پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام، با سخنان و رفتار خود بر خوش رفتاری با همسایه و رعایت حقوق او تاکید فراوان کرده اند

با همسایه ها اینگونه باشیم

با همسایه ها اینگونه باشیم

انسان موجودی اجتماعی است و با تنها بودن چندان سازگاری ندارد و همیشه در پی این است که به گونه ای با افراد پیرامون خود ارتباط برقرار کند. دین اسلام نیز برای یک مسلمان چنین چیزی را خواستار است و با ارائه تعلیمات و سفارش هایی در پی سالم سازى روابط خانوادگی و روابط اجتماعی است که بعضی از آنها با رعايت حقوق دیگران به دست می آید.

یکی از تعالیم و سفارشاتی که اسلام بسیار به آن اهمیت داده و بر رعایت آن تاکید کرده، رفتار پسندیده و برخورد مناسب با همسایه و رعایت حقوق اوست که از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در روایات و کتاب های اسلامی نمونه های فراوانی از برخورد مناسب با همسایگان از سوی پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومین به چشم می خورد که شایسته است یک مسلمان واقعی از آنها الگو بگیرد و در رفتار خود از آنها پیروی کند.

- عفو همسايه يهودى‏

يكى از همسايگان پيامبر صلى الله عليه و آله - كه مردى يهودى بود- هر روز به هنگام عبور آن حضرت، از بالاى بام به بهانه ريختن خاكروبه‏ ها در كوچه، خاكسترى همراه با آتش بر سر و صورت آن حضرت مى ‏ريخت. اين برنامه هر روز ادامه داشت؛ تا آن كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله از كوچه گذشت و متوجّه خاكستر همسايه يهودى نشد. آن حضرت كنجكاو گشته، علّت آن را جويا شد. اصحاب عرض كردند: بحمداللّه در بستر بيمارى به سر مى ‏برد؛ پيامبر به قصد عيادت به طرف منزل يهودى حركت كرد، هنگام در زدن، همسر آن مرد يهودى از پشت در منزل گفت: كيست؟ حضرت جواب داد: پيامبر اسلام! زن گفت: چه کار داری؟ حضرت فرمود: به عيادت شوهرت آمده ‏ام! زن در را باز كرد. حضرت داخل شد و با آن يهودى به‏ گونه ‏اى برخورد كرد كه گويا اين يهودى هيچگونه اذيّت و آزارى نسبت به حضرت روا نداشته است.

وقتى يهودى اين رفتار حضرت را ديد، عرض كرد: يا رسول اللّه! آيا اين برخورد، جزء برنامه دين توست، يا از اخلاق شخصى شماست؟ حضرت فرمودند: «جزء برنامه دين اسلام است».[1]

- بخشش همسايگان و نرنجاندن آنها

روایت شده مردى خدمت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض نمود: يا رسول اللّه قلبم سخت شده و از نرمى فاصله گرفته است. حضرت فرمود: به پدر و مادر نيكویى كن، مسكينان را غذا بده، دست بر سر يتيمان بكش و آنها را اطعام كن و با همسايه ‏چه آشنا چه بیگانه، بخشش نما و ايشان را مرنجان. عرض كرد: يا رسول اللّه حق همسايه بر همسايه چیست؟ فرمود: «اگر تو را دعوت كند، اجابت كنى. اگر فقير شود، دستش را بگیری. اگر قرض خواست، بدهى. اگر خيرى به او رسید، تبریک بگویى. در مصيبت او را همراهی کنی. به هنگام فوت، به تشییع جنازه او حاضر شوى و...».[2]

- اول همسایه، بعد اهل خانه

امام حسن علیه السلام فرموده اند: شب جمعه ای مادرم فاطمه عليها السّلام در محراب عبادت ايستاده و پيوسته در حال ركوع و سجود بود تا سفيدى صبح ظاهر شد و در طول اين مدّت شنيدم كه براى مؤمنين و مؤمنات دعا مى ‏فرمود و براى خودش هیچ دعايى نكرد، پرسيدم: مادر، چرا همان طورى كه براى ديگران دعا کردی براى خود دعا نکردی؟ فرمودند: «فرزندم، اوّل همسايه را درياب سپس اهل خانه را».[3]

- حق همسایه را مراعات نکردی

از حضرت صادق عليه السلام روایت شده است: وقتى بنيامين با برادرانش به كشور مصر رفت، يعقوب علیه السلام عرض كرد: خداوندا، آيا به من رحم نمى ‏كنى كه چشمم را (در فراق يوسف) كور كردى و فرزندم يوسف را از من گرفتى. حالا بنيامين هم مى ‏خواهد از من دور شود. خداوند وحى فرمود: اگر آنها مرده باشند، آنها را زنده مى ‏كنم و تو را به آنها مى ‏رسانم. ولى آن گوسفندى را به ياد آور كه كشتى و كباب كردى و خوردى و فلانی در همان روز به در خانه تو آمد، چيزى از آن گوسفند به وى ندادى.

شيخ كلينى در روايت ديگری گفته: يعقوب عليه السلام بعد از آن قضيه دستور داد هر روز صبح منادى ندا دهد، هر كس در يك فرسخى خانه يعقوب هست، براى غذاى روزانه به در خانه يعقوب بيايد و وقتى كه شب مى ‏شد باز منادى ندا مى ‏كرد، هر كس شام مى‏ خواهد به خانه يعقوب بيايد.[4]

از اين نمونه ها، در زندگى پيامبران، امامان و عالمان دينى فراوان است، یک مسلمان واقعی بايد این بزرگواران را الگوی خود قرار دهد و در جهان امروزی كه همسايگان كوچكترين خبرى از هم ندارند و حتی دو همسايه پس از گذشتن سال ها، نام يكديگر را نمى ‏دانند مسائل عاطفى و همدلی با همسایگان را رعایت کند و از این زندگى ماشينى که روز به روز عواطف، در آن تحليل مى‏ روند فاصله بگیرد. در آنجاست که خواهیم دید چقدر روح صفا و صمیمت و اخلاق مداری در رابط اجتماعی موج خواهد زد.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] مثالهاى زيباى قرآن، مكارم شيرازى، ناصر، نسل جوان‏، قم‏، 1382ش‏، ج ‏1، ص 202.

[2] تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، كاشانى، ملا فتح الله‏، كتابفروشى محمد حسن علمى‏، تهران‏، 1336ش،‏ ج ‏3، ص 24.

[3] علل الشرائع، شیخ صدوق، كتاب فروشى داورى‏، قم، 1385 ش،‏ ج ‏1، ص 181.

[4] الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، شيخ حر عاملى، به ترجمه زين العابدين كاظمى خلخالى، ‏انتشارات دهقان‏، تهران‏، 1380ش‏، ص 55.


مطالب مرتبط