امام رضا علیه السلام در سخنانی منظور از ‏«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» را بیان کرده اند.

امام رضا علیه السلام و تفسیر «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»

امام رضا علیه السلام و تفسیر «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»

خداوند در دو جا ازقرآن می فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون»-‏ اگر شما نمى ‏دانيد از آگاهان بپرسيد. یکی در سوره نحل آیه 43 و دیگری در سوره انبیاء آیه 7.

«اهل ذكر» از نظر مفهوم لغوى، تمام آگاهان و مطلعان را در بر مى ‏گيرد و این دو آيه بيانگر رجوع جاهل به عالم است و تفسیر اهل ذكر به اهل بيت علیهم السلام بيان واضح ترين مصداق هاى آن می باشد. در رواياتی كه از امام رضا علیه السلام نقل شده حضرت در تفسیر «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» نکاتی را بیان فرموده اند.

روایت نخست:

حضرت رضا عليه السّلام در ضمن سخنانى كه نزد مأمون راجع به فضيلت عترت طاهره بيان مى‏ كرد فرمود: ما همان‏ «أَهْلَ الذِّكْرِ» هستيم كه قرآن مى‏ فرمايد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏» ما اهل ذكر هستيم، پس اگر نمى ‏دانيد، از ما سؤال كنيد. علماء حاضر در آنجا گفتند: مقصود خدا از اهل الذّكر يهود و نصارى هستند، حضرت فرمودند: سبحان اللَّه! آيا چنين چيزى جايز است؟ در اين صورت آنان ما را به دين خود دعوت خواهند كرد و خواهند گفت: آن دين، از اسلام بهتر است.

مأمون گفت: آيا در اين باره توضيحى داريد بر خلاف گفته علماء؟

حضرت فرمودند: بله، «ذكر» رسول اللَّه است و ما نيز اهل او هستيم. اين مطلب در قرآن در سوره طلاق كاملا روشن است، آنجا كه مى‏فرمايد: «فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ‏»[1] پس ذكر، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است و ما هم اهل (خاندان) او هستيم.[2]

روایت دوم:

حسن بن علی ‏می گويد به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: قربانت گردم «اگر نمي دانيد از اهل ذكر بپرسيد» يعنى چه؟ فرمود: مائيم اهل ذكر و مائيم پرسش ‏شوندگان. عرض كردم: شما پرسش‏ شونده و ما پرسش ‏كننده ‏ايم؟ فرمود: آرى، عرض كردم، بر ماست كه از شما بپرسيم؟ فرمود: آرى عرض كردم: بر شماست كه به ما پاسخ دهيد؟ فرمود: نه، اختيار با ماست، اگر خواستيم پاسخ می دهيم و اگر نخواستيم پاسخ نمی دهيم، مگر نمي شنوى قول خداى تبارك و تعالى را «اينست بخشش بي حساب ما خواهى ببخش يا نگهدار».[3][4]

روایتی دیگری از حسن بن علی وشاء نزدیک به همین مضمون در کتاب بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 38 نیز آمده است.

روایت سوم:

محمد بن ابى نصر می گويد: به امام رضا عليه السلام نامه ‏اى نوشتم كه قسمتى از آن اين بود: خداى عزوجل فرمايد: «اگر نمي دانيد از اهل ذكر بپرسيد» و نيز فرموده است «مؤمنين همگى نتوانند سفر كنند، پس چرا از هر گروه ايشان، دسته ‏اى سفر نكنند، تا در امر دين دانش آموزند و چون بازگشتند، قوم‏ خويش را بيم دهند شايد آنها بترسند‏»[5] بنابراين بر مردم پرسش واجب گشته و بر شما پاسخ واجب نيست، امام عليه السلام مرقوم فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد: «اگر از تو نپذيرفتند، بدان كه فقط از هوس هاى خود پيروى مي كنند، گمراه ‏تر از كسى كه پيروى هوس خود كند كيست؟».[6][7]

روایت چهارم:

احمد بن محمّد می گوید حضرت رضا عليه السّلام برايم نوشت: خداوند به ما و تو بهترين عافيت عنايت كند. شيعيان ما كسانى هستند كه تابع ما باشند و مخالفت با ما نكنند هر گاه ما خائف باشيم آنها نيز در خوف باشند هنگام امن ما در امان باشند. خداوند مي فرمايد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏» و در آيه ديگر مي فرمايد: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ‏»[7] براى شما واجب شده سؤال كردن و برگرداندن سؤال هاى خود را بما و بر ما واجب نشده جواب دادن مگر خداوند نهى نكرده از زياد سؤال كردن باز دست برنداشتيد. از اين كار خوددارى كنيد همانا كسانى كه قبل از شما بودند هلاك شدند به واسطه زياد سؤال كردن از پيامبران خود، خداوند در اين آيه مي فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مى‏ شود پرسش نكنيد».[9][10]

امام عليه السلام در برخی از این روایات به آياتی درباره اختيار پاسخ دادن و ندادن، استشهاد فرموده تا بفهمانند لازمست پاسخ دهنده در مقام پاسخ، ملاحظه فهم سئوال‏ كننده، هدف او را از سؤال و ساير شرايط را بنمايد. اگر سئوال‏ كننده استعداد فهم پاسخ آن را ندارد، یا در موضع تقیه، تقيه نکرده، يا از مطلب بيهوده سؤال کرده، یا اینکه اصلاً قصد فهميدن ندارد نبايد به او جواب داد. لذا امام عليه السلام سؤالى را كه صلاح بداند، جواب می گويد و نسبت به آنچه صلاح نمي داند، سكوت می كند.

#قرآن #احادیث #مام_رضا #تفسیر

پی نوشت ها:

‏[1] ‏طلاق، 11 - 10.‏

‏[2] عيون أخبار الرضا عليه السلام، شیخ صدوق، نشر جهان‏، تهران‏، 1378 ق،‏ ج ‏1، ص 239‏.

‏[3] ص، 39.‏

‏[4] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏‏1، ص 210‏.

‏[5] توبه، 122.‏

‏[6] قصص، 50.‏

‏[7] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، صفار، محمد بن حسن‏، به تصحیح محسن بن عباسعلى كوچه باغى، ‏کتابخانه آيه الله مرعشي نجفي‏، قم‏، 1404ق،‏ ج ‏1، ص 38‏.

[8] توبه، 122.‏

[9] مائده، 101.

[10] تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود عياشى، به تصحیح سيد هاشم رسولى محلاتى، مطبعة العلمية، تهران‏، ‏‏‏1380ق،‏ ج‏ ‏2، ص 261.


مطالب مرتبط