اگر با سؤال یک کودک درباره خدا غافلگیر شدید بهترین راه پاسخگویی به آن چست؟

اگر کودکمان پرسید خدا چیست چگونه پاسخ دهیم؟

اگر کودکمان پرسید خدا چیست چگونه پاسخ دهیم؟

شاید شما هم با سؤال یک کودک درباره خدا غافلگیر شده باشید. اگر این پرسش دشوار، تکرار شود بهترین راه پاسخگویی به آن چست؟ کودکان می پرسند: خدا چه چیزی است؟ شایسته است که ما به آنها بگوییم خدا چه چیزهایی نیست، سپس، ذهن آنان را با کارهای خدا آشنا کنیم. در مرحله سوم و پس از سپری شدن دو مرحله گذشته، درباره صفات رحمانی خداوند آرام آرام توضیح دهیم تا روح پاک کودکان به نسیم مهر نواخته شود. پس از این او را دعوت کنیم که با فکر و تدبیر خود نشانه ها و دلایلی از جهان پیرامونش درباره خداوند بیابد. روشن است که کمک شما در این مرحله بسیار گره گشاست. البته در طی هر مرحله باید انتظار دانایی بیشتر را درباره کارها، صفات، نام ها و نشانه های خداوند در ایشان پدید آورد چون درباره خداوند نمی توان در زمانی محدود به نقطه مقابل قابل اطمینانی رسید.

معمولا کودکان می پرسند: خدا چیست؟ زن است یا مرد؟ کجاست؟ پدر و مادرش کیستند؟ چه می خورد؟ به طور طبیعی کودکان از آشنایی با موجود عجیبی که همه چیز را بداند و بر هر کاری توانا باشد و به گونه شگفت انگیزی در همه جا حضور داشته باشد به وجد می آیند و با تعجب و حیرت کودکانه دوست دارند که هر چه زودتر او را ببینند یا دستِ کم او را در ذهن خود به تصویر بکشند یعنی می خواهند حدّ و مرز او را مشخص کنند. حال باید چه کرد؟

در پاسخ به این پرسش می توان به تناسب سن کودکان در برابر چیستی خداوند اینگونه پاسخ داد:

- برای سنین 2 تا 4 سال بگوییم:

خدا مثل دوست داشتن است. وقتی من می گویم «دوستت دارم» این محبت از خداست، خدایی که به ما کمک می کند تا حیوانات و انسان ها را دوست داشته باشیم.

- برای سنین 4 تا 6 سال بگوییم:

خدا مثل زیبایی است او زیبایی ها را دوست دارد چون خودش هم خیلی زیباست. خدا به ما کمک می کند که تمام چیزهایی را که او زیبا آفریده مثل گل ها، درختان، پرندگان، کوه ها، دشت ها، دریاها، آسمان، ماه و ستارگان را، ما به همان زیبایی ببینیم و از بودنشان لذت ببریم. خدا به ما کمک می کند که در زندگی زیبا باشیم. لباس زیبا بپوشیم. زیبا سخن بگوییم. اخلاق و رفتارمان زیبا باشد و از همه مهمتر زیبا فکر کنیم. خدا ما را می بیند، صدای ما را می شنود. خداست که قلب ما را به تپش وا می دارد و گر نه ما یک لحظه نمی توانستیم زنده بمانیم. خدا آسمان، زمین، انسان ها، حیوانات و همه جهان را آفریده است.

- برای سنین 8 تا 10 سال بگوییم:

خداوند شبیه آدم نیست. بچه ندارد. پدر و مادر ندارد. خانه ندارد. خدا نه در آسمان است و نه در زمین اما همه جا است. از هر چیزی خبر دارد حتی از دل ما با خبر است. با همه اینها او آنقدر مهربان است که هرگز راز کسی را فاش نمی کند، آبروی کسی را نمی برد. او حتی به کسانی که دوستش ندارند مهربانی می کند. خدا یکی بیشتر نیست. اگر در جهان دو خدا یا بیشتر وجود می داشت نظم جهان به هم می ریخت چون هر خدایی می خواست کار خودش را بکند و آن وقت کار دنیا خراب می شد. نه اینکه خدایان با هم نمی توانند کنار بیایند نه، بلکه اصلاً خدایی که مجبور باشد با دیگر خدایان کنار بیاید دیگر خدا نیست و در واقع دستش از بسیاری از کارها بسته خواهد بود.

- اما برای سنین 10 سال به بالا چه بگوییم:

به تناسب رشد فکری و عقلانی فرزندان باید سؤالات پیچیده ای را مطرح کرد و پا به پای آنان به سوی کشف بهترین پاسخ ها گام برداشت. به عنوان نمونه رابطه خدا و انسان چیست؟ ارتباط او با طبیعت و آسمان و زمین چیست؟ آیا او حرف می زند؟ اگر حرفی زده است چه گفته است؟ آیا خدا زورگوست؟ یا اهل منطق و آرامش و مداراست؟ آیا او خشمگین هم می شود؟ چرا؟ آیا او از آفریدن انسان و جهان سود می برد؟ اگر نه پس چرا این همه را می آفریند و احساس خستگی هم نمی کند؟ کار خدا با این جهان از کِی شروع شده و کِی به پایان می رسد؟ او از ما انسان ها چه انتظاراتی دارد؟ او می خواهد با ما چه کند؟ آیا ما پس از مرگ، دوباره زنده می شویم؟ چرا؟ آیا خداوند باز هم با مهربانی می کند یا اینکه در آن جهان وضع به گونه ای دیگر است؟ آیا ما در جهان دیگر باز هم به خدا نیاز داریم؟ رابطه ما با او در جهان دیگر چگونه است؟ آیا خدا خودش می تواند پاسخ این همه سؤالات ما را درباره خودش بدهد؟ اگر پاسخ داده آن جواب ها در کجاست؟ پیش کیست؟ چگونه باید از آنها اگاه شد؟ و صدها پرسش دیگر مانند این پرسش ها.

نکته مهم اینکه: از یاد نبریم خورشید تابان یاد خدا و معرفت او، خیلی آرام بر افق وجود جویندگان، از خرد و کلان طلوع می کند. پیمودن این مسیر حوصله و شکیبایی بسیاری می طلبد. البته مدد جستن از خود خداوند برای شناخت او مؤثرترین شیوه توسل است.

منبع: سبک زندگی، فرهنگ نامه کاربردی مهارت های رفتاری و اجتماعی، محمد دشتی نیشابوری، نشر بشکوه، مشهد، 1392ش، ص 403 – 399.


مطالب مرتبط