امام زمان علیه السلام، وارث حقیقی نهضت اسلام است و بر پیروان و شیعیانش لازم است از دستورات او پیروی کنند تا دچار سامری و فریب او نشوند.

‎اگر بیاد امام زمان (عج) باشیم دچار فریب سامری نمی شویم

‎اگر بیاد امام زمان (عج) باشیم دچار فریب سامری نمی شویم

گاهی امّت آنچنان دچار و فريفته مظاهر دنیا می گردد كه در برابر چشمش صاحبان و وارثان حقیقی که پیامبر گرامی و ائمه علیهم السلام هستند قربانى می شوند در نتیجه حکومت به دست مردمانی می افتد که جامعه اسلامی را به تباهى می کشانند و این نیست جز کوتاهی کردن در شناخت صاحبان و وارثان حقیقی و پیروی نکردن از ایشان. در روایتی این مطلب به روشنی بیان شده است:

سليم بن قيس می گوید: حسن بن على عليه السّلام پس از صلح با معاويه بر فراز منبر رفت و بعد از حمد خداوند فرمود: اى مردم! معاويه پنداشته كه من او را براى خلافت شايسته مى ‏دانم و خود را شايسته ‏خلافت نمى ‏بينم! معاويه دروغ مى‏گويد‎.‎ من در كتاب خدا و فرموده رسولش به مردم سزاوارتر از خودشان هستم. به خدا سوگند! اگر مردم با من ‏بيعت مى ‏كردند و اطاعتم و ياريم مى‏ نمودند آسمان و زمين بركات خويش را بر آنان ارزانى ‏مى ‏داشت و تو اى معاويه در آن طمع نمى ‏ورزيدى.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم فرمود: «امّتى كه ‏سرنوشت و حكومت خويش را به فردى بسپارد كه در ميان آن امّت فردى داناتر از وى باشد، همواره به قهقرا می ‏رود تا به ملتى گوساله پرست برسد». بنى اسرائيل هارون را رها كردند و به گوساله روى آوردند در حالى كه ‏مى‏ دانستند هارون جانشين موسى است و اين امت على را رها كردند و شنيدند كه رسول خدا درباره على ‏عليه السّلام مى‏ فرمود: «تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى به جز نبوت، كه پس از من ‏پيامبرى نيست».

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم از قومش فرار كرد در حالى كه آنان را به ‏پرستش خداوند دعوت مى ‏كرد و كارش به جايى رسيد كه گريخت و به غار پناه برد. اگر يارانى مى ‏يافت ‏فرار نمى‏ كرد و اگر من هم يارانى مى ‏يافتم با معاويه بيعت نمى ‏كردم. هارون هنگامى كه قومش او را ناتوان ساختند و نزديك ‏بود وى را بكشند عليه آنان يارانى نيافت، رسول خدا هم هنگامى كه از قومش گريخت عليه آنان يارانى ‏نيافت، همين طور من و پدرم هنگامى كه امت ما را رها كردند و با غير ما بيعت نمودند يارانى نيافتيم و اين ‏سنن و امثال تاريخ است كه دارد تكرار مى ‏شود.[1]

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نسبت به مؤمنين از خود آنها سزاوارتر بود، سپس على بن ابى طالب علیه السلام نسبت به مؤمنين از خودشان اولى تر بود و بعد از آن سایر ائمه علیهم السلام تا می رسد به حضرت مهدی علیه السلام که سزاوارتر از خود مردم نسبت به آنهاست، این حضرات بدون تردید داناترین و بهترین کسان برای حکومت و اطاعتند و غیر آنها همه شیطانند و همچون سامری سبب انحراف، در این زمان باید با تنها وارث حقیقی این نهضت که صاحب العصر و الزمان علیه السلام است ‏بيعت کرد و اوامر ایشان را تا پاى جان، مال و فرزند اطاعت نمود و اجابت کرد که حقی ست بر گردن ما،

حضرت على علیه السلام در سخنی پس از اینکه حق مردم را بر خودش بیان می کند چنین مى‏فرمايد: «اما حق من بر شما اين است كه در بيعت خويش وفادار باشيد و در آشكارا و نهان خير خواهى كنيد هر وقت شما را مى‏ خوانم اجابت نمائيد و هر گاه فرمان مى ‏دهم اطاعت كنيد».[2]

حضرت موسى عليه السّلام براى آوردن تورات به كوه طور رفت این کار چهل روز طول کشید اما قوم او ثابت قدم نماندند و به سبب فريب دادن سامرى، گوساله پرست و گمراه شدند. اکنون امّت اسلام در زمان غيبت كبراى امام زمان علیه السلام به سر می برند باید مراقب باشند که تاریخ تکرار شدنیست مبادا در طول غيبت آن بزرگوار متزلزل شوند و مجذوب ‏قداست ‏گوساله‏هاى ريز و درشت سامرى گردند چرا که فریب خواهند خورد و منحرف و گمراه می شوند. این رهاسازی پیامدهای ناگواری ‏همچون ‏خلافت ستمکار، جهل، فقر و مشکلات سياسى، اقتصادى و اجتماعى را در پی خواهد داشت‎‏.‏‎

#امام_زمان #سامری

یادداشت: سیدمهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] ‏‏‎كتاب سليم بن قيس هلالي، با تحقیق محمد انصارى زنجانى خوئينى، الهادى‏، قم‏، 1405ق، ج ‏2، ص 938.

[2] نهج البلاغة، با تحقیق صبحي صالح، ‏هجرت‏، قم‏، 1414ق،‏ خطبه 34، ص 78.


مطالب مرتبط