حضرت امیر «ع» مثل ما اینقدر روی مباحث اختلافی جدال نکرد. ایشان هیچ وقت با خلفا نجنگیدند و به خاطر حفظ اسلام و حفظ وحدت از حق خود گذشت کردند. ثمره این رویکرد حضرت امیر «ع» این شد که مسلمانان به جای جنگ داخلی دو امپراطوری بزرگ جهان را فتح کردند و نیمی از دنیا را گرفتند

اگر امیرالمومنین به وحدت پایبند نبودند، ما نه مسلمان بودیم نه شیعه!

اگر امیرالمومنین به وحدت پایبند نبودند، ما نه مسلمان بودیم نه شیعه!

حجت الاسلام عبدالکریم بی آزار شیرازی
کاروان سرزمین برادری اجتماعی بود خودجوش از میان مردم که برای من خیلی جالب است که خود مردم به این فکر افتادند که ما تا کی باید با هم اختلاف داشته باشیم و جدال و درگیری داشته باشیم؟ آیا بعد از رحلت امام «ره» که این جدال ها شدت گرفته و مرتب ما علیه اهل سنت و اهل سنت علیه ما کار می کنند، به نتیجه مثبتی رسیدیم یا اینکه روز به روز حالت تخاصم و درگیری بیشتر و بیشتر شده و داعش و القاعده و شیعه کشان ثمره این جدال ها شده اند؟ برای من خیلی جالب است که خود مردم به این فکر افتادند که این کارها عاقبت خوشی ندارد.
متاسفانه در هر دو طرف غالبا برد با کسانی است که می خواهند بگویند من برتر از دیگران هستم و من باشم و تو نباشی! می خواهد با نفی دیگران خودش را اثبات کند. افرادی تحت عنوان کاروان سرزمین برادری از دل مردم و با فطرتی پاک جمع شدند که خواهان این هستند که به جای پرداختن به اختلافات، به خود بپردازیم و خودمان را طبق اسلام آسمانی و اخلاق اهل بیت «ع» اصلاح کنیم. نه اینکه اصلاح خودمان را رها کنیم و یقه دیگران را بگیریم که چرا در 1400 سال قبل برخی ها به اهل بیت «ع» ظلم کردند.
استقبال اهل سنت هم در مجالس و محافل الحمدالله خیلی خوب بود. البته نباید انتظار داشت که استقبال خیلی خوبی داشته باشند چرا که هنوز خیلی ها اطمینان چندانی که باید داشته باشند ندارند. به این دلیل که در گذشته خیلی ها حرف از برادری و وحدت زدند ولی با دورویی و دورنگی کار کردند و اهل سنت هم متوجه این عدم صداقت شدند. آنها دورویی را خوب می فهمند، هرچند که ممکن است که به روی ما نیاورند. لذا تا اطمینان کسب کنند، زمان می برد.
آنچه که برای من جالب است این است که این جمع عملا و صادقانه پای به میدان وحدت گذاشته اند. به همین خاطر من احساس کردم که پذیرایی اهل سنت از این کاروان بیش از سایر کارهایی بود که در موضوع وحدت انجام می شود.
ما در نماز جمعه اهل سنت سنندج هم شرکت کردیم و من احساس کردم که صحبت ها خیلی موثر بود و استقبال خیلی خوبی هم شکل گرفت. من در سخنرانی ای که در آن جا داشتم گفتم برخی از کلمات هستند که در معانی خود به کار نمی روند و از آن سوء استفاده می شود. یعنی دو کلمه رافضی و ناصبی. رافضی در گذشته به شیعیان غالی گفته می شد. آنهایی که ائمه «ع» را خدا می دانند و یا به این خاطر دیگران را به فحش می گیرند. اما می بینیم که امروزه آن را به کل شیعیان تعمیم داده اند. در مقابل در گذشته به کسانی که نسبت به ائمه «ع» بدگویی می کردند و دشمنی می ورزیدند ناصبی می گفتند. اما امروزه می بینیم که این کلمه را به کل اهل سنت تعمیم می دهند که غلط است.
شیعه یعنی کسانی که دوستداران اهل بیت «ع» هستند و سنی یعنی کسانی که پیرو سنت پیغمبرند. این دو مقابل هم نیستند. تمام مسلمانان جهان هم پیرو سنت پیغمبرند و هم دوستدار اهل بیت «ع». و اگر نباشند اصلا مسلمان نیستند! اگر کسی پیدا بشود و بگوید که من دوستدار اهل بیت «ع» هستم ولی از سنت پیغمبر «ص» پیروی نمی کنم مسلمان نیست. کسی هم که بگوید من سنت پیغمبر «ص» را قبول دارم ولی دشمن اهل بیت هستم نیز مسلمان نیست. بنابراین نباید این دو را در مقابل هم قرار بدهیم. متاسفانه دو طرف با این مفاهیم غلط در حال جنگ با دشمن فرضی هستند!
در زمان امام این مسائل نبود. در عوض ما جوانان با اخلاص و باتقوایی می دیدیم که نمونه اش را در میان اسرای رژیم بعث عراق دیدیم. یک زن بی حجاب وارد اردوگاه اسرا می شود که تمام نوجوانان و جوانان آنقدر تحت تربیت امام خمینی «ع» هستند که سرشان را زیر انداخته اند. و این زن شکست می خورد. می گوید چرا به من نگاه نمی کنید؟ می گویند چون تو بی حجابی! فورا روسری به سرش می اندازد. جوانان ما با اخلاق و تقوا او را شکست دادند. و این نوع رفتار است که جواب می دهد و برای ما پیروزی می آورد نه جدال و درگیری. دشمنان برای اینکه بین ما جدال بیندازند به عربستان رفتند و مشتی وهابی تندرو را تحریک کردند و ماهواره های فراوان راه انداختند و کتابهای فراوان علیه شیعه نوشتند. در این سو نیز کتابهای فراوانی علیه آنها نوشته شد و شبکه های ماهواره ای راه اندازی شد که هر دو سراغ کتاب دیگری می روند و موارد تفرقه آمیز را پیدا می کنند و به آن دامن می زنند. نتیجه این شده که آنها ما را فشل می کنند و ما آنها را فشل می کنیم و مشغول این جدل های داخلی شدیم. نتیجه شده عید عمرکشون که استعمارگران آن را مقدمه ای می کنند برای عید شیعه کشون!
جوانان تا چه موقعی می توانند به این اختلافات گوش کنند و منتظر تمام شدن آن باشند؟ بنابراین آنها هم فوج فوج از دین بیرون می روند. اگر ما جوانان را با اخلاق و تقوا و قرآن تربیت کنیم و نمونه ای از جوانان الگو را به عنوان محصولات مکتب اهل بیت «ع» به دنیا ارائه بدهیم، تمام دنیا شیعه می شدند. ولی ما می خواهیم با فحاشی و سب و لعن همه را شیعه کنیم و نمی شود. بعضی ها هم فکر می کنند که اگر تکفیر کنند مردم تابع آنها می شوند که فکر غلطی است.
تفرقه افکنان هیچ گاه به جایی نرسیدند. نه آن وهابی ها توانستند شیعه ها را قانع کنند که دست بردارند از اعتقادات خود، بلکه بالعکس بر اعتقادات خود مستحکم تر شدند. متقابلا هم افراط گرایان شیعه نه تنها نتوانستند طرف مقابل را قانع کنند بلکه آن ها را در عقیده خود محکم تر کردند. همه این اتفاقات به خاطر این است که نیت این افراد خدایی نیست، بلکه می خواهند بگویند که من برتر از تو هستم! اگر اینها قصدشان خدا باشد می توانند خیلی راحت با هم صحبت کنند.
مقام معظم رهبری می فرمایند که اشکالی ندارد که شما درباره مسائل اختلافی صحبت کنید. اما این مباحث بین در بین متخصصین و علما برگزار شود. نباید این مباحث را به کوچه و بازار برد. مردم عامی ظرفیت این مباحث را ندارند و آن را تبدیل به عمرکشان می کنند! آن یکی هم به سمت جنگ با شیعه سوق داده می شود. تحریک احساسات کردن از هر دو طرف غلط است. مباحث علمی باید در مجامع علمی و توسط علمای با سواد مطرح شود. این گفتگو هم باید با شیوه مسالمت آمیز و جدال احسن باشد. ما نباید این مباحث را به ماهواره هایی ببریم که استعمارگران پشت آن هستند. نتیجه اینکه ما در ماهواره هایمان مدام به همدیگر فحش بدهیم این می شود که تمام دنیا به ما می خندد!
حضرت امیر «ع» مثل ما اینقدر روی مباحث اختلافی جدال نکرد. ایشان هیچ وقت با خلفا نجنگیدند و به خاطر حفظ اسلام و حفظ وحدت از حق خود گذشت کردند. ثمره این رویکرد حضرت امیر «ع» این شد که مسلمانان به جای جنگ داخلی دو امپراطوری بزرگ جهان را فتح کردند و نیمی از دنیا را گرفتند. خیلی از مردم دنیا مسلمان شدند و کم کم آمدند به اهل بیت «ع» که الگوهای بی نظیری بودند، گرایش پیدا کردند. مکتب های اخلاقی که شکل گرفت تحت تاثیر ائمه «ع» بود. اگر حضرت امیر «ع» در آن زمان به وحدت پایبند نبودند و یک جنگ داخلی راه می انداختند، ما الان نه مسلمان بودیم و نه شیعه! دیگر هیچ اثری از اسلام باقی نمی ماند. اینکه امروز ما به امیرالمومنین «ع» تاسی می کنیم مرهون رویکرد وحدت گرای ایشان است. عظمت حضرت امیر «ع» در همین وحدت گرایی ایشان است. اگر ایشان با یک توطئه و کودتا دیگران را سرنگون می کرد و خود به جای آنها می نشست، با آنها فرقی نداشت! عظمت ایشان در این است که به خود فکر نمی کردند، بلکه به اسلام و خدا و وحدت اسلامی فکر کردند.
ائمه نیامدند که اسلام و وحدت را فدای رسیدن خود به پست و مقام بکنند. چراکه آنها اهل تقوا بودند. آنها مقام را نمی خواستند بلکه مقام به دنبال آنها بود. آنها عزت خود را از پست و مقام نگرفتند، بلکه به این مقام ها عزت دادند. اینکه ما این مسائل را وسیله ای برای جدال قرار می دهیم برای رضای خدا نیست، بلکه برای ارضا نفس شیطانی خودمان است تا برتری خودمان را بر دیگران تحمیل کنیم. اهل بیت«ع» هیچکدام چنین روشی نداشتند و اسلام را ناب را برای مردم بیان می کردند.
حضرت زهرا «س» می فرمایند : «والامامة لم من فرقه» امامت برای حفظ نظام و حفظ وحدت مسلمان هاست. ولی ما متاسفانه همین امامت را وسیله اختلاف کرده ایم. در عربستان هم مسئله توحید که مهمترین مسئله وحدت مسلمانان است وسیله اختلاف قرار گرفته است.
بسیاری از کسانی که در درس های اهل بیت «ع» شرکت می کردند، از کسانی بودند که امروز به آنها می گوییم «اهل سنت». ائمه «ع» هم خود با سایر مسلمانان رفتار خیلی خوبی داشتند و هم به پیروانشان توصیه کردند که در مجالس آنها شرکت کنید و پشت سر آنها نماز بخوانید. می فرمایند که اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بخواند، گویی پشت سر پیغمبر «ص» نماز خوانده است. این توصیه ها برای این بود که وحدت از بین نرود. چون از تفرقه فقط دشمنان اسلام سود می برند. تفرقه میان مسلمانان بزرگترین چیزی است که قرآن از آن نکوهش کرده است. خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَ‌ الَّذِینَ‌ فَرَّقُوا دِینَهُمْ‌ وَ کَانُوا شِیَعاً لَسْتَ‌ مِنْهُمْ‌ فِی‌ شَیْ‌ءٍ» ای پیامبر تمام کسانی که در دین شان فرقه فرقه شدن از تو نیستند. اینها مشرکند. «مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» مشرکین کسانی هستند که در دین خود فرقه فرقه شدند، تبدیل به حزب شدند و هر حزبی به آنچه دارد شادمان است.
لذا ائمه «ع» هم سفارش به حفظ وحدت کرده اند و هم خود عملا وحدت را حفظ کرده اند. امام رضا «ع» در هنگامی که مسلمانان به اختلافات شدیدی مبتلا شده بودند و برادرکشی مامون و هارون اتفاق افتاده بود، جلوی از هم گسستگی مسلمین را گرفتند.
امام باقر «ع» و امام صادق «ع» با درس هایی که برای همه مسلمین ارائه می کردند، در جهت آگاهی دادن به آنها کار می کردند و این آگاهی مقدمه ای است برای اتحاد. بسیاری از تفرقه ها به دلیل بی اطلاعی است. «الناس اعداء ماجهلوا». وقتی مردم از ناآگاهی نسبت به طرف مقابل بیرون بیایند، بسیاری از تفرقه کنار خواهد رفت.


مطالب مرتبط