بسیار منظم و دقیق بود

آیت الله بهجت در کارشان دقیق و منظم بودند

بسیار منظم و دقیق بود

یکی از شاگردان آقا می نویسد: «حضرت آقا در کارشان دقیق و منظّم هستند. به عنوان مثال، حتّی برنامه ریزی کرده اند که از در منزل تا مسجد مشغول فلان ذکر و بعد از آن ذکر خاصّی را بگویند تا وقت ایشان ضایع نگردد و نوافل یومیّه را نیز به همین منوال برنامه ریزی نموده اند».[1]

یکی از فضلای قم می نگارد: روزی نزدیک غروب چند دقیقه ای سر کوچه منزل آیت الله بهجت (مدّظله العالی) ایستادم تا همراه ایشان به مسجد بروم، ولی چون هوا مقداری تاریک شده بود با خودم گفتم ممکن است ایشان از منزل خارج شده و به مسجد تشریف برده باشند.

لذا به طرف مسجد حرکت کردم ولی دیدم هنوز ایشان تشریف نیاورده اند. از یکی از دوستان که همراه من بود خداحافظی کردم و قصدم این بود که برگردم و از فرصت استفاده نموده و در فاصلة حرکت معظّم له تا مسجد پرسشی مطرح کنم.

در فاصلة زمانی که از مسجد می آمدم سعی کردم پرسشی را در نظر بگیرم چون سؤال خاصّی را از پیش در نظر نداشتم.

حقیقت این بود که مقصودم از این مزاحمت ها و طرح سؤال ها بیشتر این بود که بهانه ای برای سخن گفتن و به حرف آوردن بزرگانی مثل ایشان فراهم کنم، چراکه معتقدم نَفَس گرم و مسیحایی این بندگان خوب خدا در نفوس ما اثر می کند و در فرمایشاتشان یک کلمه و یک نکتة ظریف مطرح می شود که به انسان نهیب می زند و فرد را از غفلت خارج می کند.

خلاصه این سؤال را در نظر آوردم: اینکه در قرآن کریم آمده است که خداوند «مبدل السیئات بالحسنات/ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ‏ السَّيِّئاتِ»[2] (تبدیل کننده بدی ها به خوبی ها) است به چه معناست؟ چگونه ممکن است سیّئه به حسنه تبدیل شود؟

وقتی ایشان نزدیک شدند، سلام کردم و سپس عرض کردم: حاج آقا سؤالی داشتم اگر اجازه هست مطرح کنم؟ ایشان بلافاصله دست شان را به حالت نفی تکان دادند و با لحن تندی فرمودند: «ابداً! هیچ! نه وقتش را دارم و نه حالش را! وقت گذشته است نماز دیر شده و منتظرند! شما هم متوجّه باشید که سؤالات تان از این جور سؤالات نباشد. سپس نگاهی سر تعظیم به سوی حرم حضرت معصومه علیهاالسلام فرود آورده و سلامی کرده و داخل مسجد شدند!».

حقیقت این بود که من حسابی به اصطلاح جا خوردم و در برابر این برخورد معظّم له واقعاً دست و پایم لرزید. لذا یکی دو قدم عقب کشیدم و به دنبال ایشان وارد مسجد شدم. در نماز هم حواسم پرت بود و تماماً راجع به این جریان و علّت آن و منظور معظّم له فکر می کردم.

منبع: برگی از دفتر آفتاب: شرح حال شیخ السالکین آیت الله محمدتقی بهجت، رضا باقی زاده. ص88 و 89.



پی نوشت ها:

[1]. این مطلب را یکی از ارادتمندان آیت الله بهجت (جناب آقای محسن ابراهیمی) از کرج برای نگارنده فرستاده اند.

[2]. هود: 114.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر