سوره اعلي اشاره تنها راه سعادت و رستگاري انسان را در تسبيح خدا و مبرا دانستن او از هرگونه نقص و کاستي بیان می کند.

تفسیر ساختاری سوره اعلی

تفسیر ساختاری سوره اعلی

حقانیت رسالت توحیدی پیامبر

معرفي سوره
سوره اعلي هشتمين سوره فرود آمده از آسمان وحي که در سال نخست بعثت در مکه بر پيامبر نازل شده است. «اعلی» به ‌معنای برترین است و از صفات خداوند به‌ شمار می ‌رود.
امام صادق7 در فضيلت تلاوت اين سوره مي ‏فرمايند: «كسي كه سوره اعلي را در نمازهای واجب یا نافله خود بخواند، روز قيامت به او گفته مي‏ شود: از هر يك از درهاي بهشت مي‏ خواهي، وارد شو.»(نورالثقلین ج5 ص530)
هدف و ساختار سوره
سوره اعلي اعلام مي کند: تنها راه سعادت و رستگاري انسان در تسبيح خدا و مبرا دانستن او از هرگونه نقص و کاستي است و نبايد در کنار نام خدا، نام بتها و يا هر موجود ديگري را به‌ عنوان رب يا کسي که تدبير بخشي از جهان را به ‌عهده گرفته است، قرار داد.
اين سوره از دو گفتار تشکيل شده است. در گفتار اول خداوند سبحان از پيامبر مي‌ خواهد برای تبیین ابعاد توحید دو وظیفه را به ‌عهده بگیرد. نخست آنکه با بیان پاکی خدای سبحان، او را از هرگونه شرک و نقصي مبرا بداند و برتری او را بر خدایان دیگر اعلام نماید، و دوم آنکه اين حقيقت را به کساني که پذيرش آن را دارند، تعلیم دهد(آيات 1 تا 13).
گفتار دوم دلایل حقانیت دعوت توحیدی پیامبر را بیان کرده و می ‌فرماید: اندیشه توحیدی پیامبر و اعتقاد خدای یگانه در تدبیر جهان از دو جهت درست‌ ترین اعتقاد است. نخست آنکه این آیین سعادت انسان را تضمین می‌کند، و دوم آنکه این اعتقاد در همه کتاب‌ های آسمانی پیشین مانند کتاب حضرت ابراهیم و موسی نیز بیان شده است(آیات 14 تا 19).


گفتار اول:
وظایف پیامبردر تبیین توحید
وظیفه اول: بیان پاکی و برتری خدای سبحان
نخستین وظیفه رسول خدا برای بیان ابعاد توحیدی رسالت الهی خود این است که به همگان اعلام کند که صفات خدا از صفات همه موجودات برتر است و خداوند متعال هیچ شریکی ندارد. به این منظور خدای سبحان از پیامبر6 می‌ خواهد به ‌عنوان الگوی دیگران، نخست خود وجود هرگونه شریکی را از خداوند نفی کند و به ايشان مي ‎فرمايد: «نام پروردگار برتر و بلندمرتبه ‏ات را از هر شرکی منزّه و پاك بدار.» (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَي)(1)
سپس برای اثبات این حقیقت که ربوبیت و تدبیر جهان تنها به دست خداست، به سه نمونه از ربوبيت او اشاره می ‌کند. ابتدا به ربوبيت خدا در آفرينش موجودات و هماهنگ کردن اجزاي آنها اشاره کرده و ميفرمايد: خداوند «کسي است كه موجودات را آفريد و اجزاي آنها را هماهنگ ساخت.» (الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّي)(2)
نمونه دیگر ربوبيت خدا در تعيين برنامه زندگي و هدايت تکويني موجودات است، همان گونه که ميفرمايد: «او همان خدايي است كه براي آفريدگان حدّي معيّن كرد و آنها را به آنچه برايشان تقدير كرده است، هدايت نمود.» (وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَي)(3)
نمونه سوم ربوبيت خدا در تکامل و مرگ موجودات است. آیه بعد در اين خصوص به رويش و فرسايش گياهان اشاره کرده و مي فرمايد: «او خدايي است که علوفه چراگاه ها را رويانيد، سپس آن را خشك و تيره‌گون ساخت.»(وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَي(4) فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَي)(5)
وظیفه دوم: ابلاغ معارف توحیدی به حق ‌جویان
پس از آنکه خداوند معناي دقيق توحيد در ربوبيت را به پيامبر خود يادآور شد و او را به تسبیح نام خود فرا خواند، در ادامه از ايشان ميخواهد اين معارف توحيدي را به همگان ابلاغ کند و آنان را با توحید ناب آشنا سازد.
از آنجا که ابلاغ اين پيام به‌ معناي جنگ تمام عيار عقيدتي با سران شرک و بت ‎پرستان مکه بود، خداوند به پیامبرش وعده می ‌دهد که در این مسیر به دو روش از او حمایت خواهد نمود.
نخست آنکه معارف توحیدی را به بهترین شکل ممکن به او تعلیم خواهد داد، به ‌گونه‌ای که هرگز آنها را فراموش ننماید. همان گونه که خود می ‌فرماید: «اي پيامبر! ما به ‌زودي قدرت درک کامل معارف ديني را به تو خواهیم داد و هيچ گاه آن را فراموش نخواهي کرد.» (سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسَي)(6)
البته بايد توجه داشت که خداوند هيچ گاه همه علوم را به پيامبر نخواهد آموخت، بلکه هر چه از علم غيب و معارف توحيدي و الهی را که لازم باشد، به ايشان خواهد آموخت، ازاين‌ رو در ادامه مي ‎فرمايد: «مگر آنچه اراده خدا بدان تعلق گرفته باشد» که جز ذات الهي کسي از آن باخبر نشود. (إِلاّ مَا شَاءَ الله) زيرا «تنها خداست که از هر چه آشکار و پنهان است، آگاه مي باشد.» (إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَي)(7)
حمایت دیگر خدا از پیامبر در مسیر تبلیغ معارف توحیدی آن است که بهترين راه براي فراخواني مردم و تبليغ دين را به او خواهد آموخت، همان گونه که می ‌فرماید: ای پیامبر! ما «تو را چنان استعدادي مي دهیم كه آسان ترين راه را براي فراخواني مردم برگزيني.»(وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَي)(8)
پس از آنکه خداوند علوم توحيدي را به پيامبر آموخت و راه ابلاغ آن را نيز به او نشان داد، زمان آن فرا می ‌رسد که ايشان مأموريت خود را براي يادآوري ربوبيت الهي به افرادي که زمينه پذيرش حق را دارا هستند، انجام دهد. ازاين ‌رو در ادامه خطاب به پيامبر6 مي فرمايد: «اگر دیدی تذكر و اندرز تو براي كسي سودمند است، او را اندرز ده.»(فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَي)(9)
سپس به دو موضعگيري متفاوت انسان ‌ها در برابر دعوت توحيدي پيامبر اشاره می ‌نماید. ابتدا از گروهي ياد مي کند که دعوت توحيدي پيامبر را با جان و دل پذیرفته و از تذکرات سودمند پيامبر بهره مند ميشوند. خداوند اين گروه را اين گونه معرفي مي کند: «به ‌زودي آن کس كه از خدا بيم دارد، متذكر خواهد شد.»(سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَي)(10)
اما گروه دوم کساني هستند که از پذيرش دعوت توحيدي پيامبر اجتناب مي کنند. قرآن در معرفي اين افراد مي فرمايد: «و آن كس كه از بدبخت ترين انسان‌هاست، از راهنمایی قرآن دوري خواهد کرد.»(وَ يَتَجَنَّبُهَا الأشْقَي)(11)
ازاين ‌رو هشدارها و انذارهاي پيامبران هيچ تأثيري در آنها نميگذارد. «سرانجام چنين کسي دچار شدن به آتشي است که بزرگ تر از آن قابل تصور نيست.»(الَّذِي يَصْلَي النَّارَ الْكُبْرَي)(12)
براي گناهکاران گرفتار شده در دوزخ نه مرگي وجود دارد که به‌واسطه آن کاملاً نابود شده و از عذاب رهايي يابند، و نه راهي براي تغيير شرايط يا تبديل زندگي شقاوت‎بار دوزخي به زندگي سعادتمند بهشتي وجود دارد. به بیان دیگر، «در دوزخ گناهکارن نه می‌میرند، نه واقعاً زندگی میکنند.» (ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَي) (13)

گفتار دوم:
دلایل حقانیت دعوت توحیدی پیامبر

دلیل اول: رستگاری خداپرستان
نخستین دلیل بر حقانیت رسالت توحیدی پیامبر آن است که هر کس در پرتو تعالیم رسول اکرم به خودسازی و خداپرستی بپردازد، به سعادت دنیا و آخرت دست می ‌یابد.
کسانی که اندیشه توحیدی اسلام را قبول نداشته و برای خدایان دیگر نقشی در زندگی انسان قائلند، می‌گویند هر کس از راهی به سعادت و کمال می ‌رسد و برای دستیابی به سعادت، لازم نیست حتماً خدا را پرستیده و دستورات او را در زندگی به ‌کار ببندیم. اما قرآن کریم می ‌فرماید: «تنها كسي كه خود را از پليدي ها و وابستگي هاي مادّي پاك سازد، نام پروردگارش را نیز ياد كرده و نماز گزارد، نيكبخت می ‌شود.»(قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّي)(14) (وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي)(15)
اما بسیاری از انسان‌ ها به ‌جای تزکیه نفس و بندگی خدا، با دنیادوستی و ارتکاب معاصی و غفلت نمودن از یاد خدا، نه تنها خود را از معارف توحیدی محروم می ‌کنند، بلکه فطرت نخستین خود را نیز آلوده نموده و چه بسا ادراکات فطری و عقلی خود را از دست بدهند.
در آیات بعد خدای سبحان کسانی که چنین روشی را در زندگی پیش گرفته و خود را از سعادت اخروی محروم کرده ‌اند، نکوهش کرده و می ‌فرماید: شما به‌ جای آنکه به دنبال آباد کردن آخرت خود باشید، «زندگي دنيا را برگزيده ‎ايد.»(بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا)(16)
دليل نادرستي ترجيح دنيا بر آخرت این است که «زندگي آخرت به‌ مراتب برتر از دنيا و پايدارتر از آن است.»(وَالآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَي)(17)
دلیل دوم: گواهی کتاب ‌های پیامبران به توحید
یکی از بهانه‌ های کسانی که به ربوبیت و تدبیر بت‌ ها یا انسان ‌ها در زندگی بشر گرایش داشته و معتقدند خدا جهان را خلق کرده و تدبیر آن را به دیگران واگذار کرده است، این است که می‌گویند این اعتقاد همان چیزی است که همه انسان‌ های گذشته نیز به آن گرایش داشته ‌اند. این اعتقاد گاه به شکل اعتقاد به رب‌النوع‌ ها و گاه به‌ صورت اعتقاد به تأثیرگذاری موجودات ماوراء طبیعی مانند جن ‌ها و فرشتگان رواج داشته است.
اما قرآن کریم برای اثبات حقانیت تعاليم پيامبر اسلام درباره ربوبيت خدا، اعلام می ‌نماید که اعتقاد به ربوبیت تامه خداوند، در تعاليم همه پيامبران الهي از ابتدای تاريخ وجود داشته و «این معارف در همه كتابهاي آسماني پیشینیان ذکر شده است.»(اِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الأولَي)(18) «همانند آنچه که در کتاب ابراهيم و کتاب موسي نگاشته شده است.»(صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَي)(19)
بنابراين قرآن با يادآوري وجود اين تعاليم در اين کتب، هم بر حقانيت خود تأکيد مي کند، و هم اين نکته را گوشزد مي فرمايد که اگر نمي خواهيد به سخن قرآن گوش دهيد، دست کم به سخنان انبياي پيشين که ادعاي پيروي از آنان را داريد، گوش فرا دهيد.


مطالب مرتبط