افراد جامعه نسبت به هم حقوق متقابل دارند؛ از این رو نباید نسبت به نیازهای همدیگر بی تفاوت باشند

بی تفاوت نباشیم

بی تفاوت نباشیم

خدمت رسانی، یکی از نعمت های الهی به شمار می آید؛ چنانچه امام حسین علیه السلام فرموده است: «إعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ‏ نِعَمِ‏ اللَّهِ‏ عَلَیْکُمْ‏، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ؛[1] همانا نیازمندی ‌های مردم به شما، از نعمت های خدا بر شماست، بنابراین از این نعمت ها دلگیر نشوید». در منظومه فکری اسلام خدمت رسانی در تمام عرصه های فردی، خانوادگی، اجتماعی، بین‌المللی و... نمود پیدا می کند و هر کار خیری از نمونه های خدمت رسانی است.

1. حوزه خانوادگی

یکی از مصادیق مهم خدمت‌رسانی، خدمت به اعضای خانواده است. اگر سرپرست خانواده زمینه خوشحالی و تأمین نیازهای مادی و معنوی خانواده را فراهم نماید، مهم ترین خدمت را انجام داده است تا آنجا که از آن به عنوان جهاد یاد شده است؛ چنانکه امام رضا علیه السلام فرمود: «الَّذِی یَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَکُفُّ‏ بِهِ عِیَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛[2] هر که از فضل خدا آن را می جوید که خانواده اش را تأمین کند، پاداشی برتر از جهادگر در راه خدا دارد».

هم چنین امام صادق علیه السلام می فرماید: امام سجاد علیه السلام صبح زود برای طلب روزی از منزل خارج می شدند. کسی پرسید: کجا تشریف می برید؟ فرمودند: می روم تا به خانواده ام صدقه بدهم. آن شخص با تعجب پرسید: صدقه به خانواده؟ فرمودند: «مَنْ‏ طَلَبَ‏ الْحَلَالَ‏ فَهُوَ مِنَ‏ اللَّهِ‏ صَدَقَةٌ عَلَیْه»؛[3] هر کسی برای کسب حلال برود و برای طلب مال و روزی حلال برای همسر و خانواده اش حرکت کند، مصداق صدقه از جانب خدای سبحان است».

2. حوزه اجتماعی

در آموزه‌های دینی، مؤمنان از نظر مهرورزی نسبت به یکدیگر مانند یک پیکرند که هرگاه عضوی از آن دچار درد می شود، سایر اعضا همدردی خود را با آن ابراز می کنند و به کمکش می شتابند. از سوی دیگر افراد جامعه نسبت به هم حقوق متقابل دارند؛ از این رو هر کدام از اینان نباید نسبت به نیازهای همدیگر بی تفاوت باشند.

افراد جامعه نسبت به هم حقوق متقابل دارند؛ از این رو هر کدام از اینان نباید نسبت به نیازهای همدیگر بی تفاوت باشند.

امام صادق علیه السلام فرموده است: «یَحِقُّ‏ عَلَی‏ الْمُسْلِمِینَ‏ الِاجْتِهَادُ فِی‏ التَّوَاصُلِ‏ وَ التَّعَاوُنُ عَلَی التَّعَاطُفِ وَ الْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ وَ تَعَاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ»؛[4] مسلمانان موظفند در راه پیوستگی و کمک نسبت به نیازمندان، کوشا و جدّی باشند؛ از عواطف اخلاقی و کمک های مالی مضایقه نکنند؛ به هنگام گرفتاری و نیاز، یار و یاور هم باشند».

همدردی و کمک رسانی مردم نسبت به آسیب دیدگان، برخاسته از همین آموزه های دینی است؛. این امر بسیار ارزشمند و مصداق کلام امام رضا علیه السلام است که فرمود: «مردم عائله و جیره خواران خداوندند.».[5]

5e1da88a17d73.jpg

گفتنی است که خدمت، اختصاص به کمک مالی ندارد؛ بلکه واسطه ‏شدن برای حل مشکل، برخورد شایسته با ارباب رجوع و حتی غم زدایی از چهره ‏های پریشان، نوعی خدمت است. امام کاظم علیه السلام فرمود: «پایان کارهایتان این است که چقدر مشکلات مردم را حل کرده‌اید و اگر مشکل مردم را حل نکنی، هیچ عملی از تو قبول نخواهد شد. پس اگر می خواهید در روز قیامت به ما برسید، به برادران دینی خود کمک کنید؛ روز قیامت جایتان پیش ماست».[6]

چنین افرادی باید این حدیث را مد نظر داشته باشند که رحم خداوند با رحم به بندگان او، گره خورده است؛ چنانکه در روایتی آمده است: «هر کس سر از قبر بر می دارد و می گوید: خدایا! به من رحم کن. جواب می آید: اگر در دنیا به دیگران رحم کردید، در قیامت رحمت من شامل حال شما می‌ شود».[7] امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «کسی که برای طلب حاجت خود نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وی مخفی کند، تا زنده است پیوسته مشمول لعنت و نفرین خدا شود».[8]

3. حوزه اقتصادی

در شرایط کنونی متأسفانه طیف وسیعی دیگر از مردم نیز با فقر دست و پنجه نرم می کنند. آیت الله جوادی آملی می نویسد: «اسلام، مال و ثروت (نعمت مادی) را مایه استواری جامعه و به مثابه ستون فقرات جامعه انسانی می داند و فرد یا گروهی که فاقد مال هستند، از آن جهت فقیرند که ستون فقرات اقتصادی آنها شکسته و قوام و مقاومت ندارند».[9]

از این رو برای حل این مشکل، قرض دادن و دستگیری مالی، بهترین گزینه است؛ چنانچه خداوند بارها ما را به دادن وام قرض‌الحسنه سفارش کرده است: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیم»‏؛[10] کیست که به خدا وام نیکو دهد تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند و برای او پاداش پر ارزشی است»‏.

وام، به معنای انفاق است که انسان با خدا معامله می کند و خدا چند برابر پاداش آن را خواهد داد.درباره شیخ جعفر کاشف الغطا نوشته اند که تا جایی به مستمندان رسیدگی می کرد و در رفع مشکلات آنان فعّال بود که گاه دیده می شد هر چه داشت، انفاق کرده و وقتی دستش از همه جا دستش می‌شد، خانه مسکونی خویش را رهن می گذاشت و پولش را به فقرا می بخشید.[11]

در مقابل خدمت به مردم، خیانت است. فردی که مایحتاج مردم را احتکار می کند، در حقیقت به مردم خیانت کرده و بنا بر روایات فرد محتکر، ملعون است و نتیجه عمل خود را در دنیا می بیند.نمونه زیر، شاهد این ادعاست.

دکتر مرتضی عبدالوهابی می گوید: در بیمارستان فیروزآبادی، دستیار دکتر مظفری بودم. روزی دکتر مظفری صدایم کرد و پیرمردی را نشان ‌داد که باید پایش را به علت عفونت قطع می کردیم. دکتر گفت که این بار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید. به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم؟ دکتر گفت: برو بالاتر! بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت: برو بالاتر! بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت: برو بالاتر! تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم، دکتر گفت که از اینجا ببر. لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می کرد؛ زیرا در دوران کودکی هم زمان با اشغال ایران توسط متفقین، در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود... عده ای از خدا بی خبر با احتکار، از گرسنگی مردم سودجویی می کردند. شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت، برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. پدرم هر قیمتی که می گفت، همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... .

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم، گفت: بچه پامنار بودم. گندم و جو می فروختم. خیلی سال پیش، قبل از اینکه در شاه‌عبدالعظیم ساکن بشوم. دیگر تحمل بقیه صحبت هایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو؛ اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.[12]

4. حوزه سیاسی

الف) عرصه داخلی

خدمت رسانی پیش از آنکه رسالت افراد جامعه اسلامی باشد، وظیفه حاکمیت اسلامی است؛ زیرا هم سرمایه کلان در اختیار متولـیان نظام است و هم به مشکلات اداری و حکومت داری مسلط است. بر این اساس حاکم اسلامی باید دغدغه اصلی اش گره‌گشایی از مشکلات مردم باشد.

از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو

رسول خدا (ص) فرمود: «وَ حُسْنُ‏ الْوِلَایَةِ عَلَی‏ مَنْ‏ یَلِی‏ حَتَّی یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ؛[13] مردم را به خوبی سرپرستی کند، همچون پدری مهربان». از سوی دیگر امام حسین علیه السلام خودداری از رسیدگی به محرومان را از بدترین صفات حاکمان می دانست و همواره می فرمود: «بدترین صفات حاکمان، ترس از دشمنان، قساوت بر ضعیفان و خودداری از بخشش در موقع عطا می باشد».[14]

5e1da8c1e9745.jpg

همچنین امام حسین (ع)، قبل از هلاکت معاویه، در سرزمین منا به مسئولان جامعه اسلامی و عالمان که در خدمت رسانی به محرومان کوتاهی می کنند، هشدار داد:

«فَأَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ وَ أَمَّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُمْ فَطَلَبْتُمْ فَلَا مَالًا بَذَلْتُمُوهُ وَ لَا نَفْساً خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِی خَلَقَهَا وَ لَا عَشِیرَةً عَادَیْتُمُوهَا فِی ذَاتِ اللَّهِ أَنْتُمْ تَتَمَنَّوْنَ عَلَی اللَّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجَاوَرَةَ رُسُلِهِ وَ أَمَاناً مِنْ عَذَابِه»‏؛[15] [شما ای بزرگان و مسئولان جامعه!] حق ضعیفان را پایمال نمودید و آنچه را که حق خود تصور می کردید طلب کردید ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید و نه جان تان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و بستگان خود برای رضای خدا بریدید. آیا [اعمال زشت] بهشت خداوند و همجواری پیامبران او را آرزو می کنید و با این حال می خواهید از عذاب خدا در امان بمانید؟!».

امام خمینی (ره) می فرماید: «دولت واقعاً باید با تمام قدرت، آن‌طوری که علی علیه السلام برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین؛ مثل یک پدری که بچه هایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این می رود که آنها را سیر بکند، یک دولت تابع امیرالمؤمنین علیه السلام باید این طور باشد».[16]

بر این اساس مسئولان باید خود را خدمتگزار مردم بدانند، نه سروران؛ زیرا مردم ولی‌ن عمت و صاحبان اصلی انقلاب هستند. متأسفانه امروزه برخی مدیران با اختلاس های میلیاردی و بی توجهی به مردم، به امانت خیانت می کنند.امام علی علیه السلام می فرماید: «فَلَیْسَتْ‏ تَصْلُحُ‏ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ‏ الْوُلَاةِ وَ لَا تَصْلُحُ‏ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیَّة»؛[17]مردم جز با صلاح والیان، اصلاح نمی شوند و والیان جز با راست کرداری و درستکاری مردم، در مسیر صلاح قرار نمی گیرند.

ب) عرصه بین المللی

خدمت رسانی در عرصه بین‌المللی نیز امری ضروری است؛ بدین معنا که اگر در هر نقطه جهان افراد مسلمان، مانند مردم فلسطین نیاز به کمک داشته باشند، مسلمانان باید آنان را یاری نمایند. امام علی علیه السلام فرموده است: «از خدا بترسید، در حق بندگان و بلادش؛ زیرا شما حتی در برابر مکان ها و چهارپایان مسئول هستید».[18]

از خدا بترسید، در حق بندگان و بلادش؛ زیرا شما حتی در برابر مکان ها و چهارپایان مسئول هستید

این حدیث معروف پیامبر صلی الله علیه و آله ناظر بر این امر است که فرمود: «مَنْ اَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»؛[19] کسی که در هر صبحگاهی به امور مسلمانان همّت نگمارد و در اندیشه کارهای آنان نباشد، از آنها نیست؛ و کسی که بشنود مردی فریاد می زند و کمک می طلبد و به او کمک نکند، مسلمان نیست».

عبدالاعلی در مدینه به محضر امام صادق علیه السلام وارد شد و سؤالات کتبی را خدمت امام داد و سؤال شفاهی را نیز مطرح نمود، اما برخلاف انتظار او امام به همه سؤالات غیر از حقوق مسلمان درباره مسلمان جواب داد. عبدالاعلی آن روز چیزی نگفت و بیرون رفت. امام علیه السلام در روزهای دیگر هم کلامی درباره این موضوع نگفت. عبدالاعلی برای خروج از مدینه و خداحافظی، به محضر امام رفت و مجدداً سؤال خود را طرح و عرض کرد: «یابن رسول‌اللَّه! سؤال آن روز من بی‌جواب ماند». امام فرمود: «من عمدا جواب ندادم؛ زیرا می ترسم حقیقت را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج گردید».

آن‌گاه امام فرمود: «همانا از جمله سخت‌ترین تکالیف الهی درباره بندگان، سه چیز است: یکی رعایت عدل و انصاف میان خود و دیگران، آن اندازه که با برادر مسلمان خود آن‌چنان رفتار کند که دوست دارد او با خودش چنان کند. دیگر اینکه مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند و با آنها به مواسات رفتار کند. سوم در همه حال به یاد خدا باشد».[20]

بر اساس این روایت، کمک به مسلمانان داخل و خارج کشور، مهم‌ترین خدمت است که در آموزه های دینی مورد تأکید قرار گرفته است.

منبع: کتاب ره توشه راهیان نور، محرم1398، ص 69-85.


پی نوشت ها:

[1]. مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص 121.

[2]. کلینی، الکافی، ج5، ص88.

[3]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج17، ص67.

[4]. کلینی، الکافی، ج2، ص174.

[5]. مجلسی، بحارالانوار، ج71، ص307.

[6]. همان، ج72، ص379.

[7]. مجلسی، بحارالانوار، ج 7، ص 121.

[8]. مفید، الاختصاص، ص 31.

[9]. جوادی آملی، مفاتیح الحیاة، ص 571.

[10]. حدید: 11؛ نیز ر.ک: بقره: 245؛ مائده: 12، تغابن: 17، مزمل: 20.

[11]. رضا مختاری، سیمای فرزانگان، ص 289.

[12]. https://www.ettelaat.com/mobile/?p=72420&device=phone.

[13]. کلینی، الکافی، ج 1، ص 407.

[14]. مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 189.

[15]. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 238.

[16]. خمینی، صحیفه امام، ج 18، ص 159.

[17]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 353.

[18]. الشریف الرضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه 167، ص 242.

[19]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 163.

[20]. ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج 18، ص 470.


مطالب مرتبط