ایمان به خدا که نباشد، هر اتفاقی تنها و تنها، سبب و علتی مادی دارد.

ایمان به خدا که نباشد...

ایمان به خدا که نباشد...

آیه یازدهم سوره تغابن:«َما اصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم»؛ هیچ مصبتی مگر به اجازه خداوند شما را نرسد و هرکس به خدا ایمان آورد، دلش را رهنمایی کند و خداوند به هر چیز داناست.

تفاوت یک فرد با ایمان با یک بی ایمان چیست؟! ایمان به خداوند چه تأثیری در زندگی، نگرش و روان آدمی دارد؟

ایمان به خدا که نباشد، هر اتفاقی تنها و تنها، سبب و علتی مادی دارد. آتش می سوزاند، آب غرق می کند و زهر می کشد. آدم خوب نیکی می کند و آدم بد، زشتی؛ سیاستمداران جنگ به راه می اندازند و بازاریان بر کالاها قیمت می گذارند؛ آنچه هست همین نمایش چند روزه گاه دلربا و گاه دلشکن است؛ پشت دیوار بلند این جهان، کسی؛ نیرویی و حتی ناظری نیست.

هر کس توانست در این آشفته بازار منافعی برای خود به دست آورد، زندگی اش معنا دارد و هرکس نتوانست زنده بودنش بی معناست. اگر پیروز شدی، به خود مغرور می شوی و اگر شکست خوردی از همه ناامید.

ایمان به خدا که نباشد، هر اتفاقی تنها و تنها، سبب و علتی مادی دارد

ولی اگر خداوند را باور داشته باشی؛ آتش می سوزاند، ولی به اجازه آفریننده اش. اگر اجازه ندهد، ابراهیم را نخواهد سوزاند. آب غرق می کند و زهر می کشد. اگر او بخواهد؛ آدم خوب به یاری، توفیق و خواست خدایش نیکی می کند. آدم بد نیز بر خلاف فرمان الهی ولی به اجازه او زشتی روا می دارد. آنچه که هست- چه دلربا و چه دل آزارش- به اجازه و در پرتو قدرت بی کران اوست. پشت دیوار کوتاه این جهان، آفریننده دانا سررشته همه چیز را در دست دارد. اگر پیروز شدی، به خود مغرور مشو اگر شکست خوردی ناامید مباش.

5e00901b72e95.jpg

خداوند خیر است پس نیکی ها و زیبایی ها و دادگری را دوست دارد، بدان ها فرمان می دهد و به اجازه او این همه انجام می گیرد؛ اما زشتی ها و بدی ها و ستمگری را دوست ندارد، از آن ها نهی می کند؛ ولی چون جهان آدمی، دنیای انتخاب و اختیار است، تا آن جا که او اجازه دهد، زشتی ها هم صورت می پذیرد و اگر نخواهد نه نیکوکار در کارش موفق می شود و نه زشت کردار.

این دو نگرش به ویژه در مورد حوادث ناگوار و مصیبت ها متفاوت اند؛ انسان سست ایمان، زلزله را قهر کور طبیعت می نامد، در برابر آن افسرده می شود و اگر هم بردباری کند، در برابر صبرش پاداش و پاداش دهنده ای نمی بیند. ولی آدم با ایمان، زلزله را به اجازه آفریدگار زمین و آسمان می داند و نه کور بلکه حکیمانه و هدفمند. با ایمان نیز در برابر مصیبت می گرید و غمگین می شود، همچون پیامبر اسلام (ص) در مصیبت مرگ فرزند خردسالش، ابراهیم. ولی هرگز بر خلاف باورش به خداوند، سخنی بر زبان و اندیشه ای به دل راه نمی دهد.

ایمان که باشد، پشت دیوار کوتاه این جهان، آفریننده دانا سررشته همه چیز را در دست دارد

ایمان به خدا در هنگام مصیبت، دل را آرامش می بخشد و به روشنایی راهنمایی می کند. در آیات 156 و 157 سوره بقره، نتیجه راهنمایی مؤمنان بردبار در زمان مصیبت به روشنی بیان شده است:

«الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ آنان که چون مصیبتی به ایشان رسد، گویند: ما از آن خداییم و به سویش باز می گردیم. درود و مهربانی پروردگارشان بر آنان است و آنان ره یافتگانند.

ایمان به خداوند نه تنها در هنگام مصیبت، بلکه در هر زمان و شرایطی دستگیر مؤمنان است. آن گاه که اندیشه های گوناگون، سخنان پراکنده، راه و بیراهه های بی شمار آدمی را سرگشته و متحیر می سازد، آفریدگار اوست که می تواند ره به او بنمایاند و حقیقت برایش آشکار کند و سره از ناسره بازشناساند. او به همه چیز دانا و آگاه است. آن گاه که نعمت و رفاه و دارایی کسی را فرا می گیرد، این ایمان به اوست که راه را بر خودخواهی و سرکشی و مال اندوزی می بندد. آن گاه که نفرت و کینه از کسی چشمانت را در برگرفته، باز ایمان توست که تو را به رعایت دادگری و انصاف می خواند و آن گاه که کسی را با تمام وجود دوست داری، تنها ایمان به خداست که دل را از بندگی و بردگی باز می دارد.

منبع: ماهنامه بشارت (120-119)، محمد سلطانی


مطالب مرتبط