حضرت عیسی علیه السلام با پندهای خود، حواریون را متوجه امور مهم و نکات ظریفی می کرد

برخی موعظه های عيسى بن مريم علیه السلام به حواريون

برخی موعظه های عيسى بن مريم علیه السلام به حواريون

از روش‏ هاى مؤثر در تربيت انسان‏ ها، موعظه و نصيحت كردن است. انسان گاهى ميل و رغبت فراوان به شنيدن نصايح و مواعظ ديگران را در خود احساس مى ‏كند. در چنين مواقعى، انگيزه پذيرش نصايح در انسان به ‏صورتى قوى وجود دارد و اين حالت هنگامى تقويت مى‏ گردد كه با وجدان خويش بيابد كه نصيحتگر مقصدى جز هدايت و راهنمايى او ندارد و از هرگونه منفعت‏ طلبى و تمايلات شخصى به‏دور است. عیسی بن مریم علیه السلام اين روش را از روش ‏هاى اصلى برنامه تربيتى خويش قرار داده و در هر موقعيت و مناسبتى، به موعظه حواریون پرداخته، تا توجه آنها را به امور مهم و نکات ظریفی جلب کند. به چند نمونه از این سخنان و پند ها اشاره می شود:

سزاوارترين مردم به خدمت نمودن

عيسى علیه السلام به حواريون خود فرمود: من حاجتى از شما دارم، آن را برآوريد: گفتند يا روح اللَّه حاجتت رواست! پس برخاست و پاهاى ايشان را شست، آنها گفتند: يا روح اللَّه ما به شستن سزاوارتر بوديم. فرمود: «همانا سزاوارترين مردم به خدمت نمودن، عالمست من تا اين اندازه تواضع كردم تا شما پس از من در ميان مردم چون من تواضع كنيد. سپس فرمود: اساس حكمت به وسيله تواضع ساخته شود نه به وسيله تكبر چنان كه زراعت در زمين نرم مي رويد نه در كوه».[1]

چگونه خود را دوست خدا سازيم؟

عيسى بن مريم عليهما السّلام به حواريّون خود فرمود: خود را دوست خدا نماييد و به او تقرّب جوييد. عرض كردند: اى روح اللَّه! چگونه خود را دوست خدا سازيم و به او تقرّب جوئيم؟ فرمود: به وسيله دشمن داشتن مردم نافرمان و گناهكار و نيز خشنودى خدا را با به خشم آوردن آنان بجوييد. گفتند: اى روح اللَّه! در اين صورت با چه كسانى همنشين باشيم؟ فرمود: با آن كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و گفتارش بر علم شما بيفزايد و كردارش شما را به آخرت ترغيب نمايد.[2]

سخت‏ ترين چيزها چيست؟

حواريون‏ به عيسى‏ بن مريم علیه السلام گفتند: اى آموزگار نيكى ‏ها! به ما ياد بده كه سخت ‏ترين چيزها چيست؟ گفت: سخت‏ ترين چيزها خشم خداوند است. گفتند: با چه چيزى از خشم خداوند مى ‏توان دورى كرد؟ فرمود: به اينكه شما به كسى خشم نگيريد. گفتند: سرچشمه خشم چيست؟ فرمود: تكبر و خود بزرگ بينى و كوچك شمردن مردم.[3]

دنيا را پروردگار خود نپنداريد

«دنيا را پروردگار خود نپنداريد كه او شما را برده خود سازد، گنج هاى خود را نزد كسى اندوخته كنيد، كه آنها را تباه نسازد، زيرا آن كس كه گنج دنيا دارد، بيم آفت و نابودى در آن مى ‏رود، اما صاحب گنج الهى، بيم آفت ندارد».[4]

دنیا را بلند نکنید

«اى حواريّون‏! من براى شما دنيا را بى ‏اعتبار كرده و بر زمين زدم، شما دوباره آن را پس از من، بلند نكنيد، زيرا از پليدى دنياست كه در آن خدا را نافرمانى كنند و از پليدى دنياست كه ريشه هر خطا و لغزشى محبّت همين دنياست و بسا هوا و هوسى كه باعث غم و اندوهى طولانى شود».[5]

شب براى سه كار آفريده شده و روز براى هفت كار

اى گروه حواريون، آنچه گويم گوش كنيد، من در كتاب خدا كه به نام انجيل فرود آمده دريافتم وظائفى معلوم به آنها عمل كنيد. گفتند: يا روح اللَّه آنها چه باشند؟

فرمود: «شب براى سه كار آفريده شده و روز براى هفت كار و هر كه شب و روز بر او گذرند و اين كارها را نكند روز قيامت دشمن او باشند، شب براى آن است كه تن خسته خود را كه روز رنج كشيده، آسوده سازى و براى گناه روزت آمرزش خواهى و بدان باز نگردى و چون صابران در آن دعا كنى يك سوم را بخوابى و يك سوم را نماز كنى و يك سوم را به درگاه پروردگارت شیون كنى، شب براى اينها آفريده شده است، و روز براى اين است كه نماز واجبت را كه مسئول آنى و در مورد آن از تو سؤال می شود بخوانى و به پدر و مادرت نيكى كنى و معيشت يك روزت را بدست آرى و از يكى از اولياء اللَّه ديدن كنى تا خدايتان مشمول رحمت خود كند و جنازه‏اى را تشييع كنيد تا آمرزيده از دنبالش برگرديد و امر به معروف كنيد و نهى از منكر كه كنگره ايمانست و ستون ديانت و در راه خدا جهاد كنيد تا با ابراهيم خليل در گنبدش شانه به شانه كشيد و هر كه شب و روزش در جز اين كارها بگذرند شب و روز در قيامت برابر پادشاه مقتدر خصم او باشند».[6]

شایسته است این موعظه های پندآموز را به جان دل گوش گیریم و در عمل به آنها بکوشیم تا به سعادت دنیا و آخرت برسیم.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏1، ص 37.

[2] تحف العقول، ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404ق، ص 44.

[3] الخصال، شیخ صدوق، به تصحیح: على اكبر غفارى، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1362ش،‏ ج ‏1، ص 6.

[4][5] مجموعه ورام، ورام بن أبي فراس، به ترجمه محمد رضا عطايى، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس ‏رضوى‏، مشهد، 1369ش‏، ج ‏1، ص 129.

[6] الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم‏، 1404ق‏، ج ‏5، ص 356.


مطالب مرتبط