برای اینکه کسی را تصرف کنی، اول کوچکش کن، تحقیرش کن، به او حالی کن که چیزی نیست...

تخریب تمدن، شیوه مستبدان برای اسارت یک ملت

تخریب تمدن، شیوه مستبدان برای اسارت یک ملت

وقتی که این احساس در یک #ملت به وجود آمد که شخصیت برجسته ‏ای در پیشینه‏ زندگی تاریخی او وجود نداشته است، احساس حقارت می کند. برای اینکه کسی را تصرف کنی، اول کوچکش کن، تحقیرش کن، به او حالی کن که چیزی نیست، در دل او این مطلب را فرو کن که هیچ نقطه‏ مثبتی در زندگی او وجود ندارد. وقتی که او خوب باورش آمد که هیچی نیست و بی ‏شخصیت است، خیلی آسان می شود او را تصرف کرد.

این کار به دو صورت ممکن است انجام بگیرد:

۱. به فراموشی سپردن نام قهرمانان

یک وقت هست که یک شخصیت را بکلی پامال می کنند، یعنی درباره یک انسان، توطئه‏ سکوت به وجود می‏آورند؛ درباره‏ او حرف نمی زنند و یا بالاتر، اگر کسی نام او را برد، این را گناهی به شمار می‏آورند که مستحق مجازاتی است. مانند روش معاویه در زمان حکومتش. از طرف شام بخشنامه ‏ای به تمام مناطق قلمرو اسلامی صادر شد: «الا برئت الذمه ممن روی فی آل ابی ‏تراب»؛ هر کس که جمله ‏ای را درباره‏ علی(ع) و خاندان علی (ع) نقل کند، من ذمه‏ اسلام را از او برداشتم، یعنی او مسلمان نیست و با او باید معامله‏ کافر حربی شود. کافر حربی یعنی انسانی که از نظر جامعه‏ اسلامی اصلا حیثیت اجتماعی ندارد، از حقوق جامعه‏ اسلامی برخوردار نیست و رویش حساب نمی شود.

این کار به شدت تعقیب شد. حاکم و خلیفه دیگری را بعد از زمان معاویه سراغ ندارم که یک چنین وضعی را به وجود آورده باشد، البته در زمان عبدالملک و هشام تا یک حدودی اینجور بود، اما نه آنچنان وسیع و نه آنچنان پیگیر که در زمان معاویه بود. معاویه دستور داده بود از علی (ع) روایتی نقل نکنند، درباره‏ علی(ع) هم روایتی نقل نکنند، با شیعیان علی(ع) هم معاشرت نکنند. کار به جایی رسیده بود که اگر کسی با کسی دشمن بود، می گفت این شیعه‏ علی(ع) است و این تهمت، استدلال و و آوردن دلیل لازم نداشت!

وقتی می گفتند کسی شیعه‏ علی(ع) است، معنایش این بود که باید دستگیر شود و برود به زندان های حکومت اموی و بعد هم اعدام شود و از بین برود. به قول مورخان: «الاخذ بالظنه و القتل بالتهمه»؛ اگر نسبت به کسی ظن و گمانپیدا می کردند، او را می گرفتند و اگر کسی متهم می شد، او را می کشتند. در دوره‏ ی بنی ‏عباس هم یک خلیفه را سراغ دارم که همین جور عمل می کرد و او متوکل عباسی بود که درصدد بود نام اهل ‏بیت (ع) را از بین ببرد.

این یک جور از بین بردن است. ولی اینجور از بین بردن چقدر موثر است؟ خیلی کم تاثیر دارد. تجربه‏ ها هم همین را به ما نشان می دهد. این راه، خیلی موفق نبود و دیدید که در زمان خود معاویه آن همه خفقان و اعدام به جایی نرسید، تا آنجا که بعد از آنکه پسرش روی کار آمد، و آتش های خفته در زیر خاکستر جرقه زد و خودش را نشان داد.

2. تحریف چهره قهرمانان

ای کاش همه‏ خلفا بنی ‏امیه و خلفا بنی‏عباس اشتباه می کردند و راه معاویه را دنبال می کردند. اما آنها این اشتباه را نکردند و راهی بهتر از راه معاویه اختراع کردند و آن این بود که چهره را از بین نبردند بلکه آن را تحریف کردند و این خطرناک است.

آنچنان این تیر به هدف نشست که با وجود گذشت قرن ها دوستان اهل ‏بیت، اهل ‏بیت(ع) را آنچنان می ‏بینند که آن دشمنان می دیدند.

در زندگی اهل ‏بیت (ع) این جنایت بزرگ موفق شد. هنوز آنچنان است که شیعه‏ امام صادق (ع)، ایشان را آن چنان معرفی می کند که اگر من را آنجور معرفی کنند، توهین تلقی می شود. امام سجاد(ع) را همین جور معرفی کردند. امام سجاد(ع) را یک آدم ضعیف بی‏اراده‏ بازیچه‏ بیمار معرفی کردند؛ امام بیمار! هیچ لقب افتخارآمیز دیگری غیر از «بیمار» برای یک امام پیدا نکردند! آن هم چه امامی؟

امام چهارمی که به نظر ما بنیانگذار نهضت مخفی شیعی بعد از واقعه‏ کربلا است؛ امام سجادی که متزلزل کننده‏ بنیان اموی است؛ کسی که ضامن همه‏ نهضت هایی است که در طول تاریخ تشیع به وسیله‏ شیعه انجام گرفته است. شیعه امروزامام سجاد(ع) را یک بیمار می داند؛ در حالی که بیماری امام سجاد (ع) محدود به همان چند روز کربلا است. خب، شما هم در عمرتان چند روز بیمار می شوید، اسم «بیمار» که دیگر نباید تا آخر روی این شخص بماند. به جای نام ها و عنوان های افتخار آمیز امام مجاهد، امام عالم، امام آگاه، امام سازمان ‏بخش، امام تشکیلات ‏ده، امام به وجود آورنده‏ نهضت، امامی که موتور گردونه‏ تاریخی تشیع است، بگویند: «امام بیمار»!

این شیوه ی همه ی مستبدان برای اسارت یک ملت است.

علی کفشگر فرزقی

منبع:

فرآوری و تلخیص از کتاب همرزمان حسین(ع)، ده گفتار از رهبر معظم انقلاب در تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم (ع)، ص 34


مطالب مرتبط