ابعاد نظری جمهوری اسلامی در افق معرفتی آیت‌ الله شهید سید محمد حسینی بهشتی

از این امت و امامت چه برمی‌خیزد؟ مدیریت جامعه. شکل این مدیریت چیست؟ شکل خاصی در اسلام برای آن پیشنهاد نشده است. در هر زمان و در هر مکان و...

ابعاد نظری جمهوری اسلامی در افق معرفتی آیت‌ الله شهید سید محمد حسینی بهشتی

از این امت و امامت چه برمی‌خیزد؟ مدیریت جامعه. شکل این مدیریت چیست؟ شکل خاصی در اسلام برای آن پیشنهاد نشده است. در هر زمان و در هر مکان و متناسب با شرایط مختلف می‌شود اشکال مختلف داشته باشد. فقط باید آن اصولی را که قبلاً متذکر شدم، فراموش نکنیم و در آن تعیین و تحمیل نباشد. بنابراین، آیا نظام پادشاهی اسلامی می‌توانیم داشته باشیم؟ هرگز، چون در آن تعیین و تحمیل است.

جمهوری اسلامی، عینیت نظریه ی امامت-امت
از این امت و امامت چه برمی خیزد؟ مدیریت جامعه. شکل این مدیریت چیست؟ شکل خاصی در اسلام برای آن پیشنهاد نشده است. در هر زمان و در هر مکان و متناسب با شرایط مختلف می شود اشکال مختلف داشته باشد. فقط باید آن اصولی را که قبلاً متذکر شدم، فراموش نکنیم و در آن تعیین و تحمیل نباشد. بنابراین، آیا نظام پادشاهی اسلامی می توانیم داشته باشیم؟ هرگز، چون در آن تعیین و تحمیل است.
در کنار رهبر بزرگ انقلاب اسلامی و بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره)، که نقش اساسی و محوری در تأسیس ارکان نظام اسلامی را برعهده داشتند، شخصیت های دیگری نیز ایشان را در این مسیر یاری نمودند. در میان این شخصیت ها و مبارزان اسلامی، نقشی که شهید آیت الله سید محمد حسینی بهشتی در جریان حرکت کلی انقلاب و نظام اسلامی برعهده داشتند، بی نظیر است. شهید بهشتی متفکر و سیاست مداری است که نام او همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند. این مسئله بیش از هر چیز ناشی از ویژگی های منحصربه فردی است که این شهید والامقام دارا بود و او را در قیاس با دیگر مبارزان و انقلابیون، برجسته و متمایز می نمود.
مبارزات او در جهت پیروزی انقلاب اسلامی، شناخت او نسبت به غرب به واسطه ی زندگی در آلمان، شاگردی این شهید در محضر امام خمینی (ره)، نقش وی در تأسیس حزب جمهوری اسلامی، اقدامات ایشان در شورای انقلاب، تلاش های وی برای گنجاندن نظریه ی ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی و حضور ایشان در رأس قوه ی قضائیه، دلایل این برجستگی و تمایز است. به همین دلایل، فضیلت های ایشان را حضرت امام خمینی (ره) مورد تأیید و تأکید قرار داده و فرموده اند: «مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود.». (زواره، 1377: 34)
ازآنجایی که این شهید بزرگوار، از تأثیرگذارترین افراد در پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی بود، با واکاوی اندیشه و عمل سیاسی وی می توان چرایی وچگونگی تأسیس این نظام سیاسی جدید رادرک نمود. در این مقاله، سعی بر آن است که با نگاه به هستی شناسی، انسان شناسی و فلسفه سیاسی شهید دکتر بهشتی اندکی از این نظام منسجم فکری، مخصوصاً دیدگاه ایشان در باب جمهوری اسلامی، مورد مداقه و بررسی قرار گیرد.

1. هستی شناسی

در دیدگاه شهید بهشتی جهان هستی حق است. حق سه مفهوم و معنا را دربرمی گیرد: واقعیت عینی؛ هدف دار بودن و قرار گرفتن هر چیزی در جای خود. بنابراین، این جهان در مرحله اول یک واقعیت عینی است، چیزی که وجود دارد؛ در مرحله دوم، هدف مشخص و معینی دارد و بدون هدف آفریده نشده است و در مرحله آخر، در آن هر چیزی جایی دارد. به عبارتی دیگر، جهان، واقعیت عینیِ هدف داری است که در آن هر چیزی جایی دارد. در مقابل مفهوم حق، باطل قرار دارد که بی هدفی و بیهودگی را می رساند.
بنابراین، طبق دیدگاه شهید بهشتی، جهان هستی پویاست، تحرک دارد و به سمت یک هدف عمومی در حال حرکت است، و همان طور که آفرینش جهان هستی هدف دار بوده، در آفرینش و هستی انسان نیز هدفی نهفته است که در راستای هدف جهان هستی قرار دارد. به همین خاطر انسان دیگر نمی تواند تابع سلیقه ی خود رفتار کند، بلکه رفتار و کردار انسان ها باید با استکمال و تکامل انسان، و رسیدن به هدفی که در عالم هستی برای او در نظر گرفته شده، سازگار و هماهنگ باشد.
«معنای حق و باطل در قرآن ناظر است به آن مطلبی که ذهن بسیاری از دوستان از اول تابه حال به آن توجه داشت و آن این است که حق یعنی واقعیت عینی. یکی از واقعیت های عینی که قرآن ما را دعوت می کند به شناخت و پایه و مبنا قرار دادن آن برای همه اندیشه های بعدی این مطلب است که جهان هستی روندی هدفمند است. این جهان، این عالم هستی، عالمی بی هدف نیست. جهان هدف دارد. آسمان ها و زمین هدف دارند. حتی هدفی را که انسان برای خود انتخاب می کند در ارتباط با هدف دار بودن جهان است. جهان هستی حق است یعنی هدف دارد. جهان هستی باطل است، یعنی هدف ندارد. (ربنا خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار، پروردگارا این جهان را باطل نیافریدی)، یعنی چه؟ یعنی بیهوده و بی هدف نیافریدی. «ما» ربط دهنده ی معنای دوم است به معنای اول. پس آن معنای سوم این است که حق یعنی هدف دار بودن واقعیت عینی یا بهتر است بگوییم واقعیت عینی سامان دار و هدف دار. سامان کافی نیست، سامان دار و هدف دار؛ یعنی واقعیت عینی که در آن هر چیزی جایی دارد.»(بهشتی، 1390: 32)
مشخصه ی دیگر جهان هستی در دیدگاه شهید بهشتی این است که، بین عناصر و پدیده های عالم هستی، نظم و روابط ثابت حکم فرما است. هدف عمده علوم تجربی نیز کشف روابط حاکم بین پدیده ها و قوانین حاکم بر طبیعت است. بنابراین، جهان با همه ابعاد و در همه سطوح دارای روابط منظم است که این امر از یک طرح حساب شده حکایت می کند.
«تا آنجا که انسان ها از طریق مشاهده، تجربه، اندیشه و محاسبه دریافته اند، جهان را منظم دیده اند، بدان گونه که بین عناصر و پدیده های عالم، روابط قاطع و سنت های ثابت حاکم است و معمولاً هدف آزمایش ها و تحقیقات علمی کشف این روابط است.»(بهشتی، 1390: 60)
سومین ویژگی جهان هستی از دیدگاه شهید بهشتی، «صیرورت» یا «تبدیل قوه به فعل» است. صیرورت یعنی تحول، شدن، از نوعی به نوع دیگر و از مرحله ای به مرحله ی دیگر تکامل یافتن. به عنوان مثال، دانه گندم بالقوه توان تبدیل شدن به خوشه گندم را دارد یعنی غایت یک دانه گندم، خوشه گندم است. مراحلی را که دانه گندم برای رسیدن به غایت خویش، خوشه گندم، طی می کند، صیرورت نام دارد.
«.. «شدن» را می توان چنین تبیین کرد که نوعی «هستی» و وجود که سیلان دارد و تدریجی است. در هر مرتبه، «هستیِ» آن غیر از آن است که بوده و غیر از آن است که بعداً خواهد بود اما به هرحال هست و پیوند مستمری بین این «هستی ها» برقرار است و در مجموع یک «هستی سیال» است...»(بهشتی، 1390: 61)
این تغییر و تحول در همه ی پدیده های عالم هستی قابل مشاهده است.
«ما در پدیده های طبیعی تطور و تغییر می بینیم و مخصوصاً در موجودات زنده این تغییر مشهودتر است؛ درخت رشد می کند، شکوفه می دهد، گل به تدریج بازمی شود و بالاخره پژمرده می گردد و با رشد آرام، میوه و دانه پیدا می شود...»
از دیدگاه شهید بهشتی، انسان نیز همواره در حال شدن و رسیدن به تکامل است.
«سلول نطفه ای یک انسان به تدریج تکثیر شده و به صورت جنین درمی آید و دگرگونی های مداوم و بی وقفه جنین را رشد می دهد تا آماده تولد شود. به همین گونه نوزاد دائماً رو به رشد و در حال «شدن» است؛ بزرگ می شود، پیر می شود و...»(بهشتی، 1390: 61)
اما حال سؤالی که مطرح می شود این است که عامل این شدن چیست؟ مسلماً این همه تغییر و تحول تصادفی نیست.
«...می گویند: احتمال اینکه تصادفاً مواد و شرایط لازم برای پیدایش یک سلول زنده فراهم گردد، رقمی است برابر یک تقسیم بر 10 به توان 16 و دیگری می گوید: احتمال اینکه به طور تصادف مواد زنجیری لازم برای پیدایش یک پروتئین ساده فراهم شود، عددی است برابر یک تقسیم بر 10 به توان 48...» (بهشتی، 1390: 62)
بنابراین، باید قاعده و نظمی وجود داشته باشد، که تغییر و تحولات این جهان بر اساس آن صورت گیرد.
«پس این همه تغییر، تطور، (شدن) و پیدایش، دقیقاً تابع نظم و قوانین علمی حساب شده و حاصل گردآمدن عناصر گوناگون با اندازه و شرایط خاصی است؛ همان که علم برای کشف آن تلاش و خدمت فراوانی کرده است و تصادفی و بی حساب نیست.» (بهشتی، 1390: 62)
دین اسلام همه ی پدیده ای عالم هستی و همه روابط موجود بین پدیده ها را معلول و وابسته به علتی بی نیاز، مستقل و غیر وابسته به نام «خدا» می داند.
«اسلام عالم طبیعت را با همه ی بزرگی، با همه ریزه کاری ها و با همه رابطه های متقابل که میان پدیده های گوناگونش وجود دارد، واقعیتی می داند به هم پیوسته اما نیازمند و «وابسته»، وابسته به واقعیتی بی نیاز، مستقل و غیروابسته که «خدا»یش می نامیم. این واقعیت غیر وابسته واقعیتی است نامحسوس که همچون واقعیت های نامحسوس دیگر باید از راه نشانه های محسوس به هستی او پی برد..» (بهشتی، 1390: 71)

2. انسان شناسی

انسان شناسی شهید بهشتی ریشه در نوع نگرش ایشان به جهان هستی دارد، و همان گونه که جهان هستی، حق و دارای هدف است، انسان نیز موجودی حق گرا و هدفمند است. نگاه آزاداندیشانه به انسان به عنوان موجودی که صاحب اراده، تفکر و اندیشه آزاد آفریده شده و پویا، شدنی و انتخاب گر است از ویژگی های دیگر تفکر شهید بهشتی است.
«انسان آزاد و صاحب اختیار است اما این آزادی را خدا به او داده است..»(بهشتی، 1390: 200)
انسان در اندیشه شهید بهشتی، می تواند از بهره مندی های زندگی و مواهب و نعمت های خداوند در این دنیا برخوردار شود اما هدف از زندگی انسان ها، محدود به این امر نیست بلکه هدف ایدئال و در سطح اعلایش، عشق خدا و رضای خدا است. شهید بهشتی می گوید:
«حال در مورد این سؤال که: آیا انسان اسلام به بهره مندی های زندگی دل بسته است؟ پاسخ این است که: انسانِ اسلام، از بهره مندی های زندگی برخوردار می شود و برای او کشش نیز دارد، اما بهره مندی از این مواهب در زندگی جاری، در برابر عشق به خدا و عشق به رضای او کشش کمتری دارد. یعنی انسان اسلام، اگر خیلی تکامل یافته باشد، عاشق خداست، عاشق دلباخته ای که همیشه آن چیز برایش نقش تعیین کننده دارد که رضای دوست را به دست آورد». (بهشتی، 1387: 87)
«بنابراین جواب این سؤال که: هدف انسان اسلام چیست و در کدام جهت کار می کند؟ این است که، هدف ایدئال و در سطح اعلایش، عشق خدا و رضای خداست» (بهشتی، 1387: 88)
اما همه انسان ها به این درجه و هدف نهایی که، در همه جا رضایت خداوند را در نظر بگیرند، نمی رسند. انسان اگر به تکامل برسد، عاشق و دل بسته ی خداست و رضای او نقش قاطع و تعیین کننده در زندگی فرد دارد. به تعبیر شهید بهشتی تعداد این افراد در همه ی زمان ها و اعصار محدود بوده است.
«واقعیت عینی این است که در جامعه انسانی، این انسان های در حد بالا، همواره تعدادشان بسیار کم بوده و نسبتشان به شماره و عده مجموع انسان ها، نسبتی زیر یک در هزار و یک در صد هزار بوده است»(بهشتی، 1387: 87)
با توجه به گفته های فوق، مشخص گردید که انسان موجودی هدفمند است که از طریق راه و روشی که در پیش می گیرد باید به هدف خود دست پیدا کند، شهید بهشتی، با تکیه بر آیات قرآن تأکید می کند که انسان باید نسبت به راه و هدفی که می رود، آگاهی قطعی و روشن داشته باشد، باید نسبت به هدف خود آگاهی و شناخت پیدا کند و با علمی که به دست می آورد، قدم در راه هدف متعالی خود بگذارند.
«قرآن تأکید دارد که انسان باید تنها و تنها به دنبال راه و هدفی رود که در آن آگاهی قطعی و روشن داشته باشد..... چنین شناختی تنها در پرتو دلایل قطعی، قوی، روشن و روشنگر به دست می آید... و اصولاً از نظر قرآن ظن و گمان هیچ گونه اعتبار و ارزش ندارد، بدان گونه که در بسیاری از آیات، پیروی از گمان نوعی عمل نابخردانه و کورکورانه معرفی شده است.» (بهشتی، 1390: 47)
بنابراین، از دیدگاه این شهید بزرگوار، انسان و عالم هستی با طرح و هدف آفریده شده است، زیرا خداوند که آفریننده عالم هستی و همه ی موجودات است، حکیم است. آفرینش بدون هدف، برخلاف حکمت الهی است، هدف از آفرینش انسان نیز سیر تکاملی او در همه ابعاد وجودی و بارور شدن و شکوفا شدن او و سرانجام سیر به سوی کمال مطلق یعنی خداوند است.
«از پیش بحث شد که جهان آفرینش بی هدف و بیهوده نیست. انسان و زندگانی او هم نمی تواند بی هدف باشد. هدف از آفرینش انسان سیر تکاملی او در همه ابعاد وجودی است و بارور شدن و شکوفا شدن او سرانجام سیر به سوی کمال مطلق.»(بهشتی، 1390: 201)
خداوند برای هدایت انسان ها به سمت این هدف متعالی دو حجت ظاهر و باطن در اختیار آن ها قرار داده است. مقصود از حجت باطن، عقل و خرد و حجت ظاهر، پیامبران و امامان است.
«در واقع از نگاه شهید بهشتی، اسلام برای انسان آزاد و آگاه زمینه و توان شکوفایی و خودانگیختگی و پیدا کردن راه را به حد فراوان قائل است و انسان را دعوت می کند نخست در پرتو نور فروزان باطن، یعنی عقل و خرد، حرکت کند. عقل و خرد در انسان است، ولی انسان به کمک همین اندیشه ی تحلیل گر و خرد روشنگر یک سرچشمه بزرگ و رفیع پرارج آگاهی دیگر، یعنی وحی خدا و نبوت انبیاء و کتاب و سنت پیغمبران را می شناسد و می یابد.» (شیخانی، 1393: 8)
خداوند با دین اسلام و فرستادن پیامبران و امامان جهت هدایت انسان ها، آن ها را در انتخاب مسیر درست زندگی جهت رسیدن به کمال مخیر گذاشته است، اما انسان در قبال انتخاب های خود در برابر خداوند مسئول است و باید پاسخگو باشد.
«و این خود انسان است که مسئول ساختن خود و ساختن محیط است، اما مسئول در برابر چه کسی؟ برخی مکتب ها در این زمینه توضیحی ندارند، چون ورای انسان، شعوری و مقام بازخواست کننده ای نیست. اما در اسلام، هم مسئولیت هست و هم این مسئولیت در برابر قدرت عظیم، حکیم و آگاهی که جداً بازخواست می کند و عکس العمل نشان می دهد.» (بهشتی، 1390: 201)
با توجه به مسئول بودن انسان، آزادی در اندیشه شهید بهشتی یعنی «تسلط انسان بر ساختن خویش و ساختن محیط خویش». (لک زایی، 1385: 7) به طور خلاصه، دکتر بهشتی، با تکیه بر منابع اصیل عقلی و نقلی و بهره مندی از ذخایر علمی حکمت و عرفان اسلامی و محور قرار دادن شناخت انسان متعارف و تحلیل همه جانبه او، می کوشد تا نگاه اسلام به مسئله انسان را آن چنان تبیین کند که ضمن حفظ مفهوم متعالی (انسان کامل) و معرفی او به عنوان الگوی آرمانی انسان اسلامی، از حقیقت عینی و ملموس انسان زمینی فاصله نگیرد و او را آن چنان که هست تعریف کرده و به آنچه باید بشود، رهنمون گردد. حرکت دائمی و رو به تکامل انسان که از برترین تعالیم اسلامی است در اندیشه آن شهید بزرگوار تبلوری عینی یافته است و ضمن پرهیز از شناخت تک ساحتی انسان، از معرفی انسان آسمانی به جای انسان متعارف زمینی نیز دوری گزیده شده است.

منبع :سایت برهان

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر