امام صادق(ع) فرمودند: خداوند متعال می ‌‏فرماید: بنده‏‌ ی مؤمنم را به هر سو بگردانم برایش خیر است؛ پس باید به قضای من راضی باشد...

به آنچه خدا می دهد راضی باشیم(احادیثی از امام صادق علیه السلام)

به آنچه خدا می دهد راضی باشیم(احادیثی از امام صادق علیه السلام)

هر آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است بر اساس علم و حکمت خداست و باید به آن راضی باشیم. در این یادداشت روایاتی از امام صادق علیه السلام درباره راضی بودن به مقدرات الهی بیان می کنیم:

مومن باید راضی به مقدرات باشد

امام صادق(ع) فرمودند: خداوند متعال می ‌‏فرماید: بنده‏‌ ی مؤمنم را به هر سو بگردانم برایش خیر است؛ پس باید به قضای من راضی باشد و بر بلای من صبر کند و نعمت ‌‏هایم را سپاس گزارد تا نام او را ای محمّد(ص) در زمره‏‌ ی صدّیقین، در پیشگاه خودم ثبت کنم.(1)

امام صادق(ع) و روزی مقدر

مرحوم قطب‌ الدین راوندی روایت کرده است: روزی از امام جعفر صادق علیه ‌السلام سوال کردند : روزگار خود را چگونه سپری می ‌فرمایید؟ حضرت (ع) در جواب فرموند: 1. می‌ دانم آن چه روزی برای من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگری نمی‌گردد. 2. می‌دانم دارای وظائف و مسئولیت ‌هایی هستم، که غیر از خودم کسی توان انجام آن ‌ها را ندارد. 3. می‌ دانم مرا مرگ در می ‌یابد و ناگهان بدون خبر قبلی مرا می ‌رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم. 4. و می‌دانم خدای متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم.(2)

اگر به مقدرات راضی نباشیم به مرگ خود راضی می شویم

امام صادق علیه السلام فرمودند: یکی از اقوام گذشته به پیامبرشان گفتند: دعا کن پروردگارت مرگ را از ما بردارد. او #دعا کرد و خداوند، مرگ را از آن ها برداشت. جمعیت آنان زیاد شد، چندان که منزل هایشان دیگر گنجایش آن ها را نداشت و جمعیت چنان زیاد شد که هر مردی ناچار بود خرج پدر و جدّ و مادر و جدّ جدّش را بدهد و به نظافت و امور دیگر آن ها رسیدگی کندو بدین ترتیب از طلب معاش [تلاش برای روزی حلال] باز ماندند. بار دیگر آمدند و درخواست کردند که : دعا کن پروردگارت ما را به همان حال که بودیم باز گرداند. پیامبرشان به درگاه پروردگارشان دعا کرد و آن ها را به حال اوّلشان باز گرداند.(3)

سود انسان در گرو تسلیم در برابر مقدرات الهی است

امام صادق علیه السلام می فرمایند: بنی اسرائیل نزد موسی علیه السلام آمدند و از او خواستند که از خداوند عزّوجلّ درخواست کند تا هرگاه آنان اراده کردند، آسمان برایشان ببارد و هرگاه آنان خواستند،آن را از باریدن باز دارد. موسی علیه السلام نیز خواسته آنان را از خداوند عزّوجلّ در خواست نمود. خداوند عزّوجلّ فرمود: «ای موسی! باشد[پذیرفتم]». موسی علیه السلام آنان را خبردارکرد. پس به کشت همه دانه ها پرداختند و چیزی را فروگذار نکردند. سپس بر پایه خواستشان، بارش باران را درخواست نمودند و براساس درخواستشان از آن جلوگیری کردند. در نتیجه، کشتزارهایشان چنان پُربار شد که محصول آن ها همانند کوه ها و نیزارها گردید. سپس درو کردند و کوبیدند و باد دادند، امّا چیزی به دست نیاوردند. پس، نزد موسی علیه السلام فریاد و ناله سر دادند و گفتند: ما از تو در خواست کردیم که از خدا بخواهی که هرگاه ما خواستیم، آسمان بر ما ببارد. خدا خواسته ما را پذیرفت و سپس آن را بر ضرر ماگرداند! موسی علیه السلام گفت: پروردگارا! بنی اسرائیل، از کار تو به فریاد آمدند. خدا فرمود: «ای موسی! برای چه؟» گفت: از من درخواست کردند که از تو بخواهم هرگاه آنان خواستند، آسمان را ببارانی و هرگاه خواستند، آن را از بارش باز داری. تو هم پذیرفتی، اما آن را به ضررشان گرداندی! خدا فرمود: «ای موسی! من برای بنی اسرائیل، تقدیر کرده بودم، ولی آنان به مقدرات من راضی نشدند. پس، خواسته شان را پذیرفتم و نتیجه اش این شد که دیدی».(4)

علی کفشگر فرزقی

منبع:

1. الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ج‏2، ص: 61

2. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نورى، حسين بن محمد تقى‏، ج‏12، ص: 172

3. الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ج‏3، ص: 260

4. همان ج‏5، ص: 262


مطالب مرتبط