امام ‌رضا علیه السلام قرآن را معیار سنجش حق و باطل و صحت‌ و سقم احادیث قرار داده اند.

ابعاد ورود امام رضا(ع) در تبیین و تفسیر آیات قرآن

ابعاد ورود امام رضا(ع) در تبیین و تفسیر آیات قرآن

امام ‌رضا علیه السلام قرآن را معیار سنجش حق و باطل و صحت‌ و سقم احادیث قرار دادند و گفتار و پاسخ ‌ها و مثال ‌های خود حضرت نیز همه برگرفته از قرآن است.(1) امام‌ می ‌فرمودند: «در قرآن، همه ‌چیز به تفصیل ذکر شده و حلال و حرام و حدود و احکام و همۀ آنچه برای هدایت بشر بِدان نیاز است، به تمام‌ و کمال در آن بیان شده است.» در جای دیگر هم خاطرنشان کرده‌اند: «قرآن کلام خداست. از آن فرا مگذرید و هدایت را در غیر قرآن جست ‌و جو مکنید که گمراه می ‌شوید.»(2)

همچنین، امام ضمن بزرگ ‌شمردن آیات قرآن و اعجاز و نظم آن، قرآن را ریسمان استوار خدا و دست‌ آویز مستحکم الهی و راه برگزیدۀ خدا دانسته ‌اند که انسان را به بهشت رهنمون می‌ کند و از دوزخ نجات می ‌دهد. این کتاب با مرور زمان، کهنه و با اختلاف زبان ‌ها فاسد نمی ‌شود؛ زیرا به زمان خاصی اختصاص ندارد. قرآن برهان و حجت بر هر انسانی است و از پیشِ روی آن و از پشت سرش، باطل به ‌سویش نمی ‌آید.(3)

با این ‌وصف، احادیث به ‌جای‌ مانده از حضرت رضا علیه السلام بخش بزرگی از این ‌روایات تفسیری را دربرگرفته است. البته توجه به این نکته لازم است که امام این روایات را در موقعیت ‌های گوناگونی بیان کرده ‌اند. (4) نمونه ‌های زیر درخور تأمل است:

۱. بیان معنا و مصداق آیات

امام گاه در پاسخ پرسش افراد، از مفاد یک واژه یا مراد و مصداق آیه ‌ای، حدیثی بیان فرموده‌ اند؛ لذا روایات نقل ‌شده از امام ‌رضا علیه السلام منبع مهمی برای فهم واژگان قرآن است. عبدالله ‌بن ‌قیس گوید: از امام ‌رضا علیه السلام شنیدم که می‌ فرمودند: ]بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ[. عرض کردم: «آیا خداوند مانند ما دو دست دارد؟» فرمودند: «خیر، اگر چنین بود که از مخلوقات به ‌شمار می ‌رفت.»(5)

۲. بیان مفاد آیات

در این دسته از روایات، امام برای فهم بهتر آیه، بیشتر توضیح داده ‌اند؛ برای مثال، حضرت در تفسیر بسم الله فرمودند: «معنایش این است که من خود را به داغ و علامتى از علامت‌ هاى خدا داغ مى ‌زنم و آن داغِ عبادت است [تا همه بدانند که من بندۀ چه کسى هستم]. شخصى پرسید: «سمه در بسم الله چیست؟» فرمودند: «علامت.»(6)

همچنین مردی خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: «ای پسر ‌رسول‌ خدا، ]الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ[ را برایم تفسیر کن.» حضرت فرمودند: «پدرم از جدم روایت می ‌کرد که مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمد و عرض کرد: ]الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ[ را برای من تفسیر کن. علی علیه السلام فرمود: خداوند متعال بندگان خود را از بعضی نعمت‌ های خود آگاه ساخت؛ زیرا مردم قدرت ندارند همۀ نعمت‌ های پروردگار را بشناسند یا دریابند. نعمت ‌های خداوند بسیار زیاد است و شمردنی نیست. خداوند متعال در این هنگام فرمود: بگویید سپاس خداوندی را سزاست که بر ما، انواع نعمت ‌ها را ارزانی داشت و آن خدا پرورش ‌دهندۀ جهانیان است.»(7)

۳. بیان تأویل

در این بخش، امام به معانی و مصادیقی برای آیات اشاره می‌ کنند که استفادۀ آن معانی از آیه یا انطباق آیه بر آن مصادیق روشن نبوده یا از مصادیقی است که در زمان حضرت هنوز واقع نشده بود. البته ذکر این معانی و مصادیق باطنی، به‌ معنای نفی معنا یا مصداق ظاهری نیست؛ برای نمونه، روایت محمد ‌بن ‌فضیل از حضرت رضا علیه السلام در تفسیر این آیۀ شریف ]أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها[ است. امام فرمودند: «مقصود آل‌ محمد صلی الله علیه و آیه هستند که هر امامی امامت را بعد از خود به دیگری تفویض می‌ کند و به دیگران نمی ‌دهد و امامت را از اهلش دریغ نمی‌ دارد.»

۴. استدلال و احتجاج به آیات

در این بخش از روایات تفسیری، امام به آیه ‌ای از قرآن استدلال کرده ‌اند؛ برای مثال، احمد ‌بن ‌محمد گوید که از حضرت رضا علیه السلام شنیدم می ‌فرمودند: چه نیکوست صبر و انتظار فرج. آیا نشنیده ‌ای که بندۀ صالح گفت: ]فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِین[؟(8)

علی کفشگر فرزقی

منبع:

حیات علمی: دانش و دانش‌ گستری امام‌ رضا علیه السلام، محمد باقر پورامینی، ص 31 (پرسمان رضوی 3)

--------------

پی نوشت:

1. عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج۲، ص‌۱۹۳.

2. عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج۲، ص‌۶۲.

3. عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج۲، ص‌۱۳۷ و ۱۳۸.

4. محمود رجبی، روش تفسیر قرآن، ص‌۲۲۲ و ۲۲۳.

5. صدوق، التوحید، ص‌۱۶۸.

6. علامه ‌طباطبایی پس از نقل این حدیث می ‌نویسد: این معنا بر این اساس است که «باء» برای ابتداست؛ زیرا استعانت در سورۀ حمد ذکر شده و چون بنده خدا عبادت خود را به داغى از داغ‌ هاى خدا علامت مى ‌زند، باید خود را هم که عبادتش منسوب به آن است، به‌ همان داغ، داغ بزند (طباطبایی، المیزان، ج۱، ص‌۲۰).

7. علل الشرایع، ج۲، ص‌۱۰۱.

8. عیاشى، تفسیر العیاشی، ج۲، ص‌۲۰.


مطالب مرتبط