تاثیر تمدن اسلامی بر شکوفایی تمدن غرب

تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشرتاثیر تمدن اسلامی بر شکوفایی تمدن غرب مرضیه مردانی (کارشناس ارشد فلسفه) و شهناز آذرخور (کارشناس ارشد اخلاق اسلامی)چکیده

تاثیر تمدن اسلامی بر شکوفایی تمدن غرب

تمدن اسلامی ، بستر سعادت و تکامل بشر

تاثیر تمدن اسلامی بر شکوفایی تمدن غرب


مرضیه مردانی (کارشناس ارشد فلسفه) و شهناز آذرخور (کارشناس ارشد اخلاق اسلامی)

چکیده

غرب به عنوان داعیه دار قدرت برتر قبل از رنسانس در چنین جایگاهی نبود. با ظهور اسلام وتاکید آن بر علم؛ دروازه های دانش به روی جهانیان گشوده شد. علی رغم اعتراف برخی از محققان اروپایی به وامگیری تمدن غرب از اسلام، غربیان این مسئله را پنهان و خود را برترین تمدن می نامند. این مقاله ضمن بررسی تأثیر تمدن اسلامی بر دیگر تمدنها، به تعامل آن با تمدن غرب می پردازد.

کلیدواژه: تمدن اسلامی، تمدن غربی، ظهور اسلام، رکود، قرون وسطی، اروپا، جنگهای صلیبی، تأثیر تمدن اسلامی

مقدمه

این مقاله ضمن بررسی سه دوره آغاز، اوج و رکود تمدن اسلامی به این مسئله می پردازد که آیا تمدن اسلامی در پیشرفت های تمدن غرب تأثیرگذار بوده است؟ محققان زیادی در این زمینه به پژوهش پرداختند؛ بسیاری بر این باورند که نمی توان از تاثیر تمدن اسلامی بر سایر تمدن ها چشم پوشی کرد. برخی نیز منکر تعامل دوران طلایی تمدن اسلامی با غرب شده اند. قطعیت تولید علم در تمدن اسلامی ثابت می کند مسلمانان دستاوردهای ناب تمدن های پیشین را با آموزه های اسلامی درهم آمیختند و ضمن پیشرفت های علمی چشمگیر، مبنایی برای ایجاد تمدن غرب شدند. این مقاله بر آن است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و از طریق مطالعه آثار محققان حوزه تمدن اسلام و غرب ضمن بیان دوران اقتدار تمدن اسلامی، اذهان مسلمانان را برای رسیدن به خودباوری و خودآگاهی روشن کند و تاثیر تمدن اسلامی بر تمدن غرب را آشکار سازد.

1- ظهور اسلام و شکل گیری تمدن اسلامی:

با ظهور اسلام در پایان قرن ششم میلادی، فرهنگ و تمدن اسلامی طلوع کرد. اسلام با اعلان «اقرا» که نمادی از علم و اندیشه بود، در جامعه جاهلی آن روز نوعی بینش جدید ایجاد کرد که هم دوری از تعصبات قومی و اعتقادات باطل را فرمان می داد و هم نوعی بینش جدید بویژه در خصوص علم آموزی و گسترش هنر ارائه می کرد. تمدن اسلامی چونان سروی راست قامت سر برآورد و به سرعت به سمت قله رشد و بالندگی حرکت کرد. «هر چند قبل از اسلام، تمدن و فرهنگ یونانی، رومی، هندی، ایرانی و چینی هر یک سهمی در بالندگی و شکوفایی انسانیت داشتند -به گونه ای که اسلام این تمدن ها را اخذ و در خود هضم کرده بود- اما هنگام ظهور اسلام همه این فرهنگ و تمدن ها در حال زوال و نابودی بودند و اگر اسلام در آن زمان با درایت و روشنفکری به این فرهنگ ها نمی نگریست چه بسا همه آنها به نابودی و زوال همیشگی می رسیدند.» (تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، قربانی، ص11)

2- دوران اوج تمدن اسلامی:

قرآن به عنوان کتابی که ایمان و علم را مایه سرافرازی و تعالی انسان می داند، می فرماید:«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.»[1][2] بنابراین تولید و توسعه علم در تمدن اسلامی نشان دهنده آن است که دین اسلام با علم و تمدن تعارضی ندارد. با شکل گیری حکومت اسلامی و تأکید فراوان دین اسلام بر علم آموزی، مسلمانان در ابتدا بواسطه نهضت ترجمه به ترجمه آثار دانشمندان یونانی، هندی، ایرانی و ... روی آوردند؛ با انتقال دانش و تمدن سایر سرزمینها به جهان اسلام، مسلمانان خود مبتکرانه به تولید علم و دانش پرداختند و آنچه را که از دیگر تمدن ها آموخته بودند در شکوفایی تمدن اسلامی به کار گرفتند؛ به تدریج آنها در رشته های فیزیک، نجوم، ریاضیات، طب و سایر علوم سرآمد و تولیدکننده دانش شدند به گونه ای که دانشمندان از سایر ممالک برای یادگیری علوم جدید به سرزمین های اسلامی روانه شدند. «در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتاب های دانشمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می شد به دست اهلش می افتاد.» (کارنامه اسلام، زرین کوب، عبدالحسین، ص49)

در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند


با شکل گیری مدرسه به عنوان مکانی برای یادگیری علم، مرزهای علمی فراخ شد و مدرسه مکانی برای بحث، گفتگو و دفاع از هر نوع اندیشه و تفکر گردید. در محیط های علمی؛ مسیحی، یهودی، زردشتی، صابئی و مانوی همه مورد احترام بودند. به این ترتیب مسلمانان با همگانی کردن علم آموزی[3]جعفری اسمر، ص 17)، برگزاری جلسات نقد بصورت مناظره[4]، تساهل و تسامح در سایر تمدن ها[5] و استفاده از تأویل[6] به خوبی توانستند برای حدود یکهزار سال سکاندار کشتی علم و تمدن باشند و تمدن اسلامی توانست چراغ روشنی برای عبور اروپا از تاریکی و جهالت قرون وسطی شود. اروپاییان با آشنا شدن با تمدن اسلامی و تولیدات و اختراعات مادی آنها توانستند تکنولوژی و علم را وسعت ببخشند. «تاثیر نفوذ مسلمانان آن قدر قابل توجه بود که مونتمگری وات به صراحت می گوید: «هنگامی که انسان تمام جنبه های درگیری اسلام و مسیحیت در قرون وسطی را در نظر بگیرد روشن خواهد شد که تأثیر اسلام برای جامعه مسیحیت بیش از آن است که شناسایی شود. اسلام نه تنها در تولیدات مادی و اختراعات تکنولوژی اروپا شریک است و نه تنها اروپا را از نظر عقلانی در زمینه های علم و فلسفه برانگیخت، بلکه اروپا را واداشت تا تصویر جدیدی از خود بوجود آورد.» وی در جای دیگر می نویسد ما باید به مدیون بودن عمیق خودمان به اسلام و عرب اعتراف کنیم.» (مقاله تمدن اسلام و غرب،جعفری اسمر، ص 17)

اسلام نه تنها در تولیدات مادی و اختراعات تکنولوژی اروپا شریک است و نه تنها اروپا را از نظر عقلانی در زمینه های علم و فلسفه برانگیخت، بلکه اروپا را واداشت تا تصویر جدیدی از خود بوجود آورد


در پیشرفت مسلمانان در علوم مختلف و جلوافتادگی آنها از غرب همین بس که دانشجویان آنها برای کسب دانش و معرفت به سوی دانشگاه های اسلامی روانه می شدند. «در اواخر قرون وسطی که اروپا در آتش جهل و نادانی می سوخت و مردم در بیچارگی و بدبختی عجیبی به سر می بردند سلاطین و رجال آن سامان برای معالجه به کشورهای اسلامی می آمدند و دانشجویان آنها برای کسب دانش و معرفت به سوی دانشگاه های اسلامی می شتافتند.» (تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، قربانی، ص 68)

مسلمانان علاوه بر پیشرفت های فراوان در زمینه علمی، از نظر جغرافیایی نیز حکومت و تمدن خود را توسعه دادند بطوریکه در دومین قرن ظهور اسلام، حدود دو برابر مساحت اروپا تحت سلطه مسلمانان قرار گرفت؛ از کرانه اقیانوس اطلس تا دیوار چین، از سواحل دریای مدیترانه تا کشورهای غربی آفریقا (مراکش، طرابلس، الجزایر و ...)، اروپا (اندلس، شهرهای مرزی فرانسه)، اقیانوس هند و ... . نکته مهم اینکه همه این فتوحات در سایه لطف اسلامی صورت گرفت. (تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون، ص 316) در پناه اسلام ساکنان کلیه کشورهایی که تحت لوای حکومت اسلامی قرار گرفتند با آسودگی خاطر و رفاه روحی روزگار می گذراندند؛ به گونه ای که به ندرت مورخ و یا محققی را می توان یافت که از خونریزی و بدرفتاری مسلمین در این سرزمینها سخن رانده باشد.

3. عصر رکود تمدن اسلامی:

عواملینظیر اشرافی گری حکومت های خودکامه، انحطاط اخلاقی و انحراف از اسلام راستین به عنوان عوامل درونی، آسیب هایی بودند که تولید علم در تمدن اسلامی را تهدید کردند، از طرفی حملات مغول و جنگ های صلیبی و نیز سقوط اندلس به عنوان عوامل بیرونی، روح ناامیدی را در فرهنگ اسلامی دمیدند. تأثیر هر یک از این عوامل درونی و بیرونی به شکل مختصر و گذرا بررسی خواهد شد.

مسلمانان علاوه بر پیشرفت های فراوان در زمینه علمی، از نظر جغرافیایی نیز حکومت و تمدن خود را توسعه دادند بطوریکه در دومین قرن ظهور اسلام، حدود دو برابر مساحت اروپا تحت سلطه مسلمانان قرار گرفت


3-1. عوامل درونی

الف) اشرافی گری حکومت های خودکامه: یکی از مهمترین عوامل مهم عقب ماندگی مسلمین وجود زمامداران نالایق و رهبران خودکامه و گمراهی بود که با زمامداری نادرست خود تمدن اسلامی را با انحطاط مواجه کردند. به خاطر اهمیت رهبری است که شیعیان معتقدند امام بایستی منتخب از ناحیه خداوند و از مقام عصمت برخوردار باشد. (علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، قربانی، زین العابدین، ص 3466)

ب) انحطاط اخلاقی و انحراف از اسلام راستین: بعد از رحلت پیامبر اکرم، با وجود برخی انحرافات و دوری از سادگی عصر پیامبر، برای مدتی مسلمین از تابش نور محمدی، کم و بیش گرم شدند اما بعد ار مدتی در نتیجه دور شدن جامعه از معارف اسلامی و فاصله گرفتن از مکتب اهل بیت پیامبر(مفسران راستین قرآن و اسلام)و با محرومیت جامعه از منبع پر فیض اهل بیت، مسلمانان از مسیر اصلی خود منحرف شدند و رکود تمدن اسلامی شدت گرفت.

3-2. عوامل بیرونی:

الف) جنگهای صلیبی: جنگهای صلیبی را اشراف و سلاطین اروپا که از قدرت اسلام بیمناک بودند، با تحریک کلیساها و به قصد فتح بیت المقدس از سال 489 هجری آغاز و تا سال 668 هجری ادامه دادند، طی این دو قرن هشت جنگ بزرگ و طولانی بین آنها درگرفت که در نتیجه؛ به دلیل حشر و نشر موقت اروپائیان با مسلمانان موجبات پیشرفت علمی، صنعتی و فرهنگی آنها در قرون وسطی فراهم شد و به موازات آن تحولات چشمگیری در غرب بوجود آمد. «البته نتایج اقتصادی و فرهنگی جنگهای صلیبی به مراتب مهمتر از فتوحات ارضی بود. بر خلاف شکستهای سیاسی و نظامی از نظر اقتصادی و فرهنگی، جهان اسلام بر فاتحان نیمه وحشی خود غالب شد و هنر پیشرفته خود را بر زندگی ساده و دهقانی اروپای لاتین تحمیل نمود.»(آینده نامعلوم تمدن، توین بی، آرنولد، ص222)

ب) حمله مغول: هنوز آتش جنگ های صلیبی در غرب سرزمین های اسلامی به کلی خاموش نشده بود که مغولان به سرکردگی چنگیز خان از شرق آسیا به سرزمین های اسلامی یورش آوردند. هرچند مغولان به دلیل ضعف فرهنگی خود و قوت فرهنگ اسلامی در برابر آن نسبتا رام شدند ولی ویرانی ای که بر اثر حملات آنان به جهان اسلام و خصوصا خراسان که مهد فرهنگ و تمدن اسلامی بود وارد آمد ضربه ای اساسی بر پیکره فرهنگ و تمدن اسلامی بود که توان تجدید حیات را از مسلمانان گرفت.

ج) سقوط اندلس: سقوط اندلس از حوادث تلخ تاریخ اسلام است. سرزمینی که به مدت هشت قرن تحت سیطره مسلمانان بود با حملات پی در پی مسیحیان مرحله به مرحله سقوط کرد و سرانجام در سال 898 به کلی از دست مسلمانان خارج شد.

4. اسلام و خودآگاهی اروپا:

در تقابل بینجهان غرب با دنیاى اسلام عوامل مختلفی موجب بیداری اروپائیان گردید. همانطور که اشاره شد؛ اولین برخورد دنیای شرق و غرب با تولد تمدن اسلامى، در سده هاى 7 و 8 و 9 میلادى بود که منجر به پیروزی هاى چشمگیر تمدن نوپاى اسلامى و بسط و گسترش اسلام تا عمق اروپا گردید. غرب درواکنشى که نسبت به این تهاجمات از خود نشان داد باعث آغاز جنگ هاى صلیبى به مدت 200 سال گردید. در همین دوران بود که غرب به علت تماس نزدیک باجهان اسلام، بهره هاى فراوان از فرهنگ، هنر، علم و دانش مسلمینبرد. پس از این دوران زاویه انحراف موجود در جهان اسلام باعث ایجاد سستى وآغاز ضعف و زوال تمدن اسلامى گردید.

حمله ناموفق مسلمانان غرب توسط طارق به اروپامهمترین عامل بیداری اروپاییان از خواب آلودگی قرن های تاریک قرون وسطی بود. با فروپاشی نظام واحد دینی کاتولیک، پاپ ناچار شد برای ممانعت از قدرت مسلمانان، امپراتوری مقدس روم را به رسمیت بشناسد و بدین ترتیب قدرت واحد پاپ تقسیم شده و دنیای مسیحیت بین دو قدرت مذهبی (پاپ) و سیاسی (امپراتوری) به دو نیمه تقسیم گردد.

در همین دوران بود که غرب به علت تماس نزدیک باجهان اسلام، بهره هاى فراوان از فرهنگ، هنر، علم و دانش مسلمین برد.


با آغاز رنسانس و کنار زدنقید و بندهاى قرون وسطایى و دست برداشتن از دینی که جز ظلمت وپریشانى، چیز دیگرى براى غرب تدارک ندیده بود، کانون و مرکز علم و فلسفه تغییر یافت. با شکل گیری مکتب اومانیسم، خدامحوری جای خود را به انسان محوری داد و انسان به عنوان یک قدرت برتر مطرح شد. به دنبال این تغییر و تحولات در هر دو بلوک غرب و شرقکه منجر به ضعف تمدن اسلامى و قوت تمدن غربىگردیده بود، حملات وسیعى از طرف غرب، علیه جهان اسلام آغاز گردید. این حملات در راستاى دور ساختن جوامع اسلامى از قرآن واسلام صورت گرفت و با نفوذ در پیکره جهان اسلام به تضعیف بیش ازپیش آن پرداخت و در قالب استعمار، تبلور یافت. به عنوان نمونه امپراتورى عثمانى از نمونه کشورهاىمسلمانى است که در برابر این تهاجمات وسیع غرب، تسلیم شده،در کام تمدن غربى فرو رفت و در نهایت با حرکتمصطفى کمال (آتاتورک) تبدیل به جمهورى ترکیه به عنوان یکى ازاقمار غرب گردی . غرب با تبلیغ ناسیونالیسم منفى در جوامع شرقی، مسلمانان را از هم دور کرد و اتحاد را از بین برد،پدیده اى به نام اسراییل را به وجود آورد تا انتقام جنگ هاى صلیبى را از مسلمانان بگیرد[7].

این حملات در راستاى دور ساختن بیش از پیش جوامع اسلامى از قرآن واسلام صورت گرفت و با نفوذ در پیکره جهان اسلام به تضعیف بیش ازپیش آن پرداخت و در قالب استعمار، تبلور یافت


5. تمدن غرب در بوته نقد:

بزرگترین انتقادی که بر تمدن غرب وارد می شود این است که تمدن غرب بیشتر محصول تجربه مادی است تا تجاربی‌ که از خاستگاه و نیازهای معنوی بشر شکل گرفته باشد. در قرون وسطی رفتار دور از انسانیت داعیه داران مذهب( کشیشان) با دانشمندان و مردم، باعث فاصله گرفتن آنها از دین شد، که این امر دو نتیجه را دربرداشت: 1- پرداختن به ظواهر اشیاء و بی‌اعتنایی به تحقیق در ماهیت آنها2- جایگزین کردن تفکر انسان محوری به جای تفکر خداپرستی.

دستاورد دیگر غرب مدرن، نیهیلیسم بود که در فارسی معادل پوچ‌انگاری یا یأس فلسفی ترجمه شده است. طرفداران نیهیلیسم، ساحت غیبی و حضور خدا را نیست می‌انگارند یا اگر به آن اعتقاد دارند برای این ساحت غیبی، جز مقام خالقیت، شأن حضور قائل نیستند؛ یعنی حضور، هدایت و تأثیرگذاری آن را بر زندگی رد می کنند.

سومین ویژگی غرب مدرن، اصالت‌دادن به عقلانیت ابزاری است. به این معنا که متفکران برجسته عصر روشنگری، همگی کوشیده‏اند تا با ادعای عقل‌گرایی و اصالت دادن به علم، اقتدار و نفوذ دین را در ساحت‏های حیات علمی حذف کنند. از قرن شانزدهم به بعد برنامه عقلانی سازی عقاید، یکی از برنامه‎های فکری در میان اندیشمندان شد. «از چهره‎های مشهور عقل‎گرایی که می‎توان در غرب نام برد، دکارت است. وی معتقد بود که تمام عقاید سنتی و موروثی باید مورد تردید قرار گرفته در یک قرنطینه عقلانی گذاشته شوند.»( فراز و نشیب عقلانیت، بهمن‎پور، محمد سعید، ص8) بنابراین عقلانیت در دنیای متمدن غرب، در خدمت منافع مادی قرار گرفت و به چیزی جز مناقع مادی نمی اندیشد.

متفکران برجسته عصر روشنگری، همگی کوشیده‏اند تا با ادعای عقل‌گرایی و اصالت دادن به علم، اقتدار و نفوذ دین را در ساحت‏های حیات علمی حذف کنند


6. دوباره در اوج(بیداری اسلامی)

گرچه تمدن اسلامی در برهه ای از زمان دچار رکود شد اما اسلام در مقام دین تکوینی که بر محور توحید و یگانه پرستی شکل گرفته و با ذات و سرشت انسان هم خوانی دارد به دلیل پویایی و جهان شمول بودن، هرگز به پایان نرسیده و نخواهد رسید. همه تعالیم و دستورات اسلام به عنوان دین خاتم مفید و سودمند است به گونه ا ی که گوستاولوبون در این خصوص معتقد است احکامی از قبیل وضو، غسل، تحریم مسکرات و یا آنچه در قرآن ذکر شده در نهایت حکمت بیان شده اند که برای حفظ سلامتی مفید و نافع می باشد. دستورات و تعلیماتی هم که در این باب از شخص پیامبر رسیده تماماً متین و غیرقابل اعتراض است.[8]

امروزه مسلمانان به این نتیجه رسیده اند که تمدن اسلامی به عنوان زیرساخت جامعه جهانی به حدی کامل و همه جانبه است که کمتر فرهنگی با چنین استواری در تاریخ وجود دارد. بنابراین درصددند با تکیه بر فرهنگ

امروزه مسلمانان به این نتیجه رسیده اند که تمدن اسلامی به عنوان زیرساخت جامعه جهانی به حدی کامل و همه جانبه است که کمتر فرهنگی با چنین استواری در تاریخ وجود دارد


غنی اسلامی خود، آرمان های تمدن جاوید خویش را با عناوینی مانند؛ بیداری اسلامی، اصلاح طلبی، بازگشت به خویشتن، خرافه ستیزی و ...احیا نمایند. جنبش های انقلابی نظیر انقلاب اسلامی ایران، حزب الله، حماس، جهاد اسلامی، بیداری مسلمانان در مصر و بحرین و غیره که تحت تاثیر نهضت امام راحل هستند مویدی بر این مطلب است.

نتیجه گیری:

روزگاری پرچم دانش به دست یونانیان، هندیان، ایرانیان، مصریان و بابلیان بود سپس این رسالت به تمدن درخشان اسلامی سپرده شد. مسلمانان با بهره گیری از تمدن های کهن و با جداکردن سره از ناسره و با آمیختن آن با آموزه های ناب اسلامی، تمدنی برتر ایجاد نمودند. اروپائیان نیز در جریان جنگهای صلیبی با مسلمانان آشنا شده و با بهره گیری از تمدن آنها و ضمن انکار این بهره وری، گوی سبقت در پیشرفت های علمی را از دست مسلمانان ربودند، ولی به جای آنکه دانش را در خدمت رفاه انسان و ارتقای سطح اخلاق و معنویتش به کار گیرند، با تبعیض، ستم و بی عدالتی آن را از جهت اصلی اش که تعالی انسان است منحرف کردند. بنابراین زمان آن رسیده است که بار دیگر مسلمانان با توجه به پویایی و شمول گرایی دین اسلام، با مراجعه به فرهنگ اصیل خویش جایگاه اصلی خود را بیابند و رسالت علمی جهان را به عهده گیرند و با آمیختن آن با معنویت اسلامی و شرقی به جهان چهره ای زیبا، آرام و مهربان ببخشند.

فهرست منابع و مآخذ:

1- تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، زین العابدین قربانی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1354

2- تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون، فخرداعی گیلانی، محمد تقی، تهران، افراسیاب، 1380

3- آینده نامعلوم تمدن، توین بی، آرنولد، جهان پور، فرهنگ، مرداد 2535 شاهنشاهی

4- تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، علی جواهر کلام، تهران، انتشارات امیرکبیر 1333

5- علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، قربانی، زین العابدین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1361

6- نقدی بر توطئه آیات شیطانی، مهاجرانی، عطاءالله، تهران، اطلاعات، 1368

7- کارنامه اسلام، زرین کوب، عبدالحسین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1355ُ

8- اسلام و سیمای تمدن غرب، موسوی لاری، مجتبی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه 1380

9- فراز و نشیب عقلانیت، بهمن‎پور، محمد سعید، انتشارات نوادر، 1379

10- مقاله تمدن اسلام و غرب نشریه آموزش معارف اسلامی، جعفری اسمر، شماره 4، دوره 23، تابستان 1390

پنجشنبه 17/11/1392


[1]

[2]. قرآن، سوره مجادله، آیه11

[3].در حالى که در آن دوران آموزش علم، طبقاتى و مخصوص قشر خاصی بود، اسلام تحصیل علم را بر عوام و خواص واجب ساخت و با همگانى کردن دانش در میان تمام مسلمانان، آن را از انحصار طبقه اى خاص درآورد و فرمود: هر کس به راهى برود که به کسب علمى بینجامد، خدا براى او راهى به سوى بهشت مى گشاید.

[4]. مجامع بزرگ علمى که از طرفداران ادیان مختلف در حضور خلفا و گاه با شرکت ائمّه(علیهم السلام) برگزار مى گردید این سخن را تصدیق مى کند. آزادى پیروان ادیان مختلف در حفظ اعتقادات خود نشانه دیگرى است. اساساً تاریخ نشان مى دهد که اسلام رشد و بالندگى خود را در عرصه بحث و مناظره و حضور مخالفان خود یافته و توانایى خود را در عرصه اندیشه به ظهور رسانده است و بدون حضور مخالفان و نقّادان سرسخت، دین دچار رکود و خمودى و سطحى اندیشى مى گردد.

[5]. مسلمانان با تساهل در برخورد و رفتار با پیروان ادیان و مذاهب دیگر و با صرف بخشش اموال فراوان به آنان در جذب و تقویت انگیزه همکاری ایشان زمینه های لازم تفاهم فکری و فرهنگی میان اندیشه وران همه ملل و مذاهب را فراهم آوردند. از یک سو چهره هایی مثل ابن میمون فیلسوف یهودی که در تفکر یهودی و غربی بسیار اثر گذار بود در سرزمین اسلامی حضور یافت و از سوی دیگر دانشمندان بزرگ جهان اسلام نزد دانایان یهودی مسیحی و زردشتی علم آموختند. حتی هشام بن حکم که از اصحاب امام صادق(ع) است نزد ابی شاکر زندیق علم آموخت. مستند او اجازه امام صادق(ع) بود و نیز این سخن پیامبر که فرمود:(حکمت گمشده مؤمن است هر کجا آن را یافت می گیرد).

[6]. بخش گسترده ای از آیات قرآن از پیوند رمزآلود انسان با جهان پیرامون و تاریخ قوم ها و ملّت های از یاد رفته سخن می گوید. مسلمانان پیشین به این رویکرد قرآن توجه تام داشتند و با بهره گیری از زبان رمز توانستند با روح دین تاریخ و طبیعت در پیوندی پایدار قرار گیرند. متاسفانه مسلمانان، امروزه به خاطر اثرپذیری از فرهنگ مادی حاکم بر جهان از رسیدن به حقیقت پنهان عالم و آدم و پاسخ به سروش غیبی بازمانده اند و همین امر فرصت طلایی پیوند با تمدّنهای معاصر و زایش حاصل از آن را از مسلمانان گرفته است.

[7]. برداشت و تلخیص از نقدی بر توطئه آیات شیطانی، مهاجرانی، عطاءالله، فصل اول

[8]. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب تمدن اسلام و عرب

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر