سوره مباركه فجر اعلام می کند که برخورداري از نعمت ‌هاي مادي معیار درستی برای سنجش مهر و قهر خدا یا خوشبختی و بدبختی انسان ‌ها نیست.

تفسیر ساختاری سوره فجر

تفسیر ساختاری سوره فجر

معرفی سوره
سوره فجر از سوره‌ های مكي قرآن و دهمين سوره فرود آمده از آسمان وحي است. این سوره حدود سال اول بعثت نازل شده است. «فجر» به‌ معناي سپيده ‌دم است.
در فضيلت تلاوت اين سوره در حديثی از پيغمبر اكرم6 می ‏خوانيم: «كسی كه آن را در ده شب اول ذی ‌الحجه بخواند، خداوند گناهان او را می ‏بخشد و كسی كه آن را در ساير ايام بخواند، برای او در روز قیامت نور و روشنايی خواهد بود.» (مجمع البيان، ج10، ص481)
هدف و ساختار سوره
يكي از انديشه‌ هاي رایج در ميان مردم اين است كه وقتي خداوند كسي را دوست داشته باشد، او را از مال دنيا بي ‌نياز کرده و به او قدرت و ثروت مي ‌دهد. پس ثروت نشانه خوشبختي و عنايت خاص الهي به افراد است.
اين طرز تفكر باعث مي ‌شود كه وقتي خداوند به برخی انسان‌ ها ثروت يا قدرتي عنايت کند، بر خود ببالند و آن را نشانه توجه و محبت خدا به خود بدانند. اما هنگامي كه با مشكل يا مصيبتي مواجه شده و به فقر يا بيماري دچار ‌شوند، آن را نشانه قهر و عذاب الهي بدانند و زبان به شكوه و گلايه گشوده و بگویند: خدایا! مگر ما چه گناهی کرده ‌ایم که این بلا بر سر ما نازل شد؟!
از این رو سوره فجر با ارائه نمونه‌ هایی از مهر خدا به انسان ‌های معنویت ‌گرا و نمونه ‌ای از قهر خدا به ثروتمندان و قدرتمندان تاریخ، سنت خدا را در عطا کردن نعمت ‌ها و سلب آنها بیان می ‌کند (آیات1-14).
و نیز دیدگاه کسانی را که معتقدند بهره‌ مندی از دنیا مساوی با برخورداری از لطف خداست، گزارش کرده و سپس با بیان این حقیقت که رفتار زشت انسان‌ ها عامل اصلی سلب نعمت ‌ها از آنهاست و در آخرت حقیقت نعمت ‌ها و محنت ‌ها آشکار می ‌شود، این دیدگاه را نقد و بررسی می ‌کند (آیات 15-27).
و همچنین با یادآوری پاداش بندگی خدا، انسان ‌ها را به پیروی از فرمان الهی در نعمت ‌ها و محنت ‌ها دعوت می‌ نماید (آیات 28-31).

گفتار اول: سنت خدا در عطا کردن نعمت‌ ها و سلب آنها
مطلب اول : عنایات معنوی خدا به مؤمنان در ایام حج
سوره مباركه فجر ابتدا در آیات 1 تا 5 به ایام حج سوگند یاد می ‌کند. ابتدا مي ‌فرمايد: «سوگند به سپيده ‌دم» (وَالْفَجْرِ) (1). و به خاطر این که ده شب نخست ماه ذي ‌الحجه که اعمال حج تمتع در آن انجام می ‌شود، از جايگاه خاصي برخوردار است، مي‌ فرمايد: «و سوگند به شب ‌های ده‏گانه» اول ماه ذی ‏حجّه (وَلَيالٍ عَشْرٍ) (2).
و در ادامه به روز هشتم ذی ‌الحجه سوگند مي‌ خورد و مي ‌فرمايد: «سوگند به روزی که با سایر روز‌های اعمال حج جفت شده است.» (وَالشَّفْعِ) سپس به روز «عرفه» كه اعمال حج از آن روز آغاز می ‌شود، اشاره کرده و می ‌فرماید: «و سوگند به روز منفرد و جدا شده.» (وَالْوَتْرِ) (3)
در انتها به آخرين شب از اين ايام، یعنی شب عيد قربان که حاجیان در مشعرالحرام گرد هم می ‌آیند، سوگند ‌خورده و مي ‌فرمايد: «سوگند به آن شب، آن‌گاه كه به سوی روشنايی روز پيش می‌ رود.» (وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ) (4)
سپس مي‌فرمايد: «آيا اين سوگندها براي خردمندان كافي نيست» تا بدانند چه کسانی مورد لطف و عنایت خدا هستند و بدانند توجه خدا به انسان مساوی با بهره ‌مندی از دنیا نیست؟ (هَلْ في‏ ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْر) (5) آری! فرومايگان و سبك ‌سران چنان‌ كه بايد، اين سوگندها و شواهد را درنمى‏ يابند.


مطلب دوم: سلب نعمت ‌های مادی از کافرانِ فاسد
آیات 6 تا 14به سه تمدن بزرگ بشری اشاره می‌ کنند که از مال و ثروت بسیار برخوردار بوده و به بالاترین پیشرفت‌ های مادی زمان خویش، به ‌ویژه در صنعت معماری دست یافته بودند، اما مورد قهر و عذاب الهی واقع شدند تا اعلام نمايند برخورداري از مواهب دنيا هميشه نشانه مورد تأييد خدا بودن نيست. نخست به قوم عاد اشاره کرده، می ‌فرماید: آيا نديدي كه پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟ (أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَاد) (6)
يكي از آبادترين شهرهاي این قوم «ارم» بود. «این شهر دارای قصرهای بلند و ستون‌ های كشيده بوده است» (إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ) (7)
اين شهر آن ‌قدر زيبا و باشكوه بود كه «نمونه آن تا کنون در هيچ كشوري به وجود نیامده است.» (الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ) (8)
سپس درباره قوم ثمود می ‌فرماید: آیا ندیدی خداوند با «قوم ثمود كه صخره‏ های موجود در دامنه کوه‌ ها را مى‏ بريدند و در دل كوه ‏ها خانه مى ساختند، چه کرد؟» (وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُواْ الصَّخْرَ بِالْوَادِ) (9)
در ادامه به قوم فرعون که يكي از ويژگي ‌هاي آنان، پیشرفت در ساختن بناهای مرتفع و محکم بود، اشاره كرده، مي ‌فرمايد: «آيا نديدي كه خدا با فرعون كه داراي ساختمان‌ هاي محکم و مرتفع بود، چه كرد؟» (وَ فِرْعَوْنَ ذِی‌الْأَوْتَادِ) (10)
سپس به بررسي ويژگي‌ هاي اعتقادي و اخلاقي این سه تمدن بزرگ پرداخته و مي ‌فرمايد: اين اقوام به ‌رغم پیشرفتی كه در جنبه ‌هاي مادي و ظاهري کرده بودند، اما از نظر اعتقادي، از مسیر توحید و خداپرستی منحرف شده و «در شهرهای خود از حدود الهی تجاوز كردند.» (الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ) (11) و از نظر اخلاقي و اجتماعي، «در اين شهرها ظلم و فساد فراواني به بار آوردند.» (فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ) (12)«ازاين‌رو خداوند تازيانه عذاب را بر آنها فرود آورد» و همه آنها را هلاک کرد. (فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَاب) (13) زیرا «خداوند در کمین‌گاه به انتظار نشسته و همیشه مراقب اعمال انسان است» (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَاد) (14).



گفتار دوم:
معیار خوشبختی، برخورداری از نعمت نیست

مطلب اول: دو پندار نادرست از معیار خوشبختی و بدبختی
این گفتار به گزارش اجمالی دیدگاه کسانی می ‌پردازد که معتقدند اگر خدا کسی را دوست داشته باشد، بهره ‌های فراوانی از مال دنیا به او می ‌دهد. ابتدا می ‌فرماید طبع انسان چنین است که محبوبیت و عدم محبوبیت نزد خدا را با معیار برخورداری از نعمت ‌های دنیوی و نداشتن مشکلات مادی و اجتماعی ارزیابی می ‌کند. ازاین ‌رو «هنگامی كه پروردگارش او را برای آزمايش، اكرام کرده و نعمت می ‌بخشد، مغرور می ‌شود و می ‌گويد: خداوند مرا دوست داشته است!» (فَأَمَّا الإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ) (15) «و هنگامی كه برای امتحان، روزی را بر او تنگ بگيرد، غمگین ‏شده و می‏گويد: پروردگارم مرا خوار كرده!» (وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ) (16)
مطلب دوم: رفتار زشت انسان ها عامل اصلی سلب نعمت ها
در ادامه با نقد این پندار غلط می ‌فرماید: اگر خدا به شما لطف و عنایتی ندارد و نعمت‌های خود را از شما بازپس می‌گیرد، به‌خاطر این است که شما چهار خصلت زشت و ناپسند دارید:
1. «شما يتيمان را گرامى نمى ‌داريد.» (کَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ) (17)
2. «كسي را هم بر اطعام مساکین ترغيب و تشويق نمي‌ كنید.» (وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی‏ طَعامِ الْمِسْكينِ) (18)
3. «ارث دیگران را با حق خود يكجا مى‌ خوريد.» (وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلاً لَمّاً) (19)
4. «مال را بسيار دوست مى ‌داريد.» (وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبّاً جَمّاً) (20)
مطلب سوم: آشکار شدن حقیقت نعمت ها و محنت ها در آخرت
سپس در آیات بعد با اشاره به این حقیقت می‌ فرماید: کسانی که امروز می ‌پندارند زندگی اصلی انسان در دنیاست و آخرت امری فرعی است، بالاخره روزی به اشتباه خود پی‌ می‌برند. برای فرا رسیدن چنین روزی چند اتفاق باید رخ دهد.
نخست باید نظام کنونی جهان به ‌هم بخورد و «زمين بشدت بهم کوبیده شده و تغییر شکل دهد.» (کَلاَّ إِذا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكّاً دَكّاً) (21) در این هنگام دادگاه عدل الهی برپا می ‌شود «و فرمان پروردگارت در می ‌رسد» (وَ جاءَ رَبُّكَ) و «فرشتگانی که مأمور عذاب دوزخیان یا خدمتگزاری به بهشتیان هستند، گرداگرد حاضران در محشر را گرفته و در صفوف مختلف، آماده اجرای فرمان حق می‌ شوند.» (وَ الْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً) (22) گروهی از این فرشتگان «دوزخ را به ‌سوی کافران می‌آورند». (وَ جي‏ءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ)
با مشاهده دوزخ، انسان متوجه می ‌شود که زندگی اصلی او در این سراست و کسانی که خود را برای چنین روزی آماده نکرده ‌اند، چقدر ضرر کرد‌ه‌ اند! آری، «در آن روز انسان متوجه این حقیقت مى ‌شود، ولى فهمیدن این مطلب دیگر هیچ سودی برای او ندارد!» (يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنْسانُ وَ أَنَّی لَهُ الذِّكْری)(23)
در آن هنگام انسان غافل و زیان ‌کار تنها افسوس می ‌خورد و با اندوه و حسرت «می‌ گويد: [ای كاش به‌ جای آنکه دنبال جمع کردن مال دنیا ‌بودم] برای اين زندگی خود [كه حيات واقعى است] كار شايسته ‌ای پيش فرستاده بودم!» (يَقُولُ يا لَيْتَني‏ قَدَّمْتُ لِحَياتي‏) (24)
اندوه و حسرت انسان در آن روز هنگامی به بالاترین حد خود می‌رسد که متوجه می ‌شود «در روز قیامت عذاب خدا از هر عذابی بزرگ ‌تر است و هيچ كس به سختىِ عذاب او، کسی را عذاب نكند.» (فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ) (25) و وقتی او را در غل و زنجیرکرده و به شدیدترین شکل ممکن او را عذاب کردند، متوجه می ‌شود که «هيچ كس مانند خدا، کسی را در بند نمی‌ کشد و مجازات نمی ‌کند.» (وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ) (26)

گفتار سوم: در نعمت و محنت باید بنده خدا بود
مؤمنان واقعی در محنت و نعمت راضی به رضای خدایند و اطمینان دارند هر چه خدا برای آنها بخواهد، همه به خیر و مصلحت آنان است. به همین خاطر در روز قیامت، خداوند با لطف و محبت فراوان، آنها را مورد خطاب قرار داده و می ‌فرماید: «ای کسی که دلت به یاد من آرام گرفته بود!» (يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ)(27) «اکنون به سوی پروردگارت باز گرد؛ زیرا هم تو از خدا خشنود بودی، و هم خدا از تو خشنود است.» (إِرْجِعِي إِلی‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً) (28) و «در میان بندگان خاص من داخل شو.» (فَادْخُلِي فِي عِبادِي) ( (29)) و «و به بهشتی که میزبانش خودم هستم، وارد شو.» (وَادْخُلِي جَنَّتِي) ( (30))
چه تعبيرات جالب و دل ‏انگيز و روح پروری كه لطف و صفا و آرامش و اطمينان از آن می ‏بارد! دعوت مستقيم پروردگار از نفوسی كه در پرتو ايمان، به حالت اطمينان و آرامش رسيده ‏اند و دعوت از او برای ورود در بهشتی که ميزبان آن، تنها و تنها ذات مقدس اوست.


مطالب مرتبط