اگر بر روی انقلاب اسلامی تدبّر نشود، در اذهان عمومی به یک حادثه ی سیاسی تبدیل می شود که در آخر قرن بیستم اتفاق افتاد و دیگر هیچ

انقلاب اسلامی و نجات از فردگرایی

انقلاب اسلامی و نجات از فردگرایی

امام خمینی رحمت الله علیه فهمیدند غور در عرفان و فقه و فلسفه بدون حیات دینی که به وسعت اجتماع باشد، یک نوع انزوا و فروافتادن در دیوارهای تنگ فردگرایی است و از این طریق انسان به شکوفایی واقعی نمی رسد و از آن طریق بی آیندگی به کلی از صحنه ی جان انسان رخت برنمی بندد و در نتیجه خداوند انقلاب اسلامی را به ایشان هدیه داد.

این خطر برای مردم ما نسبت به انقلاب اسلامی هست که عده ای فکر کنند برای مسلمان بودن نیازی نیست حتماً وارد اردوگاه انقلاب اسلامی شد.

عدم تدبر در انقلاب اسلامی و غفلت از ریشه ی تاریخی آن، موجب ظلمی می شود که ما شیعیان به خود و مکتب تشیع خواهیم کرد. فراموش نفرمائید که انقلاب اسلامی را یک فقیه عارفِ سالک شکل داده است، یعنی یک عکس العمل سیاسی در مقابل نظام شاهنشاهی نیست، یک حقیقت باطن دار است و باطنش هم باطن دارد و به همین جهت ظرفیت تدبّر اساسی در آن موجود است. از آن جایی که حادثه های ریشه دار با ارتباط با باطن شان شناخته می شوند، انقلاب اسلامی به این راحتی ها فهمیده نمی شود، زیرا یک حادثه ی اتفاقی نیست.

اگر بر روی انقلاب اسلامی تدبّر نشود، در اذهان عمومی به یک حادثه ی سیاسی تبدیل می شود که در آخر قرن بیستم اتفاق افتاد و دیگر هیچ. اگر شیعیان در ذات انقلاب اسلامی تدبّر می کردند آیا متوجه نمی شدند این همان غدیر است که منزل به منزل، تاریخ را طی کرده و جلو آمده تا به لطف الهی حالا که امکان حاکمیت خودِ معصوم فراهم نشده است، سخن معصوم در صحنه ی تصمیم گیری های کلان در صحنه باشد، تا آرام آرام حاکمیت خودِ معصوم ظاهر شود؟ اینجا است که متوجه می شویم در همان راستایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در رابطه با قرآن و عترت فرمودند: «ما اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً»؛(1) هرگاه به این دو یعنی قرآن و عترت، متصل باشید، هرگز به انحراف نمی افتید، انقلاب اسلامی راه نجات انسان در این قرن است از هرگونه انحراف و پوچی.

مقایسه کنید جلسات دینی را که از ترس سیاسی بودن، از انقلاب اسلامی و امام خمینی رحمت الله علیه حرف نمی زنند، با جلسات دینی که در کنار توجه به سایر ابعاد دین، به انقلاب اسلامی و رهبری آن توجه دارند، آیا افراد در این دو نوع جلسات در یک سطح و در یک فضا زندگی می کنند؟ آیا آن شور و نشاط و وسعتی که در جلسات نوع دوم هست با جلسات نوع اول قابل مقایسه است؟ عین همین مسئله در شخصیت روشنفکران غیر دینی نسبت به روشنفکرانِ متوجه جایگاه انقلاب اسلامی، قابل رؤیت است، حال باید پرسید کدام نوع افراد به امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام نزدیک ترند؟ روشن است که آن نوع زندگی که امامی معصوم در افق انسان و جامعه قرار دارد، راه به سویی دارد که دنیای جدید هرگز نمی تواند آن را تحمل کند. مگر این صنعتی که ما می خواهیم شروع کنیم و دنیای غرب مانع می شود جز این است که آن ها نگرانند آرام آرام ما از آن ها فاصله بگیریم و با رویکرد خودمان به انسان و جهان، آن صنعت را مدیریت کنیم؟ این را می توان در دنیا تجربه کرد که اگر بهترین کارخانه ها را داشته باشیم ولی ولایت خدا و امام معصوم مدّ نظر نباشد، به همان بی حاصلی دچار می شویم که غرب دچار شد. آری اگر صنعت غرب در این کشور آمد و با روح انقلاب اسلامی مدیریت شد نتیجه چیز دیگری می شود.

احمد آقا خمینی رحمة الله علیه از قول امام خمینی رحمت الله علیه قضیه ای را نقل کرده بودند که اگر این سرود «ای مطهر» را -که رادیو و تلویزیون بارها پخش می کرد و چند بار هم مردم از امام رحمت الله علیه سؤال کرده بودند و ایشان فرموده بودند: هیچ اشکالی ندارد- دولت سعودی پخش کند می گویم حرام است! یعنی؛ اگر سرود «ای مطهر» در فضای فرهنگ غیر دینی نواخته شود آن نتایج را در بر ندارد بلکه نتیجه ی عکس می دهد. این که عرض می کنم اگر نظام اسلامی بر صنعت غربی احاطه پیدا کند روح دیگری بر آن دمیده می شود بحث عمیقی است که لازم است مطلب را در مباحث غرب شناسی دنبال بفرمائید.(2) روایاتی که می فرماید اگر کسی ولایت ائمه علیهم السلام را نداشته باشد از عباداتش بهره نمی برد، به جهت رویکرد متفاوتی است که انسان ها در عدم توجه به ولایت ائمه علیهم السلام پیدا می کنند،(3) آن کس که در افق زندگی خود انسان های معصوم را می شناسد و سعی دارد در تمام مناسبات زندگی به آن ها نظر کند خیلی فرق می کند با انسانی که با مجموعه ای از آگاهی های ذهنی می خواهد زندگی کند، چنین انسانی حتی جایگاه عبادات خود را درست نمی شناسد.

منبع:

کتاب انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی، اصغر طاهرزاده، ص 44-48.

-----

پی نوشت ها:

1. الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج 1، ص، 176.

2. مباحث غرب شناسی را می توانید در کتاب های «نگرشی بر تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» از همین مؤلف دنبال فرمائید.

3. پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «فَإنّهُ لَوْ عَبَداللهَ عَبْدٌ سَبْعینَ خَریفاً تحتَ المیزاب قائماً لیلهُ، صائماً نهارُه، وَ لَمْ یکُنْ لَهُ ولایهُ علی بن ابی طالب علیه السلام لَأکَبَّهُ اللهُ عَلَی مِنْخَریهِ فِی النّار»؛ (تفسی رجنابادی، ج 4، ص 228) اگر بنده ای خدا را هفتاد سال زیر ناودان کعبه عبادت کند، در حالی که شب ها به نماز ایستاده و روزها، روزه دارد و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را نداشته باشد، از بینی او را در آتش می اندازند.


مطالب مرتبط