بر اساس روایات، پیامبر اکرم (ص) ریسمان محکم الهی را اهل بیت (علیهم السلام) و علی بن ابی طالب (ع) دانسته اند

اعتماد به خداوند بهترین راه خوب زندگی کردن نیست، تنها راه ممکن است

اعتماد به خداوند بهترین راه خوب زندگی کردن نیست، تنها راه ممکن است

بر خودت مسلط شده ای، مسیر نیک بختی را دیده ای و بایدها و نبایدهایش را پذیرفته ای و برای آن که با آن همراه بمانی و در جایی که هستی، بر جای نمانی و پیش بروی، یاد «او» را در دلت زنده نگه داشته ای و با این ذکر، جان تازه گرفته ای اما هنوز کار را محکم نکرده ای! هنوز توشه ات تکمیل نیست، به چیزی نیاز داری که تو را از غلتیدن در انحراف و کجی ها نگه دارد و در تلاطم حوادث مانع از سرگشتگی و حیرت تو شود. تو نیاز داری به «الاعتصام بحبله»؛ چنگ زدن به ریسمان الهی».

اما این کدام ریسمان است و کجاست؟

توصیفی که امیرالمؤمنین (ع) از ریسمان الهی دارند، ما را به جواب سؤال نزدیک تر می کند: «سبب بینک و بین الله؛ سببی بین تو و خدا». این یعنی قبل از هر چیز حواست باشد که نباید جایی بیرون از رابطه خودت و خداوند به دنبال آن باشی. هرچه هست بین تو و خداوند است و اگر چیزی هست که ربط و نسبتی با خدا ندارد، ریسمانی نیست که خدا برایت آماده کرده و به کار تو نخواهد آمد؛ هرچند به ظاهر هم قدرت هایی داشته باشد، هم ادعای یاری رساندن و دلسوزی بکند و هم عده ای به خیال خام نجات، به آن چنگ زده باشند. با همین منطق است که می توان حدس زد: هر راهی برای سعادت که با دین خدا خویشاوند نباشد، بیراهه است و هر روشی برای آرامش و موفقیت که با احکام خدا ناسازگار باشد، سرانجامش یأس، پوچی و مرگ خواهد بود.

هر راهی برای سعادت که با دین خدا خویشاوند نباشد، بی راهه است

برای خوب شدن و خوب زندگی کردن، اعتماد به خداوند بهترین راه نیست، بلکه این تنها راه ممکن است و اگر خواستی طرحی برای زندگی ات بریزی و چیستی و کیستی ات را و چرایی بودنت را و مسیر رفتنت را نقش بزنی، اول جای خدا را در آن مشخص کن! همه چیز در نسبت با اوست که خودش را پیدا می کند. اما کار به همین جا ختم نمی شود و هنوز کج راهه ها جدا نشده اند. هنوز و حتی وقتی جای خدا را هم مشخص کردی، ممکن است در رابطه با او دچار خطا شوی. یک قدم جلو آمده ای و پوچ اندیشی هایی را که دیگران را به جای خدا گرفته اند، کنار زده ای اما میان تو و خدا فاصله ای هست که باید برداشته شود و فراموش نکن که ریسمان الهی قرار است همین کار را انجام بدهد؛ یعنی سببی بین تو و خدا شود و حتما متوجه هستی که همه ممکن است درباره این سبب هم نظر نباشند! از این جاست که باید پرسید: اگر ریسمان الهی یک سبب بین من و خداوند است، خب این سبب دقیقاً چیست؟

راه تو معلوم است اما وسیله ات چیست؟ این وسیله سرعت کافی دارد؟ تحمل سنگینی باری که بر آن می گذاری دارد؟ تو را در نیمه راه نمی گذارد، چپ نمی کند، در سر بالایی ها کم نمی آورد، به دیگران آسیب نمی زند، بیش از فایده اش هزینه نمی برد و تو را از مقصد و مسیر و سفر، متنفر نمی کند؟ و آیا اصلاً این سببی که انتخاب می کنی همانی است که خداوند سبب میان خودش و تو قرار داده یا بدل است؟ سببی بین تو و خداوند؛ ادیان و مذاهب مختلف هریک تفسیر خودشان را از این «سبب» دارند اما برای فهمیدن حقیقت چه راهی بهتر از این که به آن چه خود خدا فرموده است، اعتماد کنیم.

شاید برای برخی ها دشوار باشد که نظر خدا را در این باره جویا شوند و سبب اصلی را از بدلی تشخیص بدهند اما برای کسانی که به حقیقت قرآن باور دارند، نه! نه تنها در آیه های قرآن به اهمیت این کلام اشاره شده است و هدایتش را به بهترین راه ها، بلکه به خودی خود و از این جهت که فرستاده خداوند است، حلقه اتصال زمین و آسمان، من و خداوند است. آن چه خداوند از طریق پیامبرش در اختیار انسان گذاشته است قرار است در نهایت، همین کار را برای انسان انجام دهد یعنی با آیه آیه اش فاصله بین من و خدا را از میان بردارد و وسیله ای بشود برای بالا رفتن و اوج گرفتن. از این جهت، سبب و ریسمان الهی، خود قرآن است؛ چنان که برخی از مفسران درباره آیه «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید»[1]چنین گفته اند.[2]

5de60324386c9.jpg

برای فهمیدن حقیقت چه راهی بهتر از این که به آن چه خود خدا فرموده است، اعتماد کنیم

بر اساس روایات، پیامبر اکرم (ص) ریسمان محکم الهی را اهل بیت (علیهم السلام) و علی بن ابی طالب (ع) دانسته اند و امام صادق (ع) فرموده اند: ما همان ریسمان الهی هستیم.[3] روایات در این باره فراوان است اما فارغ از همه این اشاره های ارزشمند، همین که به جایگاه حضرات معصومان (ع) در هستی و در هدایت بشر، توجه شود، کافی است تا دریابیم که بین ما و خدا ریسمانی محکم تر از این پیدا نمی شود.

امیر المؤمنین (ع) پس از اشاره به نجات بخش بودن این سبب محکم الهی فرموده اند: «ان انت اخذت به»؛ اگر آن را دریابی و رها نکنی»؛ یعنی ممکن است این حقیقت را بدانی اما به هر دلیل دست از ریسمان بکشی و به سقوط خودت راضی شوی. هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر فهمیدی کدام مسیر درست است و کدام یکی از نگرش ها و روش ها ریسمان محکم تر را به تو نشان داده اند، حتما ریسمان محکم به دردت بخورد، مگر این که دست به کار شوی و به هر شکل که ممکن است خودت را به آن برسانی و محکم به آن بچسبی! یعنی همه اقتضائات آن را بپذیری و همراهش شوی؛ دیگر با هر نسیمی به سمتی نروی و با هر موجی دچار تلاطم نشوی. هم افق نگاهت را با آن تنظیم کنی و هم شیوه رفتارت را با آن همساز بسازی.

نکته ای که می ماند این است که اگرچه چنگ زدن به ریسمان الهی در رفتار و عمل ما نیز نمود خواهد داشت اما باید در اعماق قلب انسان ریشه دوانده باشد. این اتصال، اتفاقی است که در قلب می افتد. هر لحظه من زمان امتحان من است که اولاً چقدر قلبم با این سبب آسمانی پیوند دارد و با او مأنوس و به او متکی است و ثانیاً اگر دم از ولایت اهل بیت (علیهم السلام) می زنم، تا چه اندازه آن را در جای خود و چنان وسیله ای برای پیوند با خداوند بزرگ قرار داده ام؟

منبع: نشریه خانه خوبان (101)، محمد حسین شیخ شعاعی


پی نوشت ها:

[1] . آل عمران، 103.

[2] . المیزان، ج3، ص369.

[3] . مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص805.


مطالب مرتبط