بکُش، غارت کن، لذت ببر!

نقد و بررسی بازی آنلاین کِلش آف کلنز

بکُش، غارت کن، لذت ببر!

من اصلاً آدم باتعصّبی نیستم و فکر می کنم تعصّبِ به معنای حمایت یا دشمنی کورکورانه و بدون منطق، انسان را از کشف حقیقت دور می کند؛ با وجود این، اصلاً آدم ساده لوحی هم نیستم و دربارۀ آنچه می بینم و می شنوم، به سادگی تصمیم گیری و قضاوت نمی کنم.
اگر شما هم مثل من هستید، پس حتماً این مطلب را بخوانید؛ چون قرار است با این نگاه، به سراغ نقد و بررسی بازی «کِلش آف کلنز» برویم. قضاوت هایی را که تا امروز دربارۀ این بازی شده است، نادیده بگیریم و امروز و در این ساعت، خودمان، یعنی خودِ خودِ خودمان، به نتیجه ای دربارۀ خوبی ها و بدی های این بازی برسیم.
قبل از هر چیز، لازم است بگویم برای نوشتن این متن، مجبور شدم تمام نقدهایی را که دربارۀ این بازی نوشته شده بود، بخوانم و ساعت ها گفت وگو داشته باشم با عدۀ زیادی از نوجوانانی که در طول روز یا بهتر بگویم شبانه روز، بی اختیار، ساعت های زیادی مشغول بازی هستند، آن هم فقط یک بازی: کِلش آف کلنز.
پس خیالتان را راحت کنم این حرف ها، حرف خود شماست. بله، شمایی که کِلش بازی می کنید و به سود و ضرر آن هم تا حالا فکر نکرده اید. بهتر است این بار کمی مکث کنید و بعد از خواندن این حرف ها، دربارۀ این موضوعِ مهم تصمیم گیری کنید.
حتماً می دانید که بازی کِلش آف کلنز، به معنای برخورد قبیله ها، در سال2012 توسط شرکتی فنلاندی به نام شرکت «سوپرسل» برای سیستم عامل مخصوص محصولات شرکت اپل (ios) به بازار آمد؛ اما محبوبیت این بازی آنلاین در سراسر دنیا، باعث شد در سپتامبر سال بعد، نسخۀ اندرویدی آن هم وارد بازار شود و دقیقاً از همان موقع بود که بازی کِلش، مثل ویروس در تمام گوشی های موبایل رِخنه کرد.
شرکت سازنده هم، بازی را به زبان های مختلف ترجمه کرده است تا کاربران در کشورهای مختلف، به زبان خودشان، بازی را دنبال کنند و لذت بیشتری ببرند.
نکتۀ جالب اینجاست که این بازی، برخلاف بسیاری از بازی های دیگر که برای شروع و ادامۀ بازی، باید به شرکت سازنده پول بدهی، کاملاً مجانی و رایگان است.
با وجود این، شرکت سوپرسل در سال گذشته، نزدیک به هشت صد میلیون دلار، توسط همین بازی درآمدزایی داشته است. حتماً می پرسید: «اگه این بازی رایگانه، پس از کجا پول درمی یارن؟!»
در پاسخ باید بگویم این شرکت، تمام امکانات بازی را به صورت رایگان ارائه کرده است، به جز یک آیتم و آن هم خرید «جِم» است که کاربران، برای افزایش قدرت و ارتقای ابزار خود، به آن نیاز دارند. جِم یا جواهر، منبعی است که برای به دست آوردن آن، یا باید وقت صرف کنید یا آن را با پول، از شرکت سازنده دریافت کنید؛ مثلاً برای ارتقای یک ساختمان مخصوص یا هر وسیلۀ دیگر، شما به عنوان کاربر، یا باید زمان زیادی را صرف کنید یا از شرکت سازنده مقداری جِم یا جواهر بخرید و با خرید مثلاً دویست جواهر، ساختمان شما ارتقا می یابد و شما به سراغ ادامۀ بازی می روید.
البته خوشبختانه یا متأسفانه، بنا به دلایلی، کاربران داخل ایران نمی توانند از شرکت سازنده جِم بخرند؛ بنابراین مجبورند ساعت ها، زمانِ ارزشمند خود را صرف کنند تا بتوانند بازی را ادامه دهند.
این ها را گفتم تا قبل از هر چیز، بدانید شرکت های غربیِ سازندۀ بازی، نگران این نیستند که یک وقت حوصلۀ ما سر برود و به این دلیل تلاش کنند که بهترین بازی را بسازند! این شرکت ها، هر روز جلسه می گذارند و راه های خالی کردن جیب مردم را بررسی می کنند؛ اما حالا دیگر وقت آن رسیده است تا به محاسن و معایب این بازی بپردازیم و ببینیم از دیدگاه نوجوانان ایرانی، آیا این بازی خوب است، بد است یا هر دو.
به نظرم بهتر است اول بدی ها و مشکلات و زیان های بازی را بررسی کنیم، بعد برویم سراغ خوبی ها و فایده هایش؛ البته در قسمت اول، فقط فرصت داریم دربارۀ ضررها و معایب این بازی صحبت کنیم؛ اما در قسمت بعد، خوبی ها را هم بررسی می کنیم.
اولین نکته ای که تقریباً تمام نوجوانانِ مدنظر من، کسانی که کِلش بازی می کنند، همه با اعتقاد کامل اظهار کردند: «اعتیادآوربودن» بازی بود.
بازی کِلش از همان روز اول، کاری می کند که حتی لحظه ای هم، دلت نخواهد از بازی خارج شوی. گذشته از گرافیک خوب و رنگ بندی زیبا و صدای دالبی و خصوصیات تکنولوژیکی دیگر، این بازی دو حس را در بازیکن تحریک می کند:
حس اول: میل به پیشرفت کردن و ارتقا و غارت قبیله های دیگر، آن هم برای کسب منابع بیشتر که می توانیم این میل را «طمع» نام گذاری کنیم و همین طمع داشتن باعث می شود از بازی دل نکنیم. هنگام بازی کردن، هر لحظه با خودمان می گوییم: «این مرحله که تمام شد، دیگر بی خیال بازی می شوم»؛ اما مرحله که تمام می شود و به هدف کوتاه مدت خود می رسیم، هدف دیگری ظاهر می شود، بعد دوباره همان وعدۀ قبلی را به خودمان می دهیم و آش همان و کاسه همان! تازه وقتی سرمان را بلند می کنیم، می بینیم چندین ساعت گذشته است و ما نتوانسته ایم از بازی دل بکنیم.
حس دوم: ترس از غارت شدن. برای همۀ بازیکنان کِلش پیش آمده است که یک روزِ تمام، با صرف وقت و تلاش بسیار، کاخ آرزوهایشان را با زیبایی و شکوه ساخته و قبیله را در بهترین وضع رها کرده اند؛ اما صبح که از خواب بیدار شده اند، کاخ آرزوهایشان درهم شکسته و هرچه داشته اند، بر باد رفته است!
درحقیقت، ترس از شکست خوردن و غارت شدن توسط دشمن، دومین علت مهمی است که شما را وادار می کند بازی را رها نکنید.
اعتیاد به بازی کِلش اف کلنز، پدیده ای است که نمونه اش دربارۀ هیچ بازی دیگری مشاهده نشده است؛ به همین دلیل، دولت هنوز برای معتادان این بازی، کمپ ترک اعتیاد راه اندازی نکرده است. هرچند با این سرعتِ افزایش اعتیاد به کِلش، بعید نیست به زودی شاهد احداث کمپ برای این معتادان عزیز باشیم! شاید هم راه اندازی شده است و من خبر ندارم! بد نیست دراین باره هم تحقیق کنم. یکی از نوجوان ها می گفت: «بارها و بارها پدر و مادرم از من خواسته اند با آن ها به خانۀ اقوام یا پارک یا سینما بروم؛ ولی من درگیر بازی بوده ام و فرصت های در کنار خانواده بودن را از دست داده ام.»
از او که به مرحله یا لِوِل هشتاد رسیده است، می پرسم: «حالا چه اتفاقی افتاده است که پشیمان شده ای؟» سرش را پایین می اندازد و این طور پاسخ می دهد: «یکی از دلایل اعتیاد من به این بازی، آنلاین بودن و امکان گروهی بازی کردن بود. مدت ها در گروه ها عضو بودم و به اصطلاح «هم کلنی» های زیادی داشتم: از دختر و پسر تا نوجوان و کودک و بزرگ سال. بعضی ها را نمی شناختم و بعد از مدتی، می فهمیدم که اصلاً بازی کردن برایشان مهم نیست و به خاطر اهداف دیگری آمده اند. بماند که صحبت ها و رابطه هایی که به وجود می آید، گاهی زشت و زننده است. من بعد از این همه بازی کردن و تجربه های زیادی که کسب کرده ام که گاهی تلخ و غم انگیز بوده است، حالا به این نتیجه رسیده ام: خودِ بازی هم بی پایان است و تمامی ندارد؛ حتی اگر غارت شوی یا در حمله ها شکست بخوری، بازهم طلا می گیری. طلا و اکسیر که دو منبع بازی هستند و تو باید تمام فکروذکرت این باشد که طلا و اکسیرت را بیشتر کنی. به نظر من، این یک دور باطل است که ما در آن گیر افتاده ایم. هزار بار با پدر و مادرم دعوا کرده ام و بین ما فاصله افتاده است.»
همان طور که گفته شد، سازندگان این بازی، مثل شعبده بازهای حرفه ای و کلاهبردارهای زبردست، از طریق روان شناسی، سعی کرده اند حس غریزی طمع و قدرت طلبی و به نوعی خودخواهی را در ما زنده کنند تا با این روش، ما را به بازی کردن معتاد کنند؛ دقیقاً مثل کلاهبرداری که به تو می گوید: «ده هزار تومان بده و این بازی ساده را با من شروع کن.» دو تا جعبه به تو نشان می دهد که در یکی دویست هزار تومان و دیگری پوچ است.
بعد آن ها را چند بار جابه جا می کند و می گوید: «یکی را انتخاب کن.» اگر دویست هزار تومان را انتخاب کنی، پول مال تو می شود و به این ترتیب، حس طمع باعث می شود تو ده هزار تومانت را از دست بدهی؛ حتی ممکن است دور بعدی، پیشنهاد وسوسه انگیزتری بدهد و از تو مبلغ بیشتری درخواست کند. برای اینکه انگیزه ات را از دست ندهی، ممکن است در یک بازی، به تو مبلغی پول ببازد تا باور کنی امکان برنده شدن وجود دارد؛ غافل از اینکه آن یک بار را هم، عمداً به تو باخته است و همه چیز برنامه ریزی شده بوده است و تو هیچ شانسی برای برنده شدن پول نداری!


علی خانمرادی

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر