سوره مباركه نبأ به بیان نمونه‌ هایی از پدیده ‌های هماهنگ و مکمل در نظام آفرینش پرداخته و از این رهگذر، به تدبير متقن و حكيمانه جاری در نظام آفرینش و امكان و ضرورت وقوع معاد اشاره می ‌کند.

تفسیر ساختاری سوره نبأ

تفسیر ساختاری سوره نبأ

اثبات حکیمانه بودن برپایی روز قیامت و نظام پاداش و کیفر آن

معرفی سوره
سوره نبأ در مکه نازل شده است. «نبأ» به ‌معنای خبر دقیق است. این سوره هشتادمین سوره نازل شده بر قلب مبارک پیامبر است که پس از سوره معارج و پیش از سوره نازعات نازل شده است.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام6 آمده است: «كسى كه سوره عم يتساءلون را بخواند، خداوند از نوشيدنى خنك و گواراى بهشتى در قيامت سيرابش مى ‏كند.» در حديثى از امام صادق7 مى ‏خوانيم: «كسى كه همه روز سوره عم يتساءلون را ادامه دهد، سال تمام نمى ‏شود، مگر اينكه خانه خدا را زيارت مى ‏كند.» (مجمع البيان، جلد 10 صفحه 420)

هدف و ساختار سوره
سوره نبأ در حدود سال سیزدهم بعثت در مکه نازل شده است. در این سال فشارهای مشرکین مکه روزبه‌ روز فزونی می ‌یافت و آنان هر روز در فکر توطئه و نقشه‌ای جدید برای مقابله با پیامبر6 و از بین بردن اسلام بودند و در انکار آموزه‌ های اسلام، به ‌ویژه مسأله کیفر روز قیامت جرأت بیشتری پیدا کرده بودند.
سوره مباركه نبأ در پاسخ به موضع گیری های ستیزه‌ جویانه کافران درباره معاد، به بیان نمونه‌ هایی از پدیده‌ های هماهنگ و مکمل در نظام آفرینش پرداخته و از این رهگذر، به تدبير متقن و حكيمانه جاری در نظام آفرینش و امكان و ضرورت وقوع معاد اشاره می ‌کند و به این نتیجه می‌ رسد که هیچ راهی برای گریز از واقعیتی به نام معاد و سرای دیگر وجود ندارد. پس به ‌جای سهل‌انگاری و ستیزه‌ جویی با روز رستاخيز، باید خود را برای رویارویی با آن روز آماده نمود. سوره نبأ از چهار گفتار تشکیل شده است:
در گفتار نخست سوره ضمن گزارش پرسش ‌های انکارآمیز کافران درباره قیامت، به حتمی بودن وقوع ‌قیامت اشاره کرده و کافران را به‌ خاطر بی ‌توجهی به این مسأله مهم نکوهش می‌ کند (آیات 5-1).
گفتار دوم سوره نبأ برای اثبات ضرورت معاد، به نمونه هایي از پديده هاي هماهنگ و مكمل در نظام آفرينش اشاره می کند تا نشان دهد همان گونه كه در جهان طبيعت پديده هایي وجود دارد كه هر يك مكمل ديگري است، در نظام كلي جهان هستي نيز دنيا و آخرت مكمل يكديگر هستند. ازاین ‌رو حکمت خدا اقتضا می‌ کند که پس از دنیا، سرای دیگری نیز وجود داشته باشد (آيات 16-6).
در گفتار سوم به چگونگی وقوع روز قیامت و حکیمانه بودن نظام پاداش و کیفر آن پرداخته و اعلام می ‌کند با پایان یافتن دنیا، روز جدایی کافران و مؤمنان فرا می ‌رسد و آن‌گاه سرانجام این دو گروه را با تأکید بر هماهنگی کیفر و پاداش اخروی آنها با اعمالشان در دنیا بیان می ‌فرماید (آیات 17-38).
گفتار چهارم سوره که به مثابه نتیجه‌گیری از آیات قبل است، هشداری به منکران غفلت‌ زده است که به این حقیقت توجه کنند که عذاب الهی بسیار نزدیک تر از آن است که می پندارند؛ پس به ‌جای تعلل و طرح شبهات و سؤالات بی ‌حاصل، باید خود را برای مواجه شدن با آن روز آماده کنند تا دچار ندامت و اندوه نشوند (39- 40).

کفتار اول :
نکوهش منکران روز رستاخیز
با وجود همه اهمیتی که مسأله قیامت دارد، مشرکان مانند بسیاری از انسان ‌ها، به‌ جای توجه به آن و آماده کردن خود برای چنین روزی، به مجادله و کشمکش پرداخته و با کم  اهمیت تلقی کردن روز حساب، به انکار آن می ‌پرداختند. از این رو آیات نخست سوره نبأ با استفهامی آميخته با تعجب، به نکوهش منکران قیامت پرداخته و مى ‏پرسد: «کافران پی ‌درپی و با حالت انکار از چه چيز مهمی سؤال مى ‏كنند؟» (عَمَّ يَتَساءَلُونَ) (1)
سپس با حالتی آمیخته با توبیخ و ملامت به این پرسش پاسخ می دهد: «آنها درباره خبری بزرگ و پراهميت بحث مى‏ كنند.» (عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ) (2)
اما با همه اهمیتی که آن روز دارد، مشرکان آن را انکار کرده و درباره آن با مؤمنان بحث و جدل می ‌کنند. از این رو می ‌فرماید: «رستاخیز همان خبری است که مشرکان درباره [اهمیت و ضرورت وجود] آن با مؤمنان اختلاف دارند.» (الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ) ( (٣))
قرآن مشرکان را از به راه انداختن این همه هیاهو و جاروجنجال درباره قیامت نهی کرده و مي ‌فرمايد: «ديرى نمىگذرد كه منکران قیامت [با فرا رسیدن زمان مرگشان] از آن آگاه خواهند شد.»(كَلاّ سَيَعْلَمُونَ)( (٤))
و سپس تأکید می ‌کند که آرى! لازم نیست آنان درباره روز قیامت پرسش و اختلاف كنند، زیرا «به‌زودى [با برپا شدن قیامت] از حقیقت و اهمیت آن آگاه مى‌ شوند.» (ثُمَّ كَلاّ سَيَعْلَمُونَ) (5)


گفتار دوم:
تدابیر حکیمانه خدا در نظام آفرینش، نشانه حتمی بودن معاد

در گفتار دوم برای پاسخگویی به تردیدها و شبهات کافران و اثبات ضرورت معاد، به نمونه هایي از پديدههاي هماهنگ و مكمل در نظام آفرينش اشاره میکند:
نمونه اول: رابطه زمین و کوه‌ها
ابتدا به هماهنگی زمین و کوه‌ها و رابطه آنها اشاره کرده و می ‌فرماید: «آيا اين زمين را بسترى آرام براى شما نساختيم؟» (أَلَمْ نَجْعَلِ الأرْضَ مِهَاداً) (٦) «و كوه‌ ها را درون زمین محکم و استوار نکردیم؟» (وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً) (٧) بخش عمده‌ ای از آمادگی زمین برای سکونت و بهره ‌مندی انسان، به ‌خاطر وجود کوه ‌ها در آن است.اگر کوه ها نبودند، آفرینش زمین امری لغو و بی‌ فایده بود و پس از اندک مدتی زمین از بین می ‌رفت، اگر سرای دیگر هم نبود، زندگی دنیا امری لغو و ناقص می ‌نمود.
نمونه دوم: زن و مرد
دومين نمونه از پديده ‌هایي كه مکمل یکدیگر بوده و رابطه متقابل با هم دارند، زن و شوهر هستند. هر يك از زن و شوهر با وجود دیگری احساس آرامش می‌ کند و به ‌وسيله آن دو، نسل انسان‌ ها بر زمین باقی می‌ ماند و از جهات مختلف عاطفي و عقلي مكمل هم هستند. همان گونه که خداوند می‌ فرماید: «ما شما انسان‌ها را زوج و مکمل یکدیگر آفریدیم.» (وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً) (٨)
نمونه سوم: هماهنگی شب و روز با خواب
پديده خواب از مواهب بزرگ الهى بر انسان است. اگر خواب نبود، امکان تجدید قوا برای ادامه زندگی وجود نداشت و انسان به سرعت از پای در می‌آمد. خداوند سبحان به این نعمت اشاره كرده، مى ‏افزايد: «ما خواب را مايه آرامش و آسايش شما قرار داديم.» (وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً) (٩)
اما همه می ‌دانیم که بهره‌ مندی کامل از موهبت خواب تنها با فرا رسیدن تاریکی و سکوت شب میسر است. ازاین ‌رو خداوند برای تکمیل نعمت خواب، پدیده شب را قرار داد و فرمود: «و تاریکی شب را پوششى بر زمین قرار داديم» تا انسان آرامش خويش را باز يابد. (وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاساً) (١٠)
افزون بر این خداوند برای روز ویژگی ‌های خاصی قرار داد که انسان در آن گرایش به تلاش و کسب روزی داشته باشد و پس از آن به خواب و استراحت بپردازد. همان گونه که در آیه بعد می‌فرماید: « ما روز را به گونه ‌ای آفریدیم تا امکان تلاش برای اداره زندگی در آن برای شما فراهم باشد.» (وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً)(١١)
نمونه چهارم: هماهنگی پدیده‌ های آسمانی برای تأمین خوراک انسان
نخستین چیزی که در تأمین خوراکی انسان تأثیرگذار است، آسمانی است که بالای سر ما قرار گرفته است. ازاین ‌رو خدای سبحان به آفرینش آسمان اشاره کرده و می ‌فرماید: «ما هفت آسمان را بر فراز سرتان به بهترين شكل ساختيم.» (وَ بَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً) (12)
دومین عامل مؤثر در تکمیل چرخه تأمین غذای انسان خورشید است که خداوند با اشاره به آن می ‌فرماید: «و خورشيد را چراغى گرم و پرفروغ قرار داديم.» (وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً) (١٣)
سومین عامل مؤثر در چرخه تأمین غذای انسان، ابرهای باران ‌زاست. ابرها وقتی متراکم شده و در شرایط جوی مناسبی قرار گرفتند، سامانه¬ ای بر آنها حاكم مى‏شود كه آنها را مى ‏فشارد و در نتيجه باران از آنها فرو مى ‏ریزد. از این رو می ‌فرماید: «و از ابرهاى متراكم و باران‏زا، آب فراوانی فرستادیم.» (وَأَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا) (١٤) «تا به‌وسيله باران، از زمين دانه ‌های خوراکی [مانند گندم و برنج] و گياهان خوردنی [مانند سبزی‌ها] و نيز بوستان ‌هايى با درختانى [از انواع میوه ‌ها] برآوريم.» (لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً(١٥) (وَجَنَّاتٍ أَلْفَافاً) (١٦)
هماهنگی این مجموعه ‌هاي طبيعي مستقل و مرتبط، نشانه ‌اي از قدرت و حکمت خداوند است و نشان می ‌دهد که چگونه خداوند برای تحقق یک هدف مهم، اجزای پراکنده و مستقل را با یکدیگر هماهنگ می ‌کند. به همین ترتیب خدای سبحان برای تکمیل چرخه حیات انسان پس از پایان دوره زندگی دنیوی، جهان دیگر را برپا خواهد نمود.

گفتار سوم:
حکیمانه بودن برپایی قیامت و نظام پاداش و کیفر آن
پس از اثبات ضروری بودن برپایی قیامت در گفتار نخست، آيات 17 تا 39 به چگونگی وقوع روز قیامت پرداخته است. در این آیات به چهار مطلب مهم اشاره می ‌شود.
1. کیفیت برپایی روز قیامت
از همان روزى كه خدا آسمان ‌ها و زمين را ‏آفريد و نظام جارى را بر آن حاكم ‏كرد، براى نظام مادى جهان نيز مدتى معين كرد كه با به سر رسيدن آن مدت، عمر دنیا هم تمام مى ‏شود و پس از آن، جهان دیگری آغاز می ‌شود. قرآن این حقیقت را چنین بیان می ¬کند: «به يقين روز جدایى حق از باطل، هنگامه مشخص شدن سرنوشت انسان‌ هاست.» (إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتاً) (١٧) «زمانی فرا می ‌رسد که اسرافیل در شیپوری که با صدای آن جهان دگرگون می ‌شد می ‌دمد. آن ‌گاه شما انسان ‌ها گروه گروه از عالم برزخ خارج شده و به صحنه قيامت مى ‌آييد (يَوْمَ يُنفَخُ فىِ الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجاً) (18)
در این هنگام «درهای آسمان ملکوت گشوده می ‌شود و جهان آدميان به جهان فرشتگان می ‌پيوندد.» (وَ فُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكانَتْ أَبْوَاباً) (19)
این اتفاق زمانی رخ می‌ دهد که پیش از آن جهان مادی به کلی متلاشی شده و «كوه‌ ها به حركت درآمده و به سرابی تبدیل شده ‌اند.» (وَ سُيِّرَتِ الجِبَالُ فَكانَتْ سَرَاباً) (20)

2. هماهنگی عذاب سرکشان با اعمالشان
آیات 21 تا 30 با اشاره به هماهنگی میان گناه سرکشان در دنیا و عذاب آنان در دوزخ، سخن خود را با توصیفی تأمل برانگیز از جهنم آغاز کرده و می ‌فرماید: «جهنم کمین‌ گاه است» (إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصَاداً) (21) و «افراد سرکش و طغیان ‌کنندگان در برابر فرمان الهی به ‌سوی آن می ¬روند» (لِلطَّاغِينَ مَآباً ) (22) و «روزگار درازی در آن می¬ مانند.» (لابِثِينَ فِيهَا أَحْقَاباً) (23)
سپس به توصیف عذاب دوزخ پرداخته و می ¬فرماید: «در آنجا هیچ خبری از خنکی و آسودگی نیست و نوشیدنی آنها فقط آب جوشان و چرك و خونی است که از زخم اهل دوزخ جارى می‌ شود.» (لا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْداً وَلا شَرَاباً) (٢٤) إِلاّ حَمِيماً وَغَسَّاقاً ) (٢٥) و «این کیفر [با عقاید آنان و گناهانی که در دنیا مرتکب شدند] کاملاً هماهنگ و مطابق است.» (جَزَاءً وِفَاقاً) (٢٦)
سپس به بیان علت مجازات طغیانگران پرداخته، مى‏ فرمايد: این مجازات به خاطر دو دلیل است. نخست آنکه «آنها اميدى به حساب و ترسى از عقاب خداوند نداشتند.» (إِنَّهُمْ كَانُوا لا يَرْجُونَ حِسَاباً) (٢٧)
دومین دلیل این است که آنان « و همه دلایلی را که ما برای اثبات توحید و نبوت و معاد ارائه کرده بودیم را شديداً انكار می‌ كردند.» (و كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً) (28)
سپس به عنوان هشدار به اين طغيانگران و نیز براى تأكيد بر مسأله وجود موازنه ميان «جرم» و «جريمه» مى‏افزايد: ما از اعمال شما به‌طور کامل اطلاع و آگاهی داریم، زیرا «ما هر چیزی را شمارش و ثبت كرده‏ايم.» (وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً) (29)
در آخرت نیز بازتاب عمل آنها چنین خواهد شد که هیچ گاه از عذاب آنها کاسته نخواهد شد و به آنان می¬گویند: «پس كيفر تكذيب و بدكارى خود را بچشيد و بدانید که در اینجا خبری از آسودگی و آسایش وجود ندارد و دائماً بر عذاب شما افزوده خواهد شد.» (فذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلاّ عَذاباً) (30) یعنی در پی هر عذاب، عذاب دیگری برای آنها در نظر گرفته مي ¬شود.
3. هماهنگي پاداش اهل تقوا با اعمال آنان
آیات 31 تا 36به توصیف پاداش اهل تقوا می پردازد.
الف) جایگاه متقین: در روز قیامت متقین در بهشت جای دارند. «در آنجا هر چه برای سعادت و آسایش آنان لازم است، برایشان در نظر گرفته شده است.» (إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً ) (٣١)
ب) خوراکی‌ های متقین: خوراکی بهشتیان از گواراترین و بهترین میو‌ه‌ هاست و در آنجا «باغ‌ های میوه و تاکستان‌ های انگور برای آنها وجود دارد.» (حَدَائِقَ وَأَعْنَاباً) (٣٢)
ج) همسران متقین: زنان بهشتی دو ویژگی مهم دارند. «آنان از نظر فردی دارای شخصیتی برجسته هستند و از جهت رفتار با همسرشان، افرادی فرمانبردار و خاضعند.» (وَكَوَاعِبَ أَتْرَاباً) (٣٣)
د) نوشیدنی‌های متقین: در بهشت برای مؤمنان نوشیدنی ‌هایی وجود دارد که با آبی که از چشمه «کافور» برداشته شده، آمیخته می ‌شود. و مؤمنان هر گاه که میل داشته باشند، «جام‌ هايى پر و لبريز از شراب بهشتی» در اختیار آنان قرار می‌گیرد. (وَكَأْساً دِهَاقاً) (٣٤)
و) مجالس اهل تقوا در بهشت: بهشتیان در جلساتی معنوی دور هم جمع شده و به ذکر خدا و کسب کمالات معنوی می ‌پردازند. «در این جلسات بهشتی، نه سخن لغو و بيهوده‌ به گوششان می ‌رسد، و نه کسی دیگری را تكذيب می ‌کند.» (لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَ لا كِذَّاباً) (35)
نعمت ‌های بهشتی نه تنها به ‌خاطر شایستگی مؤمنان و اعمالی است که در دنیا انجام داده ‌اند، بلکه تفضل و لطف بزرگی از سوی خداست. همان گونه که قرآن کریم خطاب به پیامبر می ‌فرماید: آری! «اینها پاداشی از جانب پروردگار تو است و بخششى است که از روى حساب [و به تناسب اعمال] داده می ‌شود.» (جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَاباً) (٣٦)
4. حکیمانه بودن جزای اعمال در قیامت
مقایسه عذاب سهمگین سرکشان با پاداش بزرگ اهل تقوا این پرسش را به ذهن می‌ آورد که آیا این تفاوت را می‌ توان حق و مطابق با عدالت دانست؟
از این رو آیه بعد پاسخ می ‌دهد: خدایی که عطاياى بزرگ خود را به اهل تقوا می ¬دهد، «همان پروردگاری است که پیش از آن، رحمت فراگير خود را شامل حال همه انسان‌ ها کرده بود و با رحمت خود، آسمان ‌ها و زمین و آنچه را که ميان آن دو است، خلق و تدبیر نموده بود.» (رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ)
ازاین ‌رو پس از آنکه حکم خدا صادر شد، دیگر «خداوند به هيچ كس اجازه نمی‌ دهد که به آن اعتراض کرده و یا برای تغییر آن میانجیگری کند.» (لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً) (٣٧)
«در آن روز فرشتگانی که نماد رحمت خدا بوده و مأمور پاداش دادن به مؤمنان هستند و فرشتگانی که مأمور عذاب کافران می ‌باشند از فرمان عادلانه و حکیمانه خدا پیروی می ‌کنند و در برابر فرمان خدا تسلیمند و خاضعانه در مقابل او به صف مي ‌ايستند.» (يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفّاً)
افزون بر آنها، انسان ‌ها نيز به حكيمانه بودن روز رستاخيز اعتراف مي ‌كنند و «هر که درباره كيفر و پاداش الهي سخن می¬گوید، همان گونه سخن می¬گوید که خدا به او فرمان داده است و به حق و درستی سخن می¬گوید» و اعتراضی به کیفر کافران و پاداش مؤمنان نمی ‌کند. (لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً) (38)


گفتار چهارم: هشدار به منگران روز قیامت
. با توجه به دلایلی که برای اثبات قیامت و قطعی بودن کیفر عادلانه انسانها در این سوره بیان شد هر انسان منصف و عاقلی به این نتیجه می ‌رسد که «روز رستاخیز روزی حق و مطابق با واقع است» (ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ) .
پس «هر كس بخواهد راهى به ‌سوى بهره‌ مندی از الطاف بی‌کران پروردگارش در آن روز بیابد، باید عزم خود را جزم کند و از امروز در این مسیر تلاش نماید.» (فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ مَآباً) (39)
پس به جای تعلل و طرح شبهات و سؤالات بی ‌حاصل، خود را برای مواجه شدن با آن روز آماده کنند. ازاین‌ رو خداوند خطاب به انسان ‌ها می ‌فرماید: «ما به شما نسبت به عذابی حتمی و نزدیک هشدار می ‌دهیم.» (إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً)
«این عذاب در روزی است که آدمى جزاى اعمالش را [به ‌صورت بهشت یا جهنم] مشاهده می ‌کند» و هنگامی که مؤمن غرق سرور و شادی است، «کافر می‌گوید: اى كاش خاك بودم!» (يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً) (40)
آری، در آن روز بعد از آنكه كافر حاصل همه عمرش را به ‌صورت عذاب ‌های دردناک و غیر قابل تحمل دوزخ در برابر خويش حاضر مى ‏بيند، آرزو می ¬کند که اى كاش هرگز به دنیا نیامده بود تا آن‌قدر گناه کند که امروز تاب تحمل عذاب آن را نداشته باشد! ای کاش به ‌جای آنکه انسان باشد، در حد سنگ و خاک باقی می ¬ماند تا شاهد اين عذاب و كيفر دردناك و حقارت ‌آلود نباشد!


مطالب مرتبط