سوره مبارکه تکویر حقانیت تعالیم قرآن درباره مشاهده اعمال در روز قیامت را اثبات می کند.

تفسیر ساختاری ​سوره تکویر

تفسیر ساختاری ​سوره تکویر


حقانیت تعالیم قرآن درباره مشاهده اعمال در روز قیامت

معرفی سوره
سوره تكوير هفتمين سوره فرود آمده از آسمان وحي است که در مکه و در سال نخست بعثت بر رسول خدا نازل شده است. تکویر به ‌معنای «درهم پیچیدن» است و از آنجا که در آیه نخست این سوره سخن از درهم پیچیدن خورشید و از بین رفتن نور آن است، به این نام خوانده شده است.
در حديثى از پيغمبر اكرم(ص) مى ‏خوانيم: «كسى كه سوره تكوير را بخواند، خداوند او را از رسوايى در آن هنگام كه نامه ‏هاى عمل گشوده مى ‏شود حفظ می کند.» (مجمع البيان، ج10، ص441)
هدف و ساختار سوره
هدف سوره مبارکه تکویر اثبات حقانیت تعالیم قرآن درباره مشاهده اعمال در روز قیامت است. این سوره از دو گفتار تشکیل شده است.
در گفتار اول با اشاره به فروپاشی نظام کنونی و برپا شدن روز حساب، مراحل فرا رسیدن زمان مشاهده اعمال را بیان می ‌فرماید(آيات 1 تا 14).
گفتار دوم برای اثبات حقانیت این آموزه قرآنی، به بيان حقانیت و اصالت همه تعالیم قرآن پرداخته و بر این حقیقت تأکید می‌ کند که آنچه بر زبان پیامبر اکرم جاری می ‌شود، همه از سوی خداست و هیچ تردیدی در صحت و اصالت آن نیست و قرآن برای هدایت همه جهانیان نازل شده است(آیات 15 تا 29).

گفتار اول:
مراحل فرا رسیدن زمان مشاهده اعمال
مرحله اول: فروپاشی نظام کنونی جهان
قبل از برپايي قيامت، نظام جهان به‌ هم می ‌ریزد و نه تنها نظم پدیده‌ های طبیعی، بلکه روابط اجتماعی انسان‌ ها نیز مختل می ‌شود. آیات 1 تا 6 به شش حادثه بزرگ که نشانه متلاشی شدن نظم حاکم بر کره زمین است، اشاره می ‌کند.
نخستین حادثه این است که «در آن هنگام خورشید درهم می پیچد و از بین می رود.»(إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ)(1).
حادثه دوم این است که با متلاشي شدن خورشید، «سیارات منظومه شمسی که نور خود را از خورشید میگیرند نیز تیره و تار می شوند» و حرکات منظم آنها مختل می شود.(وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ)(2).
از آنجا که استمرار حرکت زمین به دور خورشید ناشی از توازن نیروی حاصل از جاذبه خورشید و نیروی گریز از مرکز زمین است، وقتی که خورشید درهم پیچیده و متلاشی می ‌شود، زمین نیز از مدار خود خارج شده و توازن و آرامش آن مختل ميگردد و دچار تکان‌ های شدید و زلزله‌ های عظیم می‌شود. لرزش های شدید زمین، سومین رخداد را رقم زده و کوه ‌ها را نیز به لرزش در می آورد و سرانجام «کوه‌ها از جا کنده شده و به حرکت درمی آیند.»(وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ)(3).
چهارمین حادثه ‌ای که بیانگر فروپاشی نظام زندگی روی کره زمین است، این است که در آن روز هر انسانى نفيس ترين اموال خويش را فراموش می کند؛ آن‌گونه كه باديه ‌نشينها «شترهاي ده ‌ماهه خود را رها مي كنند.»(وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ)(4). به این ترتیب زندگی اجتماعی بشر روی زمین تعطیل می‌شود.
حادثه پنجمی که نشانه از بین رفتن نظم زندگی در کره زمین است این است که در آن روز «جانوران وحشى که همیشه از هم گریزانند، از شدت هراس و وحشت گرد هم جمع مى ‏شوند» و چنان است كه گويى به يكديگر پناه مى ‏برند.(وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ)(5).
آخرین حادثه ‌ای که موجب از بین رفتن حیات و زندگی انسان در زمین است، این است که «در آن هنگام درياها نیز برافروخته شده و طغیان می کنند.»(وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ)(6).
مرحله دوم: برپایی دادگاه عدل الهی و مشاهده اعمال
بعد از ذكر شش تحول عظيم كه از مقدّمات رستاخيز است، به ذکر شش حادثه كه پس از برپايي قيامت رخ خواهد داد، مي پردازد و نخست مى ‏فرمايد: «در آن هنگام هر روحي به جسم خود باز ميگردد» و آماده پاسخگویی به اعمال خود می شود.(وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ)(7) «و در آن هنگام كه از دختران زنده به‌ گور شده سؤال شود:»(وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سُئلَتْ)(8) «به كدامين گناه كشته شدند؟»(بِأَىّ‏ِ ذَنبٍ قُتِلَتْ)(9).
پس از برپايي دادگاه اعمال، «در اين هنگام نامه هاي اعمال گشوده می شود» و به حساب همگان رسیدگی می شود.(وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ)(10). پس از رسیدگی به حساب اعمال «پرده از روى آسمان ملکوت برگرفته شود.»(وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ)(11). و در این هنگام، «دوزخ برای پذیرش گناهکاران شعله‏ ور میگردد.»(وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ)(12). از سوي ديگر «بهشت به احترام اهل ایمان به سوی آنها می آید.» (وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ)(13) وقتي كافران به سوي دوزخ رفتند و بهشت پذيراي اهل ايمان شد، هر کس نتیجه اعمال خود را مشاهده می کند و «متوجه می شود که برای زندگی جاودانه خود چه چيزى را آماده كرده است.»(عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ)(14).



گفتار دوم:
همه تعالیم قرآن حق و از سوی خداست
در اين گفتار براي اثبات درستي تعاليم قرآن و سخنان پيامبر اسلام درباره قيامت و مشاهده اعمال، بر دو مطلب تأكيد ميشود:
مطلب اول : اثبات وحیانی بودن معارف قرآن
آيات 15 تا 25 برای اثبات این حقیقت که آنچه بر زبان مبارك رسول الله جاري ميگردد، همگي از سوي خداست و خداوند آنها را به واسطه فرشته وحي بر پيامبر نازل كرده است و هيچ يك از سخنان ایشان از القائات شياطين نيست، به سه دلیل اشاره می ‌فرماید:
دلیل اول: نزول وحی توسط جبرئیل
خداوند با سوگندي كه نشانگر اهميت مسأله است، مي فرمايد: «سوگند به اجرام آسماني كه باز مى‏گردند،»(فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ)(15) «حركت مى‏كنند و از ديده‏ها پنهان میشوند.»(الْجَوَارِ الْكُنَّسِ)(16).
پديده طبيعي ديگري كه توجه به آن به درك ماهيت وحي كمك مي كند، رفت‌ وآمد شب و روز است. از این رو می فرماید: «سوگند به شب، هنگامى كه پشت كند و به آخر رسد.»(وَ الَّيْلِ إِذَا عَسْعَس)(17) «و سوگند به صبح، هنگامى كه سر برآورده و گسترش می‌یابد.»(وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ)(18) «این قرآن سخن فرشته بزرگواری است» كه آن را بر پیامبر مي خواند. (إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ)(19) و «داراى قوت و قدرت بسیار زیادی است» و امر رسالت خويش را با قاطعيت و توانايى پيش می برد.(ذِى قُوَّةٍ). «نزد خداوندی که صاحب عرش است و جهان را تدبیر می کند، داراى مقام و منزلت والایی است.» (عِندَ ذِى الْعَرْشِ مَكِينٍ) (20) مقام جبرئيل آن ‌قدر بالاست كه خداوند در عرش خود اداره بخشي از عالم ملكوت را به ‌عهده او گذارده است و «گروهی از ملائكه فرمانبردار او هستند.»(مُطَاعٍ ثمَّ) افزون بر همه اینها، «او فرشته امینی است» که در رساندن وحى، خيانت و دخل و تصرفى نمیکند.(أَمِينٍ)(21).
دلیل دوم: شخصیت والای پیامبر
یکی از اموری که نشانه حقانیت سخنان پیامبر است، شخصیت والای ایشان می ‌باشد. ازاین‌ رو خدای سبحان برای نشان دادن بطلان تهمت کافران به رسول خدا، بر اين حقيقت تأکید می‌ کند که پيامبر اسلام همان كسي است كه ساليانی دراز در ميان شما زندگي كرده و همه شما او را به درايت و راستگويي مي‌ شناسيد؛ تا آنجا كه او را محمد امين مي ناميديد و براي حل مشكلات خود، به او مراجعه مي كرديد. با توجه به این حقایق، هيچ ترديدي باقی نمی‌ ماند كه «رفیق و همنشین ديرينه شما [حضرت محمّد] مبتلا به جنون نيست.»(وَ مَا صَاحِبُكمُ بِمَجْنُونٍ)(22).
پس اگر چنين فردي به شما اعلام كند كه آنچه درباره قيامت و مشاهده اعمال بيان مي كند، همه را به‌ واسطه جبرئيل از خداوند گرفته است، شما بايد سخن او را بپذيريد، نه آنکه او را ديوانه و دروغگو بنامید. زیرا او «واقعاً فرشته وحی را در آن افق روشن ديده است.»(وَ لَقَدْ رَءَاهُ بِالأُفُقِ الْمُبِينِ)(23).
و آنچه را دریافت کرده بود، بدون هيچ كم و كاست به شما انتقال داد و «در ابلاغ پيام ‏هاى غيبى، به هیچ وجه کوتاهی نكرد.»(وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ)(24).
دلیل سوم: قرآن سخن شیاطین نیست
سومین دلیلی که نشانگر وحیانیت معارف قرآن و اصالت آن است، محتوای ارزشمند و بی ‌بدیل قرآن است که هیچ کس جز خدا نمی‌تواند گوینده آنها باشد. بنابراین با تأمل در محتوای این کتاب آسمانی، به ‌راحتی می‌ توان متوجه شد که «آیات قرآن، سخن شیاطین رانده شده از درگاه الهی نيست.»(وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ)(25).
مطلب دوم: هدایت حق جویان توسط قرآن
با توجه به آنچه که درباره ویژگی ‌های فرشته وحی، شخصیت پیامبر و محتوای قرآن گفته شد، دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمی ‌ماند که قرآن کریم وحی الهی است که بر زبان پیامبر جاری شده است. ازاین ‌رو خدای سبحان با پرسشی که آمیخته با توبیخ است، از کافرانی که منکر وحیانیت قرآن بودند، می‌ پرسد: چرا راه راست را رها كرده، به بي  راهه گام مى‏ نهيد؟ وقتى حقانيت قرآن به اين روشنى است، «پس ديگر كجا مى ‏رويد؟» چرا حق را پشت سر مى ‏اندازيد؟(فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ)(26).
در ادامه با تأکید بر حقانیت معارف قرآن به جنبه هدایتگری قرآن اشاره می ‌نماید تا به این ترتیب، حجت بر کسانی که با معارف قرآن درباره معاد مخالفت می ‌کنند، تمام شود. آیه بعد در این رابطه می ‌فرماید: «قرآن ذکر و مایه یادآوری حقایق به همه جهانیان است.»(إِنْ هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ)(27).
گرچه قرآن برای همگان نازل شده است، اما شرط بهره مندي از تعاليم قرآن اين است كه انسان داراي روحيه حق پذيري باشد و سعادت خود را در زندگي پاك و دور از انحرافات و مفاسد فردي و اجتماعي جست‌ و جو كند. اما اگر كسي به دنبال آن باشد كه از هر راه كثيف و پليدي به خواسته هاي خود برسد، بدون شك راهنمايي هاي قرآن در او تأثيري نميگذارد. ازاين‌ رو در آيه بعد مي‌ فرمايد: هدايت قرآن «براي آن دسته از شماست كه بخواهد [در همه شؤون زندگى مادى و معنوى‏] راهي استوار و درست را بپيمايد.»(لِمَن شاءَ مِنْكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ)(28).
البته بايد توجه داشت كه گرايش انسان به ‌سوي درستكاري و تقوا نيز خود موهبتى الهى است و اگر خداوند متعال اين موهبت را به آدمى ارزانى نمى‏ داشت و آن را در نهاد آدمي قرار نمي داد، انسان هيچ راهي براي دسترسي به آن نمي يافت. همان گونه كه در جمادات و حيوانات اين گرايش قرار داده نشده و آنان علاقهاي به حقيقت، زيبايي، كمال، عدالت و ساير ارزش هاي انساني ندارند. ازاين ‌رو در آيه بعد ميفرمايد: «و شما راهِ مستقيم را طی نخواهید نمود، مگر آنكه خدايي كه پروردگار جهانيان است، بخواهد.»(وَ مَا تَشاءُونَ إِلاّ أَن يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ)(29).


مطالب مرتبط