دنيا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرت هاى مادى و نفرات خود مى‏ دانند، حتى معيار شخصيت در پيشگاه خدا را در اين چهار چوب تصور مى ‏كنند.

ایمان و عمل شایسته، معیار شایستگی انسان ها

ایمان و عمل شایسته، معیار شایستگی انسان ها

خداوند، ايمان و عمل صالح و انفاق و اخلاص را وسيله‏ ى قرب به خود قرار داده است، ولى گروهى مال و فرزند و نژاد را عامل قرب و سعادت مى‏ پندارند. خداوند در آیه 37 سوره سبأ مى فرماید: «هرگز چنان نيست كه اموال و اولادتان شما را نزد ما مقرب سازد»(وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏).
اين اشتباه بزرگى است كه دامنگير گروهى از عوام شده است كه تصور مى‏ كنند آن ها كه در اين جهان از نظر مادى گرفتار محروميتند مغضوب و مطرود درگاه خدا هستند و آن ها كه در رفاه نعمت غوطه ‏ورند محبوب و مقبول او مى ‏باشند. چه بسيار افراد محرومى كه با اين وسيله آزمايش مى ‏شوند و به برترين مقامات مى ‏رسند، و چه بسيار افراد متنعمى كه اموال و ثروتشان بلاى جانشان و مقدمه مجازاتشان است. البته اين سخن بدان معنا نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش لازم براى زندگى بر دارد، بلكه هدف اين است كه داشتن امكانات اقتصادى و نيروى انسانى فراوان هرگز معيار ارزش معنوى انسان ها در پيشگاه خدا نمى ‏شود.
سپس به معيار اصلى ارزش هاى انسان ها و آنچه مايه تقرب به درگاه خدا مى ‏شود پرداخته (به صورت يك استثناء) مى فرماید: «مگر كسانى كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه براى آن ها در برابر اعمالشان پاداش مضاعف است، و در غرفه ‏هاى بهشتى در نهايت امنيت به سر مى ‏برند»(إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ).
مساله مهم در زندگانى فرد و جامعه ها مساله معيار هاى سنجش، و نظام ارزشى حاكم بر فرهنگ آن جامعه است. زيرا تمام حركت ها در زندگى فرد و جمع از همين نظام ارزشى سرچشمه مى‏گيرد، و براى آفريدن اين ارزش ها است. اشتباه يك قوم و ملت در اين مساله، و روى آوردن به ارزش هاى خيالى و بى ‏اساس، كافى است كه تاريخ آن ها را به تباهى بكشد، و درك ارزش هاى واقعى و معيارهاى راستين محكم ‏ترين زيربناى كاخ سعادت آن ها است.
دنيا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرت هاى مادى و نفرات خود مى‏ دانند، حتى معيار شخصيت در پيشگاه خدا را در اين چهار چوب تصور مى ‏كنند. روى اين جهات نخستين و مهمترين گام اصلاحى انبياء در هم شكستن اين چارچوبه ‏هاى ارزشى دروغين بود، آن ها با تعليماتشان اين معيارهاى غلط را در هم ريختند، و ارزش هاى اصيل الهى را جانشين آن ساختند و با يك انقلاب فرهنگى محور شخصيت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبيله و فاميل به تقوا و ايمان و عمل صالح مبدل ساختند.
آرى اموال و فرزندان اگر در اين مسير قرار گيرند به همين صبغه الهى در مى‏آيند و رنگ ايمان و عمل صالح مى‏ پذيرند، و مايه قرب خدا مى ‏شوند.
در حدیثی می خوانیم: مردی نزد امام صادق (ع) از ثروتمندان یاد کرد و درباره آن ها بد گفت. امام فرمود: «ساکت باش، چرا که شخص ثروتمند اگر با خویشانش پیوند داشته و نسبت به برادرانش نیکوکار باشد، خداوند اجر او را دوچندان می کند. چنان که خداوند می فرماید: « هرگز چنان نيست كه اموال و اولادتان شما را نزد ما مقرب سازد مگر كسانى كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه براى آنها در برابر اعمالشان پاداش مضاعف است».(1)
اما اموال و اولادى كه انسان را از خدا دور سازند و همچون بتى مورد پرستش قرار گيرند و مايه فساد و افساد گردند آتش گيره ‏هاى جهنمند، و به گفته قرآن: دشمن جان انسان و دشمن سعادت او هستند: «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد بعضى از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آن ها بر حذر باشيد»! (تغابن/14).

#قرآن #ایمان #عمل_شایسته #ارزیابی

علی کفشگر فرزقی
منبع : تفسير نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج‏18، ص: 108
پی نوشت:
1. تفسير القمي، علی بن ابراهیم قمی، ج‏2، ص: 203





مطالب مرتبط