی جهت زدودن کاستی ها، یکی دیگر از اقدام های حضرت بود. امام درباره بیت المال، سفارش زیادی به کارگزاران خود می کردند. از جمله در نامه ای به یکی از کارگزاران خود سفارش فرمودند: «اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان به تو سخت گیرم که کم بهره گردی و در هزینه عیال، درمانده و خوار و سرگردان شوی.»[4]

6- قضاوت علنی میان مردم یکی دیگر از عملکردهای امیرالمؤمنین علی (ع) بود. حضرت علی (ع) در «مسجد جامع کوفه» می نشستند و بین مردم قضاوت می کردند و هنگامی که به او خبر دادند شریح قاضی در خانه خود که جای خلوتی است، میان مردم قضاوت می کند. به او فرمان دادند: «ای شریح! مسجد را برای قضاوت انتخاب کن؛ زیرا آن جا برای برقراری عدالت میان مردم آماده تر است. برای قاضی مایه خواری است که در خانه خود بنشیند و میان مردم قضاوت کند.»[5]

حضرت علی (ع) برای مردم اهمیت زیادی قائل بودند و کارگزارنش را سفارش می کردند با مردم رفتار مناسبی داشته باشند. امیرالمؤمنین علی (ع) در این زمینه به محمد بن ابی بکر می فرمایند: «با مردم فروتن باش. نرم خو، مهربان، گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن تا بزرگان در درست کاری تو طمع نکنند و ناتوان ها از عدالت تو ناامید نگردند؛ زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهد پرسید. اگر کیفر دهد، شما استحقاق بیش از آن را دارید و اگر ببخشد، از بزرگواری اوست.»[6]

حضرت (ع) در زمینه رعایت برابری در برخورد با مردم به مالک اشتر می فرمایند: «در آن جا که مدارا کردن بهتر است، مدارا کن و در جایی که جز با درشتی، کار انجام نگیرد، درشتی کن. پر و بالت را بر مردم بگستران. با مردم، گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره کردن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو ناامید نگردند.»[7]

در آن جا که مدارا کردن بهتر است، مدارا کن و در جایی که جز با درشتی، کار انجام نگیرد، درشتی کن

مهم ترین اقدام فرهنگی امام (ع) را باید تلاش در راه تهذیب جامعه از دنیاگرایی و رفاه طلبی دانست. چون جامعه زمان حضرت علی (ع) نزدیک به بیست و پنج سال از زمان پیامبر (ص) فاصله گرفته بود، برداشت های مختلفی از دین در میان آن ها رسوخ پیدا کرده و شبهه های گوناگونی در جامعه رواج یافته بود. از این رو، آن حضرت بیشترین همت خود را در سخن گفتن برای مردم جهت ترویج تقوا، نکوهش دنیا، توشه اندوزی برای آخرت و نشان دادن بی وفایی دنیا اختصاص می دادند. افزون بر این، می کوشیدند دین را به دقت تبیین کنند تا سنت نبوی را که با گذشت زمان متروک شده بود، احیا کنند.

امام (ع) می خواستند در دوران حکومت خود، مردم با به عصر رسول اکرم (ص) بازگردانند و سیره و روش ایشان را در امر رهبری، زنده کنند؛ زیرا پارسایی و پرهیزکاری دوران رسول خدا (ص) از میان مردم رخت بربسته، اخلاق عمومی، دگرگون و و شیوه پیامبر اکرم (ص) فراموش شده بود. تبعیض های ناروا در میان مردم و ارکان جامعه رسوخ کرده و زمام امور به دست افراد ناصالح سپرده شده بود. اکنون که حکومت به دست امام رسیده بود، وقت آن بود که سنت پیامبر (ص) را در تقسیم بیت المال احیا کنند. از این رو، میان عرب، عجم، سفید و سیاه فرق نمی گذاشتند.[8]

5de243563f871.jpg

حضرت علی (ع) در جاهای مختلف «نهج البلاغه» درباره زندگی و فلسفه آن برای مردم سخنانی دارند که در این جا به ذکر یک نمونه بسنده می کنیم. امام (ع) می فرمایند: «در این چند روزه دنیا مهلت داده شده تا [مردم] در راه صحیح قدم بردارند. راه نجات، نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند. تاریکی های شک و تردید از آن ها برداشته شد و آن ها را آزاد گذاشته اند تا برای مسابقه در نیکوکاری ها، خود را آماده سازند تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.»[9]

امام علی (ع) درباره شناخت دنیا خطاب به مردم می فرمایند: «آگاه باشید! همانا این دنیا که آرزوی آن را می کنید و بدان روی می آورید و شما را گاهی به خشم می آورد و زمانی خشنود می سازد، خانه ماندگار شما نیست و منزلی نیست که برای آن آفریده و به آن دعوت شدید. آگاه باشید! نه دنیا برای شما جاودانه است و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند. دنیا گرچه از جهتی شما را می فریبد، ولی از جهت دیگر شما را از بدی هایش می ترساند. پس برای هشدارهایش از آنچه مغرورتان می کند، چشم بپوشید و به خاطر ترساندنش از طمع ورزی در آن باز ایستید. به خانه ای که دعوت شدید، سبقت گیرید و دل از دنیا برگیرید و چونان کنیزکان برای آن چه از دنیا از دست می دهید، گریه نکنید و با صبر، استقامت و اطاعت پروردگار و حفظ و نگه داری فرمان های کتاب خدا، نعمت های پروردگار را نسبت به خویش کامل کنید.»

منبع: ماهنامه موعود (164)


پی نوشت ها:

[1]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ج1 و 2، خطبه16، ص66.

[2]. «تجلی امامت» (تحلیلی از حکومت علی (ع))، ص217.

[3]. «شرح نهج البلاغه» ابن میثم، ج3، خطبه 110، ص162.

[4]. «نهج البلاغه»، دشنی، نامه 20، ص499.

[5]. قضاوت ها و حکومت عدالت خواهی علی بن ابی طالب (ع)، ص492.

[6].قضاوت ها و حکومت عدالت خواهی علی بن ابی طالب (ع)، ج4، نامه 72، ص724.

[7]. «شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج17، نامه 53، ص30.

[8]. «فروغ ولایت»، جعفر سبحانی، 1376، ج2، ص374.

[9]. همان، خطبه 173، ص248.


مطالب مرتبط