علت شکست های آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی ایران نداشتن شناخت درست از این حرکت عظیم و خاستگاه مبانی اسلامی آن است. باید گفت اسلام غرب را نشناخته است.

از تحلیل انقلاب اسلامی عاجزند

از تحلیل انقلاب اسلامی عاجزند

رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیر خود در جمع مردم قم به نکته ای مهم اشاره نمودند که راز همه شکست های آمریکا در #چهل_سالگی_انقلاب_اسلامی است. ایشان فرمودند:« همین چندی پیش در همین نزدیکی، یکی از دولتمردان آمریکایی در جمع یک مشت اوباش و تروریست گفت امیدوار است یا آرزو دارد که جشن کریسمس ۲۰۱۹ را در تهران بگیرد؛ جشن کریسمس ۲۰۱۹ همین چند روز پیش بود. این همان قدرت محاسباتی است، اینها همان آدمها‌یند. محاسبات آنها اقتضا میکند که یک چنین امیدی داشته باشند؛ مثل امید صدّام‌حسین که [میخواست] یک هفته‌ای بیاید تهران، مثل امید مزدور دیگرشان منافقین که از کرمانشاه راه بیفتند در ظرف سه روز مستقیم خودشان را برسانند تهران؛ اینها محاسبات است! توانایی محاسبات دشمن این است.»

اما براستی چرا آمریکا یی ها در درک و تحلیل انقلاب اسلامی عاجزند و بطور مستمر دچار اشتباه محاسباتی در این زمینه می شوند؟

جان فوران در آغاز مقاله( انقلاب 1977-79، چالش بر تئوری اجتماعی) می نویسد: «تحول گسترده اي که در 1978 تمام ایران را فرا گرفت، تقریباً تمام ناظران را، از ژورنالیستها و دیپلماتها گرفته تا اندیشمندان ایرانی و نظریه پردازان تغییرات اجتماعی جهان سوم، به تحیّر افکند.»

انقلاب ایران در عصر اطلاعات، که از دهکده جهانی و پایان عمر دین و عصر ایدئولوژي داد سخن می رفت، روي داد و اندیشه حاکم بر قرن بیستم و انقلابهاي جهان (سکولاریزم) که تحقق آن را احتمال نمی داد بی اعتبار ساخت. به همین دلیل، تحلیل گران غربی شگفت زده شدند و بر ناتوانی خویش در تحلیل انقلاب اسلامی ایران اعتراف کردند و انقلاب ایران فرضیه هاي آنان را به چالش کشانید. آنان با منطق سکولاریزم و لائیزم هرگز درك نکردند انقلاب دینی چیست، چگونه پدید می آید و انقلابهاي با ایدئولوژي مذهبی از چه ویژگی هایی برخوردارند. بر همین اساس، در تحلیل انقلاب اسلامی ایران با مشکلات جدي و اساسی روبه رو شدند و ماهیت دینی و مذهبی انقلاب ایران نظریه هاي آنان را زیر سؤال برد.

انقلاب اسلامی ایران به خوبی ثابت نمود که علی رغم ادعاي به سر آمدن عمر دین و خاموش شدن ستاره دین، خورشید دین هرگز غروب نخواهد کرد به روشنی نشان داد که در جهانبه اصطلاحمدرن هم مذهب می تواند نقش مهم و بزرگ منحصر به فرد و بی نظیر در زندگی فردي و اجتماعی بشر و در سیاست و اقتصاد جامعه ایفا کند.

بدون شک عامل اصلی پیدایش انقلاب ایران #مکتب_اسلام و مذهب شیعه است. به بیان دیگر، اسلام ستیزي شاه و رژیم سلطنتی و اسلام گرایی توده مردم، روشن فکران و نسل جوان معاصر، عامل پیدایش انقلاب و سقوط شاه و فروپاشی رژیم سلطنتی پهلوي بوده است. اسلام، عاملی است که از آغاز و تولد انقلاب تا پیروزي انقلاب به طور دایمی، آشکار، شدید، قوي و از نزدیک و مستقیم در همه مراحل حضور داشت و زیربناي انقلاب و موتور حرکت آن بود.

غرب و اندیشمندان آن از درک اسلام به عنوان یک مکتب جامع و کامل برای اداره جامعه بشری عاجزند. به همین علت در محاسبات خود برای ضربه زدن به ایران و براندازی انقلاب اسلامی دچار چالش هستند.

پروفسور روژه گارودي اندیشمند مسلمان فرانسوي، انقلاب اسلامی ایران را مظهر رویارویی فرهنگ اسلامی با فرهنگ و تمدّن غربی وآمریکایی ضداسلامی می داند و در تفسیر انقلاب ایران می گوید: من فکر می کنم که انقلاب ایران یکی از مهم ترین جهش هاي تاریخ بشریّت است ;چرا که انقلابی صرفاً اقتصادي نبوده و انگیزههاي اقتصادي و مقابله و مخالفت با طبقه برجسته هدف نهایی این انقلاب نبوده است این انقلاب حتی یک انقلاب صرفاً سیاسی نبوده است که بر ضد یک قدرت استبدادي حرکتی صورت گرفته باشد. این انقلاب در حقیقت یک نوع مخالفت و رویارویی با یک تمدّن، تمدّنی که ما آن را غربی یا تمدن آمریکایی می نامیم بوده است.

این رویارویی برای #غرب هیچگاه با پیروزی همراه نبوده است، بدین علت که نظام مادی غرب از درک ایمان دینی و فرهنگ اسلامی که بر پایه تعالیم وحیانی قرآن کریم در میان توده مردم وجود دارد عاجز است. جبهه استکبار از عمق نفوذ و دلبستگی مردم ایران به آرمان ها و اصول اسلامی انسانی انقلاب بی خبر است. از نظر تفكر اومانيستي غرب تمام كنش هاي انساني معطوف به هدفي است منطقي و عقلاني و مبتني بر محاسبات اين جهاني در حاليكه در معادلات "ايثار"،"شهادت"،و جهاد تمام محاسبات آن جهاني است .

غرب اگر بخواهد انقلاب اسلامی ایران را منهای اسلام و معارف غنی آن بشناسد حتما با شکست روبرو خواهد شد والبته تا کنون چنین بوده است. تفکر مادی لیبرال سرمایه داری در شناخت شناسی خود از اسلام و انقلاب اسلامی با چالش جدی مواجه است.

به واقع اختلاف مبنایی در آموزه های غربی و اسلامی به غرب این اجازه را نمی دهد که با نگاهی بی طرفانه و متفکرانه به شنخت درستی از اسلام برسد.


مطالب مرتبط