برگه هایی از کتاب زندگی جانباز شهید سید محمود موسوی

برگه هایی از کتاب زندگی جانباز شهید سید محمود موسوی

سید محمود موسوی از اهالی اصفهان بود و در کارخانه ذوب آهن کار می کرد و راننده کامیون نیز بود و در یکی از رفت و آمدها به خط، انفجار و بخورد ترکشی عنوان جانباز را به نام او اضافه کرد. او کسی بود که در فضای انقلاب و جنگ تحت تأثیر اندیشه امام، تولدی دوباره یافت. او قبل از انقلاب به سادگی تن به نماز و روزه نمی داد اما بعد از انقلاب و در دوران جنگ مردی شد که در سخت ترین شرایط هم نماز شبش ترک نمی شد و این حال با او بود تا عصر سیزدهم فروردین 1383 که جامه شهادت را به تن کرد.

فصل خانه نشینی او به خاطر جانبازی فصلی بود که درد، صبر و تلاش با به همراه داشت، در این فصل تنها یار همیشگی اش همسرش (فاطمه قربانی) بود همسری که دوست، تکیه گاه و غمخوار او در تمام دوران زندگی اش بود. به مناسبت روز جانباز، برگه هایی از کتاب زندگی این جانباز شهید را ورق می زنیم.

- انتخاب

او بچه های مرکز (مطالعات و تحقیقات سپاه) را انتخاب کرده بود. با این انتخاب در میان فامیل تنها شده بود. خیلی ها در فامیل نه او را درک می کردند و نه راه و رسمی را که او انتخاب کرده بود قبول داشتند. در فشار بود چه وقت انقلابی و بسیجی شدنش و چه زمانی که ترکش به سرش خورد و او را خانه نشین کرد. انقلابی که شد قبولش نداشتند. مجروح هم که شد مسخره اش می کردند. جلو رو و پشت سرش حرف هایی زده می شد که دلش را می سوزاند: دیدی علیل شد، افتاد کنار خانه،... این هم از زندگی اش که نابود شد. وقتی هم پس از سال ها خانه خرید از اینکه سرپناهی برای زن و بچه اش دست و پا کرده است و با درآمد اندک کارگری و جانبازی زندگی خوبی داشت ناراحت بودند.

- پولش را می داد

دوران مجروحیتش برای کارهای درمانی از سپاه برایش ماشین می فرستادند. گاهی اوقات فاطمه (همسرش) می رفت. روزهایی که فاطمه می آمد پول بنزین را از جیب، تمام و کمال به موتوری سپاه می پرداخت. می گفت: وقتی هر کسی را غیر از خودم سوار ماشین بکنم ماشین را شخصی کرده ام باید پولش را بپردازم.

- زحمت لطف الله

چند نفر بودند که خیلی به سید می رسیدند یکی از آنها علی لطف الله بود. خیلی برای سید زحمت می کشید. سید که ورزش می کرد نیاز به حمام رفتن مداوم داشت. علی شب ها او را به خانه می برد و روز بعد، حمام رفته و با مو و ریش مرتب و آراسته می آوردش مرکز. وزن سید سنگین بود. ممکن بود در حمام رفتن زمین بخورد اما علی آقا حسابی هوای سید را داشت.

- درصد جانبازی

بعد از جنگ در کمیسیون پزشکی درصد جانبازی اش را 60 درصد اعلام کرده بودند. آن زمان جانبازهای زیر 70 درصد نمی توانستند از خیلی امکانات استفاده کنند. بچه های مرکز دوباره برایش وقت گرفتند که برود کمسیون پزشکی. اما او جلو در کمیسیون پزشکی که رسید واکر را کنار گذاشت و دستش را به دیوار گرفت و سعی می کرد قدم هایش را محکم بردارد... مجید نداف که همراه او بود گفت: بابا این جوری که بری تو، همین 60 درصدی که دادن ازت می گیرن... از وضعیت زندگی اش پرسیدند. سید گفت: الحمدلله همه چیز جور است. هیچ کم و کسری نداریم. خدا همه چیز داده... مجید سید را بیرون برد وقتی برگشت همه کم و کسری هایی که سید محمود نگفته بود همه را گفت. با صحبت های مجید درصد جانبازی سید رفت بالای 70 درصد.

سید برای خودش شأن و احترام زیادی قائل بود. راضی نبود برای آنچه حقش بود زیر با منت و ترحم برود.

#جانباز

منبع: برگرفته از کتاب همسفر، روایتی از زندگی جانباز شهید سید محمود موسوی، سان کهن، مجید، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1393، ص 154 – 145.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

8832

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8268

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7585

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8534

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9294

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر