در زندگی هریک از ائمه(ع) تناقض های آشکار عجیبی دیده می شود که به هیچ وجه قابل جمع کردن نیست...

آیا امامان معصوم علیه السلام سازشکار بودند؟

آیا امامان معصوم علیه السلام سازشکار بودند؟

وقتی به زندگی ائمه‏(ع) نگاه می کنیم، چیزی از زندگی این ها به دست نمی ‏آوریم. اگر بخواهید به ظاهر نگاه کنید، زندگی، زندگی متناقضی است:امام حسن(ع) یک جور زندگی می کند و امام حسین(ع) نقطه‏ مقابل او زندگی می کند و هر دو این ها زندگی‏شان با امام چهارم فرق دارد! آیا تناقض نیست؟ اتفاقا این تناقض مورد قبول یک عده‏ هم هست و در برابر پرسش درباره این تناقض ها سعی می کنند از رفتار خود ائمه(ع) شاهد تراشی کنند.

باید به چنین افرادی گفت که برادر! من و تو که با هم برادر دروغی هستیم، حرفمان، فکرمان و راهمان متناقض است، اما امام حسن(ع) و امام حسین(ع) برادر واقعی ‏اند، برادر فکری ‏اند، برادر ایمانی ‏اند، لذا ممکن نیست راهشان متناقض باشد.

تو اگر قبول کردی که امام حسین(ع) یک جور خاصی عمل کرده، باید قبول کنی که امام حسن(ع) هم همانجور عمل می کند. اگر زندگی امام حسن(ع) را غیر از آن می بینی، در بینش خود تجدید نظر کن و بدان که اشتباه کرده ای. دوباره نگاه کن.

اگر ما بخواهیم به این سبک بحث کنیم، در زندگی هریک از ائمه(ع) تناقض های آشکار عجیبی دیده می شود که به هیچ وجه قابل جمع کردن نیست.

شواهدی وجود دارد که احتمال سازشکار بودن ائمه(ع) را باطل می کند:

تمام امامان از امام سجاد(ع) به بعد، هر کدام چندبار زندان رفتند و تبعید شدند. (البته امام هشتم به یک صورت دیگر تحت نظر قرار گرفت). اگر چنانچه واقعا امام هفتم آن قدر با قدرت زمانش صمیمی و یگانه است که به او می گوید قربانت بشوم و شری که به جان تو می خواهد بخورد، به جان من بخورد، خب آیا برای حکومت کار عاقلانه ‏ای است که این شخصیت موافق خود را بکشد یا به زندان بیندازد؟ مسلما نه.

موسی بن جعفر(ع) که این همه در اطراف و گوشه های عالم اسلامی مثل کوفه، قم و خراسان مرید و علاقه ‏مند دارد که دور از مرکز قدرت امکان هرگونه حرکتی و تلاشی و فعالیتی هم برایشان وجود دارد، آیا تابع مصالح هارون است؟ آیا برای هارون عاقلانه است که این آدم لوس دوستدار ملاحظه ‏کار سازشکار ترسوی عافیت‏ طلب را که این همه هم مرید دارد، بکشد، از بین ببرد یا به زندان بیندازد؟ اولا یک حامی خوب را از دست بدهد، بعد هم این همه مردم را از خودش ناراضی کند؟ آیا این عاقلانه است؟ اگر عاقلانه نیست، هارون نمی کند؛ چون هارون خیلی عاقل است. نه فقط هارون عاقل است، مامون هم خیلی عاقل است، منصور هم خیلی عاقل است. در آن دوره‏ تاریخی اسلام در زمان بنی ‏امیه و بنی ‏عباس، تمام خلفایی که در راس جامعه‏ اسلامی بودند، همه افراد عاقلی بودند. نه عقل به معنای «ما عبد به الرحمن»؛(1) نه، همین عقل مادی شیطنت‏ آمیزی که افراد دارند.

چه کسی می گفت عاقل نبودند؟ اگر عاقل نبودند، چگونه این منطقه‏ وسیع را اداره می کردند؟ منطقه‏ حکومت هارون ‏الرشید از همه‏ آن ها بیشتر بود. هارون الرشید عاقل نبود؟ نمی فهمید؟ پس یک چیز دیگری در کار است. یک مطلب دیگری است. یا او عاقل نبوده، دیوانه و آدم نفهم بی ‏تشخیصی نسبت به مصالح خودش بوده یا بی‏ علاقه‏ به مصالح خودش، یا موسی بن جعفر(ع) آنجور که تو می گویی، نیست؛

موسی بن جعفر(ع) سازشکار نبوده و کسی بوده که زنده ماندن او، برای هارون خطرناکتر بوده است. با اینکه کشتن او هم خیلی خطرناک بوده، از کشتن او خطر نارضایی و شورش مردم، خطر اغتشاش در میان مردم و فهمیدن آنها که این فرزند پیغمبر(ص) است که بالاخره هم فهمیدند. با اینکه این خطرها وجود داشت، اما وجود خود امام یک خطر خیلی بالاتری داشت که این خطرها همه در مقابل آن صفر است.

[بنابر این با این اوصاف امامان نه تنها سازشکار نبوده اند بلکه دشمنان از بودن آن ها بین مردم ترس و وحشت داشتند]

علی کفشگر فرزقی

فرآوری و تلخیص از کتاب همرزمان حسین(ع)، ده گفتار از رهبر معظم انقلاب در تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم (ع)، ص 39

پی نوشت:

1. کافی، کلینی، ج۱، ص۱۱، کتاب العقل و الجهل؛ بخشی از حدیث امام صادق(ع): «عقل آن چیزی است که به وسیله آن، خدای رحمان عبادت می شود».


مطالب مرتبط