امام مهربانی

آفتاب وسط آسمان رسیده بود . عرق از سر و روی کارگران جاری بود .

کارگر جدید که برای اولین بار در منزل امام کار می کرد ، در فکر بود .

نمی دانست چقدر قرار است مزد بگیرد ، امشب باید ده درهم به خانه می برد و گرنه .....

صدای کارگر کناری او را به خود آورد.

5dcfefade62c0.jpg

کارها رو به اتمام بود که امام رضا (ع) وارد خانه شدند .

با آمدن ایشان ، همه دورشان حلقه زدند . امام با خوش‌رویی به همه سلام کردند .

5dcfefc94adec.jpg

امام با دیدن کارگر جدید رو به سلیمان کرد .

مزد این کار گر را تعیین کرده اید ؟

نه آقا ، هر چه بدهیم راضی است چیزی نمی گوید .

5dcfefd76504e.jpg

امام با شنیدن این حرف ناراحت شدند .

سلیمان فراموش کرده بود که امام گفته اند :

بارها گفته ام قبل از آن که کارگر شروع به کار کند مزدش را معین کنید .

5dcfefe7516a9.jpg

کسی نمی داند مزدش چقدر است .

اگر چند برابر مزدش را بگیرد ، باز فکر می کند مزدش کم بوده است .

امام به سوی کارگران رفتند و مزدشان را دادند به کارگر جدید هم مثل بقیه ده درهم دادند ؛ کمی هم اضافه دادند .


می پسندم (0) دانلود
کد نمایش ویدئو اشتراک
مطالب مرتبط