موضوع اصلی: تکامل شاید وقتی این سوال را از ما بپرسند بگوییم برای تکامل ، سوال میکنن تکامل برای چی؟ چرا تکامل پیدا کنیم؟ من نمی خواهم به کمال برسم.

برای چه آفریده شده ایم؟

برای چه آفریده شده ایم؟

برای چه افریده شده ایم؟

موضوع اصلی: تکامل

شاید وقتی این سوال را از ما بپرسند بگوییم برای تکامل ، سوال میکنن تکامل برای چی؟ چرا تکامل پیدا کنیم؟ من نمی خواهم به کمال برسم.

این عکس العمل برای این است که ما به جای این که درک کنیم معناها را کلمه ها را به ما هدیه داده اند(پدرومادر،جامعه) در حالی که برای شناخت اینکه برای چه آفریده شده این باید بدانیم برای چه چیزهایی هستیم .

ما از وسایل یک اتاق می فهمیم این اتاق برای چه کاریست.

از استعداد ها و نیروهای انسان هم می توان کشف کرد که او برای چیست و برای چه آفریده شده است.

ما انسان ها باید در یک مرحله خود را کشف کنیم و در یک مرحله این کشف شده ها را استخراج و تصفیه می کنیم و در یک مرحله به آن ها شکل دهیم و آن ها را به صورت های گوناگون شکل دهیم و به تکامل برسانیم.ولی مساله در همین جا ختم نمی شود زیرا پس از شکل دادن و به تکامل رساندن ، نوبت رهبری کردن و جهت دادن به تکامل یافته هاست.

این گونه است که میابیم برای مساله بالاتر از شکل گرفتن و تکامل یافتن افریده شده ایم.زیرا با تکامل یافتن ،مساله بن بست و عبث و پوچی زودتر پیش می آید و عمیق تر مطرح می گردد.

انسانی که بهترین شکل گرفته ها و تکامل یافته ترین استعداد ها و امکانات را دارد بیشتر از همه بن بست و محدودیت و عبث و پوچی را درک می کند.


مطالب مرتبط