همراه کردن کارهای روزمره با شادی و خنده نه تنها به والدین کمک می کند که وظیفه سنگین مراقبت کودک و آموزش او را راحت تر انجام دهند . بلکه یادگیری را هم برای او شیرین تر و جذاب تر می کند به طوری که همیشه آموزش را بهترین تفریح خود خواهد دانست و آن را نوعی بازی تلقی خواهد کرد .

ارزش آموزشی بازی

ارزش آموزشی بازی

کودکان از طریق بازی، امکانات جدید کشف می کنند ، چیزهای تازه می بینند ، نقش های جدید به عهده می گیرند و احساس می کنند که به مسیرهای جدید راه یافته اند که آن ها را در فرهنگ و جامعه خود مورد استفاده قرار می دهند . برخی والدین فکر می کنند بازی چیزی به معلومات کودک اضافه نمی کند ، در حالی که او از این طریق خود را به والدین نزدیک تر می کند . انجام کارهای ساده از قبیل پست کردن یک نامه یا خریدن سبزی و میوه برای کودک بسیار جالب است . اگر چه از نظر والدین ممکن است چندان اهمیتی نداشته باشد ولی او حس می کند بزرگ شده و به عنوان یک عضو مفید خانواده محسوب می شود . صحبت کردن در مورد کارهایی که به او محول شده و تشویق وی بعد از انجام درست کارها ، او را برای پذیرش مسئولیت ها در آینده آماده تر ساخته و مسائل جدیدی را به او می آموزد .

همراه کردن کارهای روزمره با شادی و خنده نه تنها به والدین کمک می کند که وظیفه سنگین مراقبت کودک و آموزش او را راحت تر انجام دهند . بلکه یادگیری را هم برای او شیرین تر و جذاب تر می کند به طوری که همیشه آموزش را بهترین تفریح خود خواهد دانست و آن را نوعی بازی تلقی خواهد کرد .

تحقیقات نشان داده است که : " قابلیت برقراری ارتباط و الگوبرداری در کودکان محروم بسیار محدود است . آن ها از هشت ماهگی تا سه سالگی که سال های حساس فراگیری در کودکان می باشد تجارب بسیار محدودی در به کارگیری اسباب بازی و ایجاد رابطه با افراد کسب می کنند . آن ها هرگز با اسباب بازی های آموزشی از قبیل لگو[1] ، سرو کار نداشته و شوق موفق بودن را در این زمینه احساس نکرده اند .[2]

کودکان خانواده های بسیار مرفه نیز دچار مشکل دیگری در این ارتباط هستند . این دسته از کودکان بیش از حد لزوم در اطراف خود اسباب بازی می بینند و زمان کافی برای بازی های آزادانه ندارند . وقت این کودکان با کلاس های مختلف آموزشی و یا بازی های رایانه ای رقابتی پر می شود . اکثر اوقات کودکان خانواده های مرفه با برنامه های از پیش تعیین شدهسپری می گردد ، مثلا کلاس زبان ، شرکت در اجتماعات مختلف ، ورزش های گوناگون و غیره . در حالی که نیاز واقعی کودکان به فضای وسیع و فعالیت آزاد است . فعالیت های آزادانه دوران کودکی به زندگی مشاهیر شکل داده و آن ها را از نیروی خلاقیت خاص خود بهره مند ساخته است .[3]

خلق افکار جدید ، لذت بردن از آن و سعی در انجام کارها، مبنای شکل گیری و توسعه تمدن ها بوده است .

بازی ، فرآیند یادگیری را برای کودک ، لذت بخش می کند و نیز منجر به ارضای بسیاری از نیازهای اساسی و زیربنایی او می شود .

اهمیت بازی در مباحث روان شناسی رشد تا حدی است که صاحب نظران آن را تفکر کودک نامیده اند . با بازی کردن ، قدرت تجزیه تحلیل مسائل و تفکر منطقی در کودکان رشد چشمگیری خواهد کرد . ورزش جسمی و به دنبال آن ورزش ذهنی باعث پرورش مهارت هایی مانند : تفکر تدبیرگرایانه ، تحلیل گرایانه و خلاقانه ، تمرکز ، حافظه و... می شود . بازی های ذهنی مثل حل جدول ها و یا مسائل ساده حساب ، باعث رشد شخصیت کودک ، هوش ، قدرت استدلال او می شود . بازی زمینه بهتری برای تفکر فراهم می کند . کودک در بازی ، با مفاهیم ساخت ، فضا و شکل آشنا می شود . در بازی رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می شود و موقعیت استفاده از قوه تخیل در او بوجود می آید . بازی در یادگیری زبان نیز نقش بسزایی دارد . بازی های آزاد، تخیلی و از پیش مشخص نشده ، به مهارت های گفتاری کودک کمک کرده و قابلیت توجه و تمرکز را در آنان پرورش می دهد .

با وجود همه فواید و ارزش های بازی ؛ به کودکان مان اجازه دهیم که هر چه بیش تر بازی کنند و آن ها را به مدارسیبفرستیم که زمان بازی بیشتری دارند ، یا باید زمان بازی آنها را محدود کنیم و آنها را به مدارسی بفرستیم که بر جنبه های مهم تر یادگیری تاکید و به تحصیلات دانشگاهی و گرفتن نمرات بالاتر تشویق می کنند ؟

این سئوال مدام توسط والدین سردرگمی که ظاهرا در موقعیت سختی بین یک ندای درونی که می گوید بازی مفید است و دنیای واقعی که در آن ، موقعیت تحصیلی با موفقیت در جهان ارتباط دارد ، گیر افتاده اند .

عده ای از والدین بازی را از یادگیری جدا می کنند . در بسیاری مواقع نیز آن را مانعی برای یادگیری یا کار تلقی می کنند . بنابراین با این برداشت غلط ، مانع بازی کردن کودک شان می شوند و ناآگاهانه به آنان زیان می رسانند . در نتایج تحقیقاتی که به این موضوع پرداخته است ، مشخص شده که بازی هیچ گونه منافاتی با یادگیری و کار ندارد . محققان در تحقیقی که به آن خواهیم پرداخت نشان می دهند که بحث دوگانگی در مورد بازی و یادگیری ، اشتباه است و جواب آن سئوال این است : هم بازی و هم یادگیری .

محققان دانشگاه پزشکی تگزاس ، به این نتیجه رسیده اند که بازی کردن با اسباب بازی های مختلف در دوره نوزادی با رشد بهره هوشی کودک در سن سه سالگی ، ارتباط مستقیم دارد .

کودکانی که بازی نمی کنند ، از کودکان نظیر خود که بیشتر بازی می کنند 20 تا 30 درصد مغزی کوچک تر دارند .[4] این تحقیق توسط روان شناسان کودک و بازی تایید شده است .[5]

یکی از این روان شناسان ، با استفاده از اسکن های مغزی ، تفاوت بین کودکان عادی و قربانیان کوچک جنگ را که در یتیم خانه ها رها شده بودند ، نشان داد . در اسکن های وی ، مسیرهای عصبی در کودکان عادی با رنگ های درخشان و در کودکانی که مورد بی توجهی قرار گرفته بودند ، کدر و تاریک بود .

تحقیقات وی ، همچنین نشان می دهد کودکانی که بیشتر بازی می کنند ، به خصوص بازی های پرتحرک و شاد در انجام تکالیف مدرسه موفق تر هستند و بهتر می توانند مهارت هایی را در خود پرورش دهند که در زندگی آینده شان نیاز خواهند داشت .


[1] .برابر فرهنگستان زبان : نوعی اسباب بازی ، شامل قطعات کوچک عموما کائوچویی یا پلاستیکی است که می توان آنها را بر روی هم سوار گرد و برای بازی و سرگرمی چیزهایی مانند قطار ، خانه و کشتی ساخت .

[2] .کودک من چگونه نابغه می شود؟ توماس آرمسترانگ، مترجم : ترانه بهبهانی،ص142 به نقل از قدرت بازی، فرانک و ترزا کاپلان

[3] . کودک من چگونه نابغه می شود؟ توماس آرمسترانگ، مترجم : ترانه بهبهانی،ص142 به نقل از: برونوبتلیهم .

[4] . .ر.ک: کودک سالم، تونی بوزان، مترجم : یلدا قبادی ، ص 156.

[5] .دکتر کاتلین آلفانو و دکتر گلن دومان .


مطالب مرتبط