با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری و تدبیر یک عالم دینی و روحانی وارسته و نقش آفرینی روحانیان در هدایت انقلاب و اداره حکومت، این توانایی به اثبات رسید

اثبات توانایی روحانیان در رهبری و حکومت داری؛ از دستاوردهای سیاسی انقلاب

اثبات توانایی روحانیان در رهبری و حکومت داری؛ از دستاوردهای سیاسی انقلاب

تا قبل از پیروزی انقلاب، این تفکر شایع بود که روحانیان توان رهبری و هدایت یک انقلاب و اداره حکومت را ندارند. دو گروه این موضوع را تبلیغ می کردند. گروهی که از قدرت و توانایی روحانیان آگاهی داشتند، ولی به دلیل کینه توزی نسبت به اسلام و روحانیان این فکر را ترویج می کردند. دشمنان خارجی، وابستگان به دشمنان خارجی و دشمنان داخلی که در این گروه می گنجیدند، به دلایل مختلف این نظریه را رواج می دادند، از جمله اینکه می دانستند روحانیان در رأس حامیان اصلی اسلام و قرآن هستند و حاکمیت یافتن آنها، حاکمیت یافتن اسلام و قوانین آن را به دنبال دارد. قوانین اسلام نیز با منافع نامشروع آنها ناسازگار است. اینان از سازش ناپذیری و استکبارستیزی روحانیان آگاه بودند؛ چون هرگز نتوانسته بودند علما و روحانیان متعهد را تسلیم خود سازند. آنان از ارتباط متقابل مردم و روحانیان نیز باخبر بودند و می دانستند روحانیان، خدمت گزار مردمند و مردم نیز احترام خاصی برای ایشان قائل هستند. این گروه می دانستند اگر علما و روحانیان حاکمیت جامعه را در دست بگیرند، به دلیل پیوندی که با توده مردم دارند، دیگر جایی برای عرض اندام آنها نخواهد ماند و منافعشان به خطر خواهد افتاد. وابستگان بیگانه نیز حاکمیت یافتن روحانیان را برابر با کنار رفتن خودشان از قدرت و پایان دوره عیش و نوش و چپاول ثروت های مردم می دیدند. از این رو، چنین تفکری را ترویج می کردند تا مبادا روزی این اتفاق تلخ برایشان رخ دهد.

در کنار این گروه، برخی روحانیان خودباخته نیز چنین تفکری داشتند. آنان هر مبارزه ای برای دست یابی به حکومت اسلامی را بی نتیجه و حتی موجب وارد شدن آسیب به هویت علما و اسلام تلقی می کردند. امام خمینی رحمه الله که همواره برای مبارزه با این انحراف می کوشید، این افراد را چنین نکوهش فرموده است: «بعضی را می بینم که در حوزه ها نشسته، به گوش یکدیگر می خوانند که این کارها از ما ساخته نیست. چه کار داریم به این کارها! ما فقط باید دعا کنیم و مسئله بگوییم. این افکار، آثار تلقینات بیگانگان است. نتیجه تبلیغات سوء چندصد ساله استعمارگران است که در اعماق قلوب نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه ها وارد شده و باعث افسردگی و سستی و تنبلی گردیده و نمی گذارد رشدی داشته باشند و مرتباً عذرخواهی می کنند که این کارها از ما ساخته نیست. این افکار، غلط است. مگر آنها که اکنون در کشورهای اسلامی امارت و حکومت دارند، چه کاره اند که آنها از عهده بر می آیند و ما برنمی آییم؟... تحصیلات و دانستن علوم و تخصص در فنون برای برنامه و برای کارهای اجرایی و اداری لازم است که ما هم از وجود این نوع اشخاص استفاده می کنیم. آنچه مربوط به نظارت و اداره عالیه کشور و بسط عدالت بین مردم و برقراری روابط عادلانه میان مردم می باشد، همان است که فقیه تحصیل کرده است. آنچه برای حفظ آزادی ملی و استقلال لازم است، همان است که فقیه دارد. این فقه است که زیر بار دیگران و تحت نفوذ اجانب نمی رود و تا پای جان از حقوق ملت و از آزادی و استقلال و تمامیت ارضی وطن اسلام دفاع می کند. فقیه است که به چپ و راست انحراف پیدا نمی کند. شما این افسردگی را از خود دور کنید. برنامه و روش تبلیغات خودتان را تکمیل نمایید و در معرفی اسلام جدیت به خرج دهید. تصمیم به تشکیل حکومت اسلامی بگیرید و در این راه پیش قدم شوید و دست به دست مردم مبارز و آزادی خواه بدهید، حکومت اسلامی قطعاً برقرار خواهد شد. به خودتان اعتماد داشته باشید.(1)

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری و تدبیر یک عالم دینی و روحانی وارسته و نقش آفرینی روحانیان در هدایت انقلاب و اداره حکومت، این توانایی به اثبات رسید. در نتیجه، توطئه دشمنان نقش بر آب شد. برای ناآگاهان و کسانی هم که در این توانایی شک و تردید داشتند، ثابت شد که تصور نادرستی دارند. این دستاورد برای مردم مسلمان و مبارز و حرکت های اسلامی در سرتاسر جهان، درس بزرگ و هدیه ارزشمندی از سوی انقلاب اسلامی ایران است که ثابت کرد تلاش علما و روحانیان در تحریک مردم به مبارزه و آگاهی بخشی به آنها و جلوگیری از رخ دادن انحراف فکری و عقیدتی و حتی سیاسی در مبارزه، تا چه اندازه نقش تعیین کننده ای دارد. در سایه این دستاورد اثرگذار جهانی، علما و روحانیان مسلمان و مبارز در سراسر دنیا نقش تعیین کننده خود را در رهبری و هدایت نهضت های اسلامی و مردمی بازیافته اند. هر جا علما به جایگاه خود بازگشته اند، پیوند عمیق و گسترده ای با توده مردم برقرار کرده اند.

منبع:

کتاب ارمغان انقلاب: تلخیصی از نود ودو دستاورد انقلاب اسلامی ایران، حسین اسحاقی، ص 34-37.

---

پی نوشت ها:

1. در جست وجوی راه از کلام امام رحمه الله، دفتر دهم، ص 36.


مطالب مرتبط