به اذعان همه تحلیلگران و کارشناسان انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با دیگر انقلاب های بزرگ جهانی دارای ویژگی های منحصربفردی است که او را از همه انقلاب های دنیا متمایز می کند.

انقلاب اسلامی الگوی جهانی

انقلاب اسلامی الگوی جهانی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از اندیشمندان و تحلیلگران شرقی و غربی به علت تاثیرات گسترده عمیق و گسترده این انقلاب در معادلات جهانی، انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب های بزرگ جهانی مقایسه کرده و می کنند.

انقلاب اسلامی پدیده بی نظیر قرن بیستم و سده های اخیر اسلام است. حقیقت نیز این است که در میان رویدادهاي بزرگ اجتماعی و سیاسی کشورهاي جهان ، انقلاب هاي فرانسه ، روسیه و ایران ،شاخص ترین آنها محسوب می شوند.

موج خروشان مردم

مردم فرانسه در سال 1789 وروس ها در سال 1917 شاهد جا به جایی قدرت در کشورشان بودند . اما آنچه در این دو کشور روي داد ، از نظر گستردگی دامنه مبارزات انقلابی و حضورتوده هاي مردم در آنها ، هرگز با انقلاب اسلامی و حضور میلیونی مردم ایران در روند پیروزي انقلاب ، قابل مقایسه نیست.

گستردگی حضور مردم و همه اقشار اعم از کارگران، کارمندان، دانشگاهیان، بازاریان، روحانیون در انقلاب اسلامی بی سابقه بوده است بطوریکه (فرد هاليدي) از محققين انقلاب هاي جهان و متخصص امور خاورمیانه نيز معتقد است كه از لحاظ به صحنه كشاندن اقشار وسيع مردم، انقلاب اسلامي عظيم ترين انقلاب تاريخ است.(روزنامه اطلاعات13تیر68)

در همین زمینه پترآوری، گاوین همبلی و چارلز ملویل در کتاب تاریخ ایرانِ دوره پهلوی (از رضاشاه تا انقلاب اسلامی)

می نویسد:« در انقلاب اسلامی سال 1357 دو جنبه مرتبط با هم، بیش از هر چیز دیگر چشمگیر بود: یکی وسعت مشارکت عموم مردم در نهضت که در دیگر انقلاب های سده بیستم میلادی سابقه نداشت؛ و دیگری غلبه ماهیت اسلامی آن از لحاظ ایدئولوژیکی، سازمان دهی و رهبری.»

اسلام مکتبی برای همیشه تاریخ

از سوی دیگر اسلام به عنوان ستون و پایه اصلی انقلاب و نظام جمهوري اسلامی ایران ، راه پیشرفت کشور و جبران عقب ماندگی هاي تاریخی گذشته را فراهم کرد . انقلاب فرانسه به ايده جدايي دين از سياست و دولت رسميت بخشيد و انقلاب كمونيستي روسيه ايدة مقابله دولت با دين را پيش كشيد، اما انقلاب ايران مجدداً‌ ايده تلفيق دين و دولت را رسميت بخشيده كه امروز در قالب جمهوري اسلامي نمود پيدا كرده است بر این اساس ، ایدیولوژي اسلامی انقلاب مردم ایران ، آن را از سایر انقلاب هاي بزرگ جهان متمایز می سازد.

یروان آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب می نویسد:«در سده بیستم، دو انقلاب مهم (انقلاب مشروطه 1285 ـ 1288) و انقلاب اسلامی (1357) در ایران روی داده است. انقلاب نخست، شاهد پیروزی هرچند کوتاه روشنفکران مدرن بود. اما با انقلاب دوم، علمای سنتی به میدان آمدند؛ علمایی که از "دوران طلایی" اسلام الهام می گرفتند، پیروزی خود را با طرح و تدوین یک قانون اساسی کاملاً دینی تضمین نمودند، محاکم شرع را جایگزین داد گاه های موجود کردند و مفاهیم غربی همچون دموکراسی را مورد انتقاد قرار دادند.

در واقع در تاریخ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیده بی همتایی است؛ زیرا نه یک گروه اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی های غیر دینی، بلکه روحانیون سنتی مجهز به منبر و مدعی حق الهی در نظارت بر عملکرد همه مقامات غیرروحانی، حتی عالی ترین نهاد متشکل از نمایندگان منتخب ملت را به قدرت رساند...

اسلام در حالی محور و زمینه ساز انقلاب اسلامی شده است که جهان کنونی به شدت با چالش های فرهنگی و معنوی روبروست. برژینسگی استراتژیست و تئوریسین معروف آمریکایی می گوید:

سکولاریسم عنان گسیخته حاکم بر نیمکره غربی، در درون خود نقطه ویرانی فرهنگ غربی را می پرورد از این رو آنچه ابر قدرتی آمریکا را در معرض زوال قرار می دهد همین سکولاریسم است.

مردم، حاکمان حقیقی انقلاب اسلامی

حق حاکمیت مردم ایران بر سرنوشتشان از دیگر وجوه تمایز انقلاب اسلامی است. هرگز در تاریخ هیچ انقلابی ، به استثناي انقلاب اسلامی مردم ایران ، مشاهده نشده است که انقلابیون سابق و صاحبان کنونی قدرت ، دیدگاه هاي توده ي مردم را در تعیین نوع حکومت در نظرگرفته باشند . اما انقلاب اسلامی و جایگاه والاي مردم از دیدگاه بنیانگذار #جمهوری_اسلامی_ایران ، واجد چنین خصیصه اي بود و همین ویژگی ، یکی از وجوه تمایز بارز انقلاب اسلامی با انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه است. برگزاري همه پرسی مارچ سال 1979 نه تنها در تاریخ ایران ، بلکه در تاریخ سایر انقلاب هاي جهان نیز ، رویدادي یگانه و بی نظیر است.

یکی از اصلی ترین وجوه تمایز انقلاب اسلامی، مسئله #رهبری_انقلاب است. اگر نیم نگاهی به انقلاب های بزرگ دنیا بیندازیم، بخوبی قوت و قدرت رهبری مرجعیت دینی را در مقایسه با دیگر انقلاب ها نشان می دهد. در انقلاب فرانسه رهبری واحد و قاطعی نبود،رهبران اصلی انقلاب بطور خلق الساعة در این مقام قرار گرفتند و وابستگی طبقاتی داشتند

در پیشاپیش انقلاب روسیه نیز یک رهبر حزبی قرار داشت که نمی توانست ادعای رهبری تام و قاطع بر قاطبه مردم را بنماید. حتی در فوریه 1917 نام هیچ رهبری به چشم نمی خورد و در اکتبر 1917 نام لنین، تروتسکی، استالین، بوخارین و...به چشم می خورد که اینان هم مانند رهبران انقلاب فرانسه پایگاه مردمی چندانی نداشتند و توده های مردم لنین را نمی شناختند.

این در حالی است که رهبری انقلاب در ایران از یک پایگاه وسیع و عمیق مذهبی و بلا منازع برخوردار بود. او هم طراح، هم ایدئولوگ و هم معمار، مدیر و مجری انقلاب بود که در همه مراحل انقلاب چه قبل و چه بعد از پیروزی به این عنوان شناخته شد.

برای جمع بندی می توان به اظهار نظر اسکاچ پل نویسنده معروف که مطالعات وسیعی در زمینه بررسی تطبیقی انقلاب ها انجام داده است اشاره کرد، او در این زمینه می گوید:

جای تردید نیست که علل بروز انقلاب ایران با آنچه در انقلاب های فرانسه، روسیه و چین رخ داد، متفاوت بوده و اختلافات فاحش دارد، انقلاب ایران پدیده ای کاملا خلاف طبیعت بود این انقلاب محققا یک انقلاب اجتماعی است مع ذالک پروسه انقلاب مخصوصا حوادثی که منجر به سقوط شاه شد، علت هایی را که در مطالعه تطبیقی خود از انقلابهای فرانسه، روسیه و چین مطرح کرده بود، زیر سؤال برد. انقلاب ایران آشکارا آنقدر مردمی بود و آنقدر روابط اساسی و پایه فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی - اجتماعی را در ایران تغییر داد که حقیقتا از نمونه های انقلابهای اجتماعی - تاریخی بزرگ می باشد. ...

مطالب مرتبط