اگرزن و شوهر بهترین خانه و وسائل زندگی و امکانات را داشته باشند، ولی اخلاق نداشته باشند، خانه شان چهنم است. مرتب با یکدیگر درگیرند. اما زن و شوهری که...

بهشتِ خانه

بهشتِ خانه

اگرزن و شوهر بهترین خانه و وسائل زندگی و امکانات را داشته باشند، ولی اخلاق نداشته باشند، خانه شان چهنم است. مرتب با یکدیگر درگیرند. اما زن و شوهری که با محبت و صلح و صفا و خلق خوش زندگی می کنند و دل هاشان با هم یکی است، خانه شان بهشت است.
حاج آقای دولابی بارها می فرمودند: اگر دو تا دل با هم یکی شود، سومی آن ها خدا و امام زمان(ع) و خوبان عالم اند. یعنی باید «من» را کنار بگذارند و با هم یکی باشند. این زندگی چقدر لذت بخش است.
می فرمودند: من یک زن و شوهری را در تهران دیدم که در یک اتاق کوچک زندگی می کردند. فرش زیر پایشان یک زیلو بود و با یک سماور کهنه و چند استکان و اندکی ظرف به سر می بردند، ولی به یکدیگر عشق می ورزیدند. از نظر مادی چیزی نداشتند، اما از نظر معنوی و لذت زندگی هیچ سلطانی به گردشان نمی رسید.
می فرمودند: من هرگاه به خانه آن ها می رفتم، تا چند وقت لذت زندگی این ها در کامم می ماند. شهری که همه دارند برای تشریفات و تجملات می دوند، این ها به همین ناچیز قناعت کرده اند و خوش اند.

به قول مولانا:

پادشاهان جهان از بد رگی ورنه ادهم وار سرگردان و دنگ
بو نبردند از شراب بندگی ملک را بر هم زدندی بی درنگ


اگر واقعاً خوردن و خوابیدن لذت باشد، حیوانات هم دارند. هنر انسان به خلق و صفات اوست. خداوند طعم قناعت و رضا و اخلاق رابه مابچشاند!

59f17ba0e3afa.jpg

آشتی با خدا
انسان باید با خدا هم آشتی باشد. برخی از افراد خلقشان با خدا هم تنگ است و از خدا ناراحت اند. می گویند: به یک نفر این قدر مال داده است و به دیگری نداده. شاکی از خدا بسیار است.

خوش اخلاقی فقط نسبت به خلق نیست. انسان باید با خدا هم خوش اخلاق باشد.


برخورد زیبای پیامبر
اَنَس بن مالک یازده سال در خدمت پیامبر خدا بود. داستان های زیبایی از سیره و رفتار و اخلاق آن حضرت نقل می کند. می گوید: در محضر پیامبر خدا بودم. بر دوش پیامبر عبایی بود که حاشیه ای خش داشت. یک عرب بادیه نشین و بی فرهنگ با دو شتر نزد حضرت آمد و عبای آن حضرت را گرفت و محکم کشید. آن چنان که گردن آن حضرت آزرده شد. و همانند کسی که از پیامبر طلب دارد، با بی ادبی گفت: « ای محمد، این دو شتر مرا از مال خدا که نزد توست پر کن. گمان نکن که از مال خودت یا مال پدرت به من می دهی.» این ها مال خداست.
اگر ما بودیم حتماً با او درگیر می شدیم. اما پیامبر(ص) خدا سکوت کردند. بعد فرمودند: « مال، مال خداست و من بنده اویم.» آن گاه فرمودند: « با این برخورد تندی که کردی من هم باید قصاص کنم؟!» عرض کرد: نه. فرمودند: چرا؟ عرض کرد: « چون شما به بدی مکافات نمی کنی.» پیامبر هم تبسم فرمودند. آن گاه فرمان دادند تا یک بار شتر گندم و یک بار شتر خرما به او بدهند.
بیامبر نه تنها او را مؤاخذه نکردند، بلکه به او هدایا هم دادند. این برخوردهای پیامبر بود که تحول عجیبی در عالم به وجود آورد.
خداوند به برکت اهل بیت: به همه ما اخلاق پسندیده عنایت فرماید!

منبع : کتاب زیباییِ اخلاق


مطالب مرتبط