سوره مبارکه بروج، به مجازات دشمنان دين و آزادي انديشه و ناپايداري آنان در برابر حركت پرشتاب دين و معنويت را اشاره می کند تا با بیان این حقیقت، استقامت و پایمردی مؤمنان را در برابر فشارها و شکنجه های ظالمان افزایش دهد.

تفسیر ساختاری سوره بروج

تفسیر ساختاری سوره بروج

ناکامی و عذاب دشمنان دین

معرفی سوره
سوره بروج از سوره هاي مكي قرآن است. اين سوره بيست‌ وهفتمين سوره فرود آمده از آسمان وحي مي‎ باشد. مراد از «بروج» ستارگاني هستند كه در آسمان مي درخشند.
حضرت رسول اکرم6 درباره فضیلت این سوره فرموده اند: «هر كس اين سوره را بخواند، خداوند به تعداد تمام كسانى كه در نماز جمعه اجتماع مى ‏كنند و تمام كسانى كه روز عرفه (در عرفات) جمع مى ‏شوند، ده حسنه به او مى ‏دهد، و تلاوت آن انسان را از ترس ها و شداید رهايى مى ‏بخشد.» (تفسير برهان، ج4، ص445)
هدف و ساختار سوره
هدف سوره مبارکه بروج، بيان مجازات دشمنان دين و آزادي انديشه و ناپايداري آنان در برابر حركت پرشتاب دين و معنويت است تا با بیان این حقیقت، استقامت و پایمردی مؤمنان را در برابر فشارها و شکنجه های ظالمان افزایش دهد.
اين سوره از دو گفتار تشکیل شده است. گفتار نخست به ترسیم قساوت و خشونت زورگوياني اختصاص دارد كه مؤمنان را به ‌خاطر عقايدشان شكنجه مي دادند. در این گفتار با سوگند به حقایقی که نشانگر ناکامی و ذلت دشمنان دين است، به اثبات نادرستي رفتار زورگويان مي پردازد و سپس با بيان داستان اصحاب اخدود، نمونه ای از رفتار ظالمانه و غيرانساني با انديشه هاي توحيدي را ترسيم مي کند(آيات 1 تا 9).
گفتار دوم به بيان مجازات دنيوي و اخروي دشمنان دين و آزادي انديشه مي ‌پردازد و ابتدا عذاب سخت و غير قابل تحمل آنان را در آخرت بيان مي كند و با تأکید بر صفات خدای مقتدر و توانا، بر حتمی بودن عذاب کافران و پاداش مؤمنان تأکید می ‌نماید. در ادامه با یادآوری فرجام شوم فرعون و سركشان قوم ثمود که از هيچ ستمي به مؤمنان كوتاهي نكردند، عذاب دنیوی ستمگران را بیان می‌کند.
در انتها به نادرستی اندیشه و طرز تفکر دشمنان دین می ‌پردازد و به آنها یادآور می ‌شود که انکار عذاب الهی و مخالفت با قرآن و معارف توحیدی، هیچ سودی برای آنان ندارد(آيات 10تا 22).

گفتار اول:
ناکامی دشمنان دین با همه قساوتشان
در این گفتار برای نشان دادن ناکامی مشرکان با همه قساوتشان، به دو نکته اشاره می ‌شود.
1. نشانه ‌های ناکامی دشمنان دین
سوره بروج با چهار سوگند زيبا که هر یک نمادی از ناکامی و ذلت دشمنان دین است، آغاز مي شود. نخست خدای سبحان به آسمان پر ستاره سوگند خورده و مي فرمايد: «سوگند به آسمان که داراى ستارگانی آشکار و بلندمرتبه است.»(وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوج)(1)
آن‌گاه به روز قیامت سوگند یاد کرده و می فرماید: «و سوگند به روز رستاخيز، روزى كه وعده داورى در آن داده شده است.»(وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ)(2)
در انتها به كسي كه در دنیا شاهد ظلم کافران به مؤمنان است و به آنچه مشاهده مي كند، سوگند خورده و مي فرمايد: «قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند.»(وَ شاهِدٍ وَ مَشهُودٍ)(3)
این عبارات هشداري است به شكنجه‏گران ظالم كه بدانند اعمال آنها عليه مؤمنان راستين همگى ثبت و ضبط شده و براى روز موعود نگهدارى مى‏شود.
2. داستانی از قساوت دشمنان دین
پادشاهى به نام «ذونواس» در يمن زندگی می ‌کرد. او تعصب خاصي نسبت به دين يهود داشت. روزی به او خبر دادند در منطقه نجران، گروهي آيين يهود را رها كرده و به دين عيساى مسيح گرايش يافته اند. ذونواس براى از بين بردن آنها به نجران لشکر كشيد و آنجا را اشغال کرد و مسيحيان را وادار نمود از دين خود برگردند. مؤمنان به وى اهميت نداده و بر دين خود پافشارى كردند.
ذونواس دستور داد گودال عظيمى حفر کرده و هيزم در آن ريختند و آتش بزرگی برافروختند. گروهى را زنده‌ زنده به آتش سوزاند و گروهى را با شمشير كشت و قطعه ‌قطعه كرد، به ‌طورى كه می‌گویند تعداد کشته ‌شدگان و سوختگان در آتش به بيست ‌هزار نفر رسيد! بعضى از مفسران نقل كرده‏اند كه طول آن خندق حدود بيست متر و عرض آن حدود شش متر بوده است. (تفسير على بن ابراهيم قمى، ج2، ص414)
آيات بعد اين داستان را نقل کرده و آن را با نفرين بر شكنجهگران آغاز نموده و مي ‎فرمايد: «مرگ بر کسانی باد که گودالی برای شكنجه کندند.»(قُتِلَ أَصحَاب اْلأخْدُودِ )(4) «همانان كه آتشى شعله ‏ور با هيزم فراوان برافروختند.»(النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ )(5)
آن‌گاه برای نشان دادن قساوت و سنگدلی ستمگران و بيان نادرستي رفتار آنها از نظر عواطف انساني می ‌فرماید: «آنان كنار خندقِ آتش مي نشستند و آنچه را كه بر سر مؤمنان مى‏آوردند، تماشا کرده» و ازآن لذت می‌بردند.(إِذْ هُمْ عَلَيهَا قُعُودٌ(6) وَ هُمْ عَلى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شهُودٌ)(7).
در ادامه برای نشان دادن رفتار غيرانساني شكنجهگران می ‌افزاید: «آنها هيچ ايرادى به اهل ايمان نداشتند، جز اينكه به خدا، آن مقتدر شكست‏ناپذير و ستوده، ايمان آورده بودند.»(وَ مَا نَقَمُواْ مِنْهُمْ إِلاّ أَن يُؤْمِنُواْ بِاللهِ الْعَزِيزِ الحمِيد) (8)
افزون بر این، «او خدايى است كه فرمانروايى آسمان‏ها و زمين از آنِ اوست و بر هر چيزى ناظر است» (الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّه عَلَى‏ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيد) (9)؛ يعني همه تحت فرمان او هستند و هر کس هر چه دارد، همه از آنِ خداست. پس تنها باید فرمان او را اطاعت کرد. ازاین‌رو نه تنها اعتقاد و روش مؤمنان حق است و کسی نباید مانع آنها شود، بلکه دیگران نیز باید از روش آنها پیروی نمایند.


گفتار دوم:
ناکامی و عذاب ‌ستمگران در دنیا و آخرت
این گفتار به بیان مجازات دنيوي و اخروي دشمنان دين و آزادي انديشه پرداخته و دو نکته مهم را بیان می‌ کند.
1.عذاب ستمگران و پاداش مؤمنان در آخرت
به ‌خاطر رفتار غيرانساني شكنجهگران ظالم، در سراي ديگر براي آنان مجازاتي بسيار شديد در نظر گرفته شده است و خداوند آنان را در سوزان ترين بخش جهنم قرار خواهد داد. از این رو درباره عذاب کافران ستمگر می فرماید: «كساني كه مؤمنان را مورد شكنجه و اذيت و آزار قرار دادند و هیچ گاه از کار خود توبه نكردند، در قيامت به عذاب جهنم و آتش سوزان مبتلا مي شوند.»(إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ)(10)
سپس پاداش مؤمنان ستمدیده را برشمرده و می فرماید: «كسانی كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، براى آنان بوستان ‏هايى با درختانى انبوه خواهد بود كه از زير آنها جويبارها جارى است؛ اين است سعادت بزرگ.»(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ)(11)
در ادامه براي آنكه تصوير روشنتري از عذاب كافران ارائه نموده و بر قدرت خدا براي تحقق وعده هاي خود تأکید نمايد، می فرماید: «عذاب خدا بسیار شدید و حسابرسي او سخت دقيق است.»(إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ)(12)
سختی عذاب الهی از آن رو است که خداوند قدرت آفرينش مجدد موجودات از بين رفته را دارد و به تعبير قرآن، «او كسي است كه هم مي تواند موجودات را از ابتدا پديد ‏آورد، و هم ميتواند آنها را پس از نابودى و تباهى، به حالت نخستشان برگرداند.»(إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ)(13).
در ادامه به بیان قدرت خدا برای تحقق وعده پاداش به مؤمنان می پردازد و می فرماید: «اوست كه آمرزنده مؤمنان و دوستدار آنان است.»(وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ)(14). افزون بر این، خداوند «صاحب عرش بوده و بسيار باعظمت است.»(ذُوالْعَرْشِ الْمَجِيدُ)(15). و «خداوند هر كارى را كه اراده كند، مي تواند به‌ طور كامل انجام دهد.»(فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ)(16). پس مي تواند به مؤمنين وعده بهشت دهد و به شكنجه گران وعدة آتش و به آنچه وعده داده، عمل نماید.
2. ناکامی ستمگران در دنيا
آيا خداوند مستكبران ظالم و شكنجهگر را در دنيا به حال خود رها مي كند تا با استفاده از امكانات خدادادي تا هر زمان بخواهند، به ستم و ظلم خود ادامه دهند؟ آيا خداوند هيچ گونه مجازاتي در دنيا براي آنها در نظر نميگيرد؟
آيات بعد به اين سؤال پاسخ مي دهد كه سنت خداوند چنين است كه تا مدتي به آنان فرصت مي دهد، اما سرانجام آنان را با همه قدرتشان به ذلت و نابودي مي كشاند، همان گونه كه درباره ستمگران پيشين چنين كرد.
براي يادآوري اين سنت الهي به دو نمونه اشاره شده و با حالت سؤال از پيامبر6 مي پرسد: «آيا داستان نابودی لشکر بزرگ و یاران انبوه فرعون و قوم ثمود به تو رسيده است؟»(هَلْ أَتَاك حَدِيث الْجُنُودِ(17) فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ)(18).
خبر نابودی تمدن های بزرگ مصر و ثمود نه تنها به اطلاع پیامبر رسیده بود، بلکه همه مردم جزیرة العرب از آن اطلاع داشتند. اما سران شرك باز هم از این واقعه پند نمی‌گرفتند و وجود چنين سرانجامي را براي خود باور نداشتند و خیال مي کردند كه هميشه در اوج قدرت باقي خواهند ماند و هيچ قدرتي نمي ‌تواند بر آنها غلبه كند. به این ترتیب «حقستیزان، وعده كيفر خدا را به ‌شدت تكذيب ميكردند.»(بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فى تَكْذِيب)(19).
اما آنها باید بدانند تکذیب وعده عذاب الهی و ایمن دانستن خود از کیفر سخت خداوند، سودی برای ايشان ندارد و آنها گریزی از عذاب قطعی خدا ندارند؛ زیرا «خداوند از هر جهت بر آنان مسلط است» و سرانجام آنها را به كيفر اعمالشان در دنيا و آخرت مي رساند.(وَ اللَّهُ مِن وَرَائهِم مُحِيط)(20).
سپس خدای سبحان با یادآوری سه ویژگی قرآن، به پندار باطل آنها پاسخ می ‌دهد و می ‌فرماید: اولاً این کتاب آسمانی كتابى است كه «خداوند بر پيامبر خود خوانده است و ساخته پيامبر نيست.(بَلْ هُوَ قُرَْانٌ).
ثانیاً «قرآن داراى معانى والا و گرانقدر است.»(مجِيدٌ)(21) .
ثالثاً «اصل این کتاب نزد خدا محفوظ است.»(فى لَوْحٍ محْفُوظ)(22).
با توجه به اين ویژگي ها، ديگر كافران و مخالفان پيامبر اسلام هيچ گونه بهانه‌اي براي مخالفت با اين كتاب آسماني ندارند و بايد وعدهها و تهديدهاي آن را جدي گرفته و دست از مخالفت با اسلام و شكنجه دادن مسلمانان بردارند، در غير اين صورت باید منتظر كيفر الهي در دنيا و آخرت باشند.


مطالب مرتبط