نگاهی به حدیث «لیس شیء من الاعمال عند الله عزوجلّ بعد الفَرائض أفضل من إدخالِ السُّرور عَلی المُومن» مائده رضایی، استاد و طلبه سطح 4 حوزه چکیده ادخال سرور بر...

جایگاه شاد کردن مؤمن در کلام امام رضا علیه السلام

جایگاه شاد کردن مؤمن در کلام امام رضا علیه السلام

نگاهی به حدیث «لیس شیء من الاعمال عند الله عزوجلّ بعد الفَرائض أفضل من إدخالِ السُّرور عَلی المُومن»

مائده رضایی، استاد و طلبه سطح 4 حوزه

چکیده

ادخال سرور بر مؤمن در چندین حدیث از منابع شیعه و اهل سنت از پیشوایان معصوم از جمله امام رضا علیه السلام نقل شده و اشاره به شاد ساختن مؤمن دارد. این عمل که بر اساس روایات از ارزش عبادی و محبوبیت الهی برخوردار است حیات طیبه دنیوی و اخروی را برای فرد و جامعه به ارمغان می آورد.

واژگان کلیدی: حدیث رضوی ادخال سرور، اخلاق اجتماعی، شادی، مؤمن، آثار شاد کردن

ادخال سرور بر مؤمن در احادیت متعددی از منابع حدیثی شیعه و سنی نقل شده است.


مقدمه

خداوند متعال، انسان را موجودی اجتماعی آفریده و کیفیت روابط اجتماعی را با آموزه های وحیانی و معارف پیشوایان دین به سمت نظام احسن هدایت کرده است.[1] از جمله این معارف شاد کردن مؤمن است که نقش موثری در ایجاد شبکه پایدار ارتباطی مردم ایفا می کند. اما این تعامل نیک از چه ارزشی برخودار است، با چه شیوه هایی محقق می شود و چه آثاری بر فرد و جامعه می گذارد؟ هدف از این مقاله کمک به ایجاد حیات طیبه فردی و اجتماعی با شرح حدیث «ادخال سرور بر مؤمن» از امام رضا علیه السلام است. ضرورت و اهمیت این اثر وقتی روشن می شود که بدانیم برخلاف آموزه های رضوی، روانشناسان اکثراً بدون توجه به آثار اخروی شادی، بیشتر بر شادی خود و شادی فردی عنایت دارند تا شادی دیگران؛ بلکه آن را با هدف شادی فردی توصیه می کنند. عدم شرح مبسوط درباره حدیث مورد بحث، نو بودن این مقاله را ثابت می کند. آثار بسیاری درباره شادی از دیدگاه اسلام و روانشناسی تحریر شدهکه نگاه کلی به موضوع شادی دارند اما تمایز این مقاله نسبت به آنها در تمرکز بر حدیث مسرورکردن مؤمن و بیان ارزش، روش و آثار آن است. این مقاله به روش اسنادی و با رویکرد دینی، توصیفی و تحلیلی تحریر گشته است.

مسرور کردن مؤمن نقش موثری در ایجاد شبکه پایدار ارتباطی مردم ایفا می کند.


اعتبار حدیث:
این روایت در منابع حدیثی اهل تسنن از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) (جامع الاحادیث، سیوطی، ج 26، ص 22)[2] و در منابع حدیثی شیعه از آن حضرت و ائمه اطهار (علیهم السلام) متعدد (وسائل الشیعه، ج 166، ص 350-354)[3] نقل شده است. بر این اساس حدیث امام رضا (علیه السلام) در راستای توصیه نبوی است.

مفهوم شناسی سرور

سرور اسم مصدر از ریشه سرر است. ابن فارس در معنای این ریشه گوید: «س» و «ر» و «ر» با همه مشتقاتی که دارد در مجموع به معنای پنهان کردن خالص هر چیزی است. به طوری که چیز دیگری از آن بیرون نرود. سرور شادی خالی از اندوه و بدون هیچ رنجی است. (مقاییس اللغه، ابن فارس، ج 3، ص 68-67؛ اساس البلاغه، زمخشری، ج 1، ص 215) سرور شادی خالی از هر نوع اندوهی است؛ زیرا حقیقت و ماهیت سرور، گشادگی درونی و پالایش از هر ناخالصی و رهایی از هر نوع دگرگونی است که باعث دمقی، حزن، دردناکی، کدورت و رنجوری می گردد. (التحقیق فی کلمات القرآن، مصطفوی، ج 5، ص 105) امیر مؤمنان علی علیه السلام سرور را با بیان معنای آن توصیف می کند: «السرور یبسط النفس و یثیر النشاط»، سرور باعث گشادگی جان و پرتحرکی و سرزندگی می شود. (غرر الحکم، آمدی، ص 319) سرور در زبان فارسی به معنای شادمانه کردن، شاد کردن و شاد گردیدن (لغت نامه دهخدا، سایت واژه یاب) شاد شدن و شادمانی (فرهنگ فارسی، معین، همان) است، پس ادخال سرور بر مؤمن به معنای شادمان کردن اوست.

سرور شادی خالی از اندوه و بدون هیچ رنجی است.

مفاهیم افتراقی

سرور با کلمات مترادفی چون فرح و بهجت تفاوت معنایی دارد. سرور در پی عوامل سودمند واقعی پیش می آید اما فرح شادی حاصل از عوامل سودمند و زیان‍‍بخش و بیهوده است. مانند فرحی که ناشی از رقص و طرب و بازی باشد (معجم الفروق اللغویه، بیات، ص 278) به این دلیل در روایات، سرور با بیان عامل تعریف شده است؛ یعنی شادی حاصل از عوامل مفید و سودمندی چون اطعام کردن، پرداخت بدهی ها و زدودن اندوه، سرور خوانده شده است. متضاد سرور حزن و متضاد فرح غم است، زیرا حزن به علت مصایب و مشکلات پدید می آید؛ اما غم در اثر زیان توهمی و غیرواقعی نیز پدید می آید.

بهجت به معنای نیکویی است که باعث سرور و فرح می گردد (التحقیق، مصطفوی، ج 1، ص 347). بنابراین بهجت عامل سرور و فرح است؛ مانند رنگ سبز بهاری گیاهان که باعث شادی است. (رک: النمل: 60)[4]

تعریف روان شناختی سرور

روانشناسان تعاریف متفاوتی از شادی ارائه نموده اما بهترین تعریف را وینهون (veenhoven) ارائه داده است. به نظر او، شادمانی به قضاوت فرد از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل زندگی اطلاق می شود. به عبارت دیگر، شادمانی به این معناست که فرد چقدر زندگی خود را دوست دارد. (مازوچی، شادی از منظر مکتب اسلام و روانشناسی، سایت فارس نیوز بنقل از وینهون The Utility of Happiness) با توجه به مفهوم سرور که شادی خالص و به دور از هر رنجی است، تعریف روان شناختی سرور را می توان این گونه گفت که سرور قضاوت کاملا خوش بینانه از زندگی و رضایت کامل از کیفیت زندگی است. بنابراین شاد کردن دیگران یعنی ایجاد حس رضایت از زندگی و خوش بینی به آن، در آنان است.

براساس تعریف روانشناسی شادی، شاد کردن دیگران یعنی ایجاد حس رضایت از زندگی و خوش بینی به آن، در آنان است.

ارزش عبادی مسرور ساختن مؤمن

جایگاه معنوی شاد کردن برادر ایمانی نزد خداوند در متون حدیثی متفاوت نقل شده است از جمله: محبوب ترین کار نزد خدا (وسائل‏الشیعة، حرعاملی، ج:16، ص:350)، برترین عمل (بحارالانوار، مجلسی، ج 98، ص 49)، محبوبترین عبادت (همان، ج 71، ص 288)، برترین کار پس از نمازهای واجب (فقه الرضا علیه السلام، ص 338؛ المناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 75؛ جامع الاحادیث، سیوطی، ج 22، ص 26)؛ برترین کار پس از ایمان (مستدرک الوسایل، نوری، ج 12، ص 403)، محبوب ترین کار پس از شناخت خدا (همان، ص 400)، برتر از روزه (همان، ج 9، ص 45)

از جمع روایات در می یابیم که رتبه محبوبیت الهی شادمان ساختن مؤمن، پس از ایمان و معرفت به خدا، دوستی و دشمنی در راه او و پس از نمازهای واجب قرار دارد و هم ارز سایر عبادات واجب (روزه، حج) و برتر از همه عبادات مستحب بلکه خود نوعی عبادت مستحب به شمار می آید.

شاد کردن مؤمن هم ارز سایر عبادات واجب (روزه، حج) و برتر از همه عبادات مستحب بلکه خود نوعی عبادت مستحب به شمار می آید.

فلسفه ارزش عبادی مسرور ساختن مؤمن

فلسفة ارزش عبادی این تعامل برتر اجتماعی، از چند جهت قابل بررسی است:

1. اطاعت از امر خدا:شاد ساختن مؤمن مانند عبادت از اوامر الهی بشمار می آید. خداوند متعال همان طور که به عبادت امر کرده[5] به عوامل شاد کردن مؤمن هم فرمان داده است.[6] بنابراین همانطورکه انجام دادن عبادت فرمانبرداری از خداست شادکردن مؤمن نیز اطاعت از اوست.

2. عامل خشنودی خدا: عبادت و شاد کردن مؤمن دو عامل از عوامل خشنودی خداوند به شمار می آیند. بر اساس تفسیر آیة «رضی الله عنهم» خداوند از اخلاص و عبادت مؤمنان خشنود می گردد. (بحارالأنوار، مجلسی، ج 66، ص 2677) و نیز هر کس مومنی را شاد سازد خدا را شاد ساخته است. (کافی، کلینی، ج 2، ص 191)

3. رستگاری: عبادت و مسرور ساختن مؤمن از عوامل رستگاری به شمار آمده اند. خداوند می فرماید: ای مؤمنان، رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کارهای نیک انجام دهید، امید که رستگار شوید.[7] (حج:777). کارهای نیک (خیرات) عام است و شاد کردن و اعمال شادی بخش را نیز در برمی گیرد. علاوه بر آن لازمة حل مشکلات مؤمن داشتن روحیة سخاوتمندی است که این روحیه از عوامل رستگاری است. خداوند انصار را که با ایثار مال و آسایش خود از مهاجران استقبال کردند بدلیل مبارزه با بخل نفس رستگار خوانده است. (حشر:9)[8]

4. خدا خواهی: معیار و ملاک عبادت، خلوص نیت برای خداست. (غرر الحکم، آمدی، ص 197) که این ملاک در شاد ساختن مؤمن نیز مشهود است؛ زیرا علت لزوم شاد ساختن مؤمن، احترام به اعتقاد و ایمان او به خداست.

فضایل اخلاقی دیگری که در سایه شاد ساختن مؤمن حاصل می شوند عبارتند از: خیرخواهی، ایثار، مسئولیت پذیری، پیشتازی در نیکی ها، نرم خویی و ... .

فلسفه ارزش عبادی مسرور ساختن مومن در آثار مشترک آن با عبادات است.

دربارة ارزش عبادی این تعامل برتر اجتماعی روایتی از امام حسین علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمود: «این فرمایش پیامبر خدا که برترین کار نزد خدا، پس از نمازهای واجب، شاد کردن مؤمن است برایم ثابت شد؛ زیرا روزی برده جوانی را دیدم که با سگی هم غذا شده، علت را پرسیدم گفت: آقایم یهودی است، مالی ندارم تا خود را آزاد سازم، دلم را به این سگ خوش کرده ام. امام علیه السلام در ادامه فرمود: نزد آقایش رفتم و دویست دینار بابت بهای غلام به او دادم. مرد یهودی گفت: قربان قدمت ای پسر رسول خدا. بهای غلام را به تو بخشیدم و او را آزاد و باغم را نیز به او بخشیدم. امام فرمود: من نیز بهای غلام را به خود غلام بخشیدم، زن آن یهودی نیز گفت: اکنون مهریه ام را به شوهرم بخشیدم و مسلمان شدم. مرد یهودی نیز گفت: خانه را به زنم بخشیدم و مسلمان شدم. (ابن شهر آشوب، المناقب، ج 4، ص 75)

بر اساس این روایت، امام حسین علیه السلام با خرید غلام اندوه ناداری را از دلش زدود و شادش کرد و در پی این نیکی، حوادث نیک های دیگری زنجیره وار اتفاق افتاد: آزادی و ثروتمند شدن یک برده، رهایی یک مرد از بدهی مهریه، مسلمان شدن یک زوج. علاوه بر آن تقویت و فضایل اخلاقی بخشندگی، تکریم و شاد کردن مؤمن، احترام به همسر، ترحم و از همه بالاتر، اظهار مودت اهل بیت علیهم السلام و برتر از آن، ایمان به خداست. این اعمال اثربخش در سیره اهل بیت علیهم السلام بسیارند.

فلسفه تأخر رتبه ادخال سرور بر مؤمن از رتبه نمازهای واجب

در روایت امام رضا علیه السلام رتبه شاد کردن مومن پس از رتبه نمازهای واجب بیان شده که این ارزش گذاری حکیمانه به میزان تأثیرگذاری آنها بر سازندگی فرد و جامعه بستگی دارد؛ نماز انسان را از کارهای زشت آشکار و ناپسند باز می دارد. (عنکبوت:45)[9] و او را بر تحول و اصلاح در جامعه وادار می سازد و آن را به سوی جامعه توحیدی سوق می دهد (هود:87)[10] و انگیزه کارهای خیر را که عامل شادی مؤمنان است افزایش می دهد؛ ابوعماره از اصحاب ائمه علیهم السلام روایتی نقل می کند که عابد بنی اسرائیلی پس از عبادت کامل در پی رفع گرفتاری ها و نیازمندی های مردم می شد. (کافی، کلینی، ج 2، ص 200) بنابراین می توان گفت رابطه سببی میان این دو عمل نیک است یعنی نمازهای واجب، سبب شادمان کردن مؤمن اند.

نماز انگیزه کارهای خیر را که عامل شادی مؤمنان است افزایش می دهد.

کیفیت شاد کردن مؤمن

از مجموع روایات ادخال سرور به دست می آید که از راه های سالم و گوناگونی می توان مؤمن را شاد ساخت از جمله: خوشرویی و تبسم به روی او (کافی، کلینی، ج 2، ص 188)، بزرگداشت اعیاد مذهبی بخصوص عید غدیر (بحارالانوار، مجلسی، ج 90، ص 302) زدودن اندوه از دل او (کافی، کلینی، ج 2، ص 192)، پرداخت بدهی اش (همان)، سیر کردن شکم گرسنه اش اگرچه ثروتمند باشد. (همان)، دیانت و زیبایی همسر (مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج 14، ص 169) افطار روزه مستحبی نزد میزبان (کافی، کلینی، ج 4، ص 150)، صلوات بر پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام که باعث شادی شان می شود (وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 7، ص 203)، شوخی مؤدبانه (همان، ج 1، ص 113، ص 113) و ...

فلسفه تأکید بر سه عامل سرور

در اکثر روایات ادخال سرور بر مؤمن بر سه عامل: سیر کردن، زدودن غم و غصه و پرداختن بدهی مؤمن تأکید شده است. (کافی، کلینی، ج 2، ص 192-182) این در حالی است که عوامل شاد کردن بسیارند پس فلسفه این تأکید در اهمیت آن عوامل سه گانه است. زیرا جان مؤمن وابسته به تغذیه و سلامتی و آبروی او وابسته به جایگاه اجتماعی و حسن اعتماد به اوست. به این دلیل اطعام و پرداخت بدهی مؤمن نادار باعث سرحالی و شادی او می شود. همچنین مشکلات و ناخوشایندی های بسیاری به روحیه و بشاشت و نشاط مؤمن آسیب جدی وارد و او را اندوهگین و افسرده می سازند؛ لذا برطرف کردن این اندوه، تحمل مشکلات را آسان و فرصت تفکر برای حلشان را فراهم می کند. می توان گفت سایر مشکلات زیر مجموعه مشکل کرب و اندوه قرار داد.

در اکثر روایات ادخال سرور بر مؤمن بر سه عامل: اطعام کردن، زدودن اندوه و پرداختن بدهی مؤمن، تأکید شده است.

رهاوردهای شاد کردن مؤمن

مسرور نمودن برادر ایمانی رهاوردهای فردی و اجتماعی بسیاری دارد؛ در حوزه فردی فاعل و قابل سرور از این کار بهره مند می شوند اما بر اساس روایات، فاعل از دو جهت سودمند می گردد: از اصل شادمان کردن و از نوع خدمت شادی بخش.

1- پاداش اصل شاد کردن

براساس روایات، شاد کردن باعث خوشحالی خدای متعال، رسول خدا و ائمه اطهار (صلوات الله علیهم) است. (اعلام الدین، دیلمی، ص 444؛ مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 12، ص 394-399) این کار نیک مصداق بارز محبت خداوند و آن بزرگواران (صلوات الله علیهم) است و ریزش باران فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت را در پی دارد. اما روش قرآن و سنت معصومین (صلوات الله علیهم) در بیان ارزش اعمال تقدم و بزرگداشت پاداش اخروی آنهاست این نگرش ریشه در اصل معاد، جاودانگی نعمتها، سرور و حیات در آن سرای باقی دارد؛ حیاتی که زندگی دنیا در برابرش بقدری ناچیز، پست و گذراست که شایستگی اختصاص به کافران را دارد. (زخرف:35)[11] بر این اساس وقتی پی به ارزش و عظمت فرهنگ شاد کردن برادران ایمانی می بریم که مقدار و درجه پاداش اخروی آن را در یابیم.

وقتی به ارزش و عظمت فرهنگ شاد کردن برادران ایمانی پی می بریم که مقدار و درجه پاداش اخروی آن را در یابیم.

الف- پاداش اخروی

نخستین رهاورد اخروی مسرور نمودن مؤمن، امان و سرور فاعل در همه مقاطع سفر اخروی است یعنی از لحظه جان دادن (کافی، کلینی، ج 2، ص 191) تا آرام گرفتن در بهشت جاودان. در این باره از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «آن زمان که خداوند بنده مؤمن را از قبر بر می انگیزاند موجودی شبیه انسان به همراهش از قبر بیرون آمده و پیشاپیش او راه می رود و هر مرتبه که بنده مؤمن با صحنة هولناکی از صحنه های قیامت روبرو شود آن موجود به او می گوید: مترس و اندوهگین مباش. مژده که شادی و کرامتی از جانب خداوند بزرگ و توانا داری. تا در محضر خدا می ایستد، بازخواست آسانی شده و فرمان می آید که او را وارد بهشت کنند در حالی که آن موجود روبروی اوست. بنده مؤمن به او می گوید: رحمت خدا بر تو باد که چه شخص خوبی بودی، با من از قبرم بیرون آمدی و پیوسته به من مژده شادمانی و کرامتی از سوی خدا می دادی تا آن را دیدم. تو کیستی؟ پاسخ می دهد: من آن سرورم که در دنیا بر مؤمن وارد ساختی و خداوند مرا از آن آفرید تا به تو مژده بدهم.» (همان، ص 190)

رهاوردهای دیگر این خدمت والا ثبت یک میلیون کار نیک در نامه اعمال (همان، ص 192)، ارتقا به جایگاه های بالای بهشت (حلیه الاولیاء، ابونعیم اصفهانی، ج 6، ص 284) و مفتخرگشتن به رضایت و خشنودی الهی است (کلینی، کافی، ج 2، ص 191)؛ پاداشی که از نعیم بهشت هم بالاترست. (توبه:72)[12]

نخستین رهاورد اخروی مسرور نمودن مؤمن، امان و سرور فاعل در همه مقاطع سفر اخروی است یعنی از لحظه جان دادن تا آرام گرفتن در بهشت جاودان.

ب- رهاوردهای دنیوی

نخستین رهاورد ادخال سرور بر مؤمن کسب محبوبیت خدا و پیشوایان معصوم است. (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 16، ص 351)[13] تأثیر دیگر آن رسیدن امدادها و الطاف الهی به فاعل در زمان گرفتاری هاست. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «هر کس دل دیگری را شاد کند، خداوند از آن شادی لطفی را می آفریند تا در هنگام نزول سختی ها و حوادث ناگوار آن لطف چون آبی روان بر آنها جاری گشته تا آنها را بزداید.» (آمدی، غررالحکم، ص 320) و اثر دیگر این عمل نیک، شاد شدن فاعل است؛ که در حقیقت پاداشی از خدا به اوست.[14] زیرا این کار یکی از مصادیق سرمایه اجتماعی[15] است که شادی مضاعفی را، نسبت به کامیابی های زندگی، برای فاعل در پی دارد. بگفته ریچاردز روانشناس، پژوهشها نشان می دهند افرادی که از نظر روابط اجتماعی، مهارت بیشتری دارند و بهتر می توانند با مردم رابطه برقرار کنند، شادتر از افرادی هستند که از نظر مالی غنی ترند، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند. (بررسی تطبیقی مفهوم شادی و نشاط از دیدگاه اسلام و روانشناسی، بخشایش، سایت فارس نیوز)

2- پاداش اعمال شادی بخش

پاداش دیگر فاعل سرور، مربوط به رفتار و خدمت شادی بخش اوست که از تنوع بیشتری برخوردار و در برخی موارد با پاداش اصل شاد کردن مشترکند. رهاوردهای این اعمال در دنیا و آخرت نصیب فاعل می گردد. در ادامه به نمونه های چندی اشاره می کنیم.

الف- پاداش اخروی

برای نمونه برآورده کردن خواسته مؤمن باعث برآورده شدن صد حاجت اخروی فاعل خواهد شد که نخستین آنها بهشت سپس خواسته های دیگرست. مانند وارد شدن خویشان و آشنایان وی به بهشت است. (کلینی، کافی، ج 2، ص 193) و این عمل نیک نزد خدا از بیست حج پرهزینه محبوبتر است. (همان) و حتی قدم برداشتن برای رسیدگی به نیازهای مؤمن رهاوردهای ذیل را دارد: آمرزش گناهان، افزونی پاداش، ارتقای مقام و نزدیکی به خدا، پاداش عباداتی چون: حج، عمره و اعتکاف در مسجد الحرام، امان و سرور در روز قیامت و ... (همان، ص 196)

پاداش زدودن اندوه از دل مؤمن، دستیابی به هفتاد و دو رحمت خاص از جانب خداست که یکی را در دنیا به او می بخشد تا امور زندگی اش را با آن سامان دهد و هفتاد و یک رحمت دیگر را برای دور کردن هول و ترسهای قیامت نگاه می دارد. (همان، ص 199) و با دلی خنک از قبر محشور می گردد. (همان، ص 200)

پاداش اطعام کردن مؤمن گرسنه، تناول میوه ها و نوشیدن شراب بهشتی است (همان) و اگر مشرکی با رسیدگی به مشکلات مؤمن ترس و اندوه را از دلش بزداید در قیامت وارد دوزخ می شود اما به عذاب گرفتار نخواهد شد و روزی پاک اما غیر بهشتی تقدیمش می گردد. (همان، ص 189)

پاداش زدودن اندوه از دل مؤمن، دستیابی به هفتاد و دو رحمت خاص از جانب خداست که یکی را در دنیا به او می بخشد تا امور زندگی اش را با آن سامان بخشد.

ب- رهاوردهای دنیوی

برای نمونه زدودن اندوه از دل مؤمن باعث برخورداری از رحمت خاصی است که در ساماندهی زندگی نقش آفرین است. (کلینی، کافی، ج 2، ص 199 و 196)، برآورده کردن حاجت او باعث حراست او توسط فرشتگان، اطعام کردن و پرداختن بدهی اش اگر بدون عوض باشد، نوعی انفاق و صدقه محسوب می شود که بفرموده قرآن کریم مستلزم رشد و وسعت روزی است. (بقره:261)[16]، رسیدگی به خویشاوندان از دیگر اعمال شادی بخش است که اخلاق را خوش، کردار و نفس را پاک، خوی را سخاوتمند، بلا را دور و فرد را محبوب خانواده می کند و عمر و روزی را افزایش می دهد. (کافی، کلینی، ج 2، ص 152)[17] وکمک به برادر دینی در تنگدستی اش باعث برآورده شدن هفتاد خواسته دنیوی و اخروی فاعل می گردد و پوشاندن عیوبش هفتاد عیب فاعل را در دنیا و آخرت می پوشاند، اصولاً، هر خدمت و احسانی به برادر دینی شادی او را در پی دارد و بازتاب نیکش را بر زندگی دنیوی فاعل می گذارد و بگفته امام صادق علیه السلام تا وقتی که انسان در حال کمک به برادر دینی است خداوند نیز در حال کمک به اوست. پس باید به این کارهای نیک روی آورد. (خصال، شیخ صدوق، ص 1344)[18]

مسرور ساختن مؤمن رسیدن امدادها و الطاف الهی به فاعل در زمان گرفتاریهاست.

نتیجه

احادیث ادخال سرور بر مؤمن در منابع شیعه و اهل سنت از پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم از جمله امام رضا علیه السلام نقل شده است و اشاره به شاد کردن مؤمن دارد. به استناد این احادیث این عمل نیک از ارزش عبادی و محبوبیت الهی برخوردارست و از راه های گوناگونی بویژه از سه راه: اطعام کردن، زدودن اندوه و پرداختن بدهی مؤمن، محقق می گردد و رهاوردهای دنیوی و اخروی بسیاری برای فاعل سرور دارد. تأکید پیشوایان معصوم بر این سه عامل نشان می دهد که شادی واقعی با حل مشکلات اجتماعی حاصل می شود نه بوسیلة غنا و موسیقی و ترویج این منکرات که متأسفانه در جوامع اسلامی بدلیل غفلت از آموزه ها و معارف حیاتبخش پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم به عنوان مهمترین عامل شادی قلمداد شده اند. پس شایسته است که این آموزه رضوی را بگوش جان سپرده و عملی سازیم تا از حیات طیبه در دو سرای گذرا و جاودان برخوردار شویم، به این منظور فرهنگ انفاق و قرض دادن با همکاری افراد متمکن و نهادهای اجتماعی امدادگری چون کمیته امداد، مؤسسات خیریه، مددکاریها، پرورشگاه ها، صندوق های قرض الحسنه و ... ترویج و توسعه و سنتهای حسنه ای چون وقف، جشن عاطفه ها، جشن نیکوکاری و فرهنگ های بومی برخی از مناطق چون گلریزان تداوم یابد و افراد با تقویت فضائل اخلاقی بخصوص حسن خلق و معاشرت نیک به سلامت روانی جامعه دینی کمک کنند. البته توسعة مشاوره های روانشناسی اسلامی گامی مؤثر در تخفیف اندوه و ایجاد روحیه ای آرام و شاد در افرادست و با توجه به این که شاد کردن مؤمن توسط کافر باعث تخفیف عذابش در دوزخ می شود، بهترست سازمان ملل را به رسیدگی به امور مسلمان تشویق کنیم تا راه نجات بشریت را از عذاب الهی فراهم کند.

بهترست سازمان ملل را به رسیدگی به امور مسلمان تشویق کنیم تا راه نجات بشریت را از عذاب الهی فراهم کند.

کثرت احادیث ادخال سرور بر مؤمن و عوامل شادی بخش که سهم عظیمی از احادیث اخلاق اجتماعی را به خود اختصاص داده، شایستة تحریر کتاب یا دانشنامه ای در موضوع شادی است؛ اثری که پاسخگوی این گونه پرسشها باشد: ارزش سندی و اعتبار این احادیث چه گونه است؟ مؤیدهای قرآنی این احادیث چیست؟ اعتبار و صحت روایت نجات کافر شاد کنندة مؤمن از عذاب درون دوزخ چه میزان است؟ میزان مطابقت داده های روانشناسی با این حدیث چیست؟

فهرست منابع

1. قرآن کریم

2. ابن شهرآشوب مازندرانى، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، قم، مؤسسه انتشارات علامه، 1379 ق

3. ابوالحسین، احمد بن فارس بن زکریا (395 ق‌)، معجم مقائیس اللغة، محقق: عبد السلام محمد هارون، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم،1404 ق‌

4. اصفهانی، ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت، دارالکتب العربی، 1405 ق

5. بخشایش، علیرضا و مهناز مرتضوی، محمود حائری، بررسی تطبیقی مفهوم شادی و نشاط از دیدگاه اسلام و روانشناسی، www.farsnews.com

6. بیات، بیت الله، معجم الفروق اللغویه، بیات، معجم الفروق اللغویة، قم انتشارات اسلامی، 1412 ق

7. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، 1366 ‏امام رضا على بن موسى علیه السلام، فقه الرضا، مشهد، انتشارات کنگره جهانى امام رضا علیه السلام، 1406 ق

8. حر عاملى، محمد، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام، 1409 ق

9. ‏‏خبازی، مجید، شادی و رسانه، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما،www.pajuhesh.irc.ir

10.دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، www.vajehyab.com

11.دیلمى، حسن بن ابى الحسن، أعلام الدین، قم، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، 1408 ق

12.زمخشری، جارالله، اساس البلاغة، القاهرة، دار و مطابع الشعب،1960 م

13.سیوطی، جلال الدین، جامع الاحادیث، نرم افزار المکتبة الشاملة

14.‏شیخ صدوق، ثواب الأعمال، قم، انتشارات شریف رضى، 1364

15.شعیرى، تاج الدین، جامع الأخبار، قم، انتشارات رضى، 1363 ق

16.‏الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی بن عبدالمجید السلفی، موصل، مکتبة العلوم والحکم، چ 2، 1404 ق

17.‏ طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، انتشارات شریف رضى، 1412 ق

18.کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365

19.مازوچی، طاهره و دیگران، شادی از منظر مکتب اسلام و روانشناسی، www.farsnews.com

20.‏مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت - لبنان، مؤسسة الوفاء، 1404 ق

21.‏محدث نورى، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1408 ق

22.المصری، عبد الله بن وهب بن مسلم القرشی ابومحمد، الجامع فی الحدیث، تحقیق مصطفى حسن حسین أبو الخیر، عربستان سعودی، دار ابن الجوزی، 1996 م

23.مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران 1402 ق‌

24.معین، محمد، فرهنگ زبان فارسی، www.vajehyab.com

25.الهندی، علی بن حسام الدین المتقی، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، تحقیق بکری حیانی بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409 ق - 1989 م

26.هیثمی، نور الدین علی بن أبی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دار الفکر، 1412 ق

کتابشناسی

1. مازوچی، طاهره و دیگران، شادی از منظر مکتب اسلام و روانشناسی، www.farsnews.com

2. خبازی، مجید، شادی و رسانه، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما www.pajuhesh.irc.ir

3. بخشایش، علیرضا و مهناز مرتضوی، محمود حائری، بررسی تطبیقی مفهوم شادی و نشاط از دیدگاه اسلام و روانشناسی، www.farsnews.com

یادداشتها

[1] الذی أحسن کلّ شیء خلقه؛ اوخدایی است که هر چیزی را که آفرید نیکوکرد.(سجده:7)

[2] این روایت با چند متن در منابع اهل سنت از پیامبراکرم صلی الله علیه و اله نقل شده است. از جمله آنها متون ذیل است «من أفضل الأعمال بعد الفرائض إدخال السرور على المؤمن» (القرشی المصری، الجامع فی الحدیث، ج 1، ص 3611) و «أحب الأعمال إلى الله بعد الفرائض إدخالُ السُّرُورِ على المسلم (طبرانى، المعجم الکبیر (ج 11، ص 71، ش 11079) هیثمى، مجمع الزوائد، ج 8، ص 193) و «ما من عمل بعد أداء الفرائض أحب إلى الله تعالى من إدخال السرور على المؤمن» (هندی، کنزالعمال، ج 6، ص 597) و «من أحب الأعمال إلى الله إدخال السرور على المسلم وأن تفرج عنه غما أو تقضى عنه دینا أو تطعمه من جوع» (جامع الاحادیث، سیوطی، ج، ص 6، ص 222 ش 24199)

و «قال قیل یا رسول الله أی العباد أحب إلى الله قال أنفع الناس للناس قیل فأی العمل أفضل قال إدخال السرور على قلب المؤمن قیل وما سرور المؤمن قال إشباع جوعته وتنفیس کربته وقضاء دینه (حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، ج 6، ص 384 و عباراتی نزدیک به این معنا بسیارند که در باب ادخال السرورعلی المؤمن نقل شده اند.

[3] من أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَیْهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ بَلْ وَ اللَّهِ عَلَیْنَا بَلْ وَ اللَّهِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی کِتَابِ الْإِخْوَانِ بِسَنَدِهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع مِثْلَهُ

21736- وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَدْخَلَ السُّرُورَ عَلَى مُؤْمِنٍ فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَدْ وَصَلَ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ وَ کَذَلِکَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ کَرْباً

21737- وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَیُّمَا مُسْلِمٍ لَقِیَ مُسْلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ

21738- وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِیسُ کُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَیْنِهِ

وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ

21739- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ ع إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عِبَادِی لَیَأْتِینِی بِالْحَسَنَةِ فَأُبِیحُهُ جَنَّتِی فَقَالَ دَاوُدُ ع یَا رَبِّ وَ مَا تِلْکَ الْحَسَنَةُ قَالَ یُدْخِلُ عَلَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ سُرُوراً وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ قَالَ دَاوُدُ یَا رَبِّ حَقٌّ لِمَنْ عَرَفَکَ أَنْ لَا یَقْطَعَ رَجَاءَهُ مِنْکَ

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْمَجَالِسِ وَ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ أَبِی مَسْرُوقٍ النَّهْدِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ

21740- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالَ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ مِنْ شَبْعَةِ مُسْلِمٍ أَوْ قَضَاءِ دَیْنِهِ

21741- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً خَلَقَ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ خَلْقاً فَیَلْقَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَیَقُولُ لَهُ أَبْشِرْ یَا وَلِیَّ اللَّهِ بِکَرَامَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٍ ثُمَّ لَا یَزَالُ مَعَهُ حَتَّى یَدْخُلَهُ قَبْرَهُ فَیَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِکَ فَإِذَا بُعِثَ تَلَقَّاهُ فَیَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِکَ ثُمَّ لَا یَزَالُ مَعَهُ عِنْدَ کُلِّ هَوْلٍ یُبَشِّرُهُ وَ یَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِکَ فَیَقُولُ لَهُ مَنْ أَنْتَ یَرْحَمُکَ اللَّهُ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی أَدْخَلْتَهُ عَلَى فُلَانٍ

21742- وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ إِذَا بَعَثَ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یَقْدُمُهُ أَمَامَهُ کُلَّمَا رَأَى الْمُؤْمِنُ هَوْلًا مِنْ أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ قَالَ لَهُ الْمِثَالُ لَا تَفْزَعْ وَ لَا تَحْزَنْ وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَ الْکَرَامَةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ فَیُحَاسِبُهُ حِسَاباً یَسِیراً وَ یَأْمُرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمِثَالُ أَمَامَهُ فَیَقُولُ لَهُ الْمُؤْمِنُ یَرْحَمُکَ اللَّهُ نِعْمَ الْخَارِجُ خَرَجْتَ مَعِی مِنْ قَبْرِی وَ مَا زِلْتَ تُبَشِّرُنِی بِالسُّرُورِ وَ الْکَرَامَةِ مِنَ اللَّهِ حَتَّى رَأَیْتُ ذَلِکَ فَمَنْ أَنْتَ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ أَدْخَلْتَهُ عَلَى أَخِیکَ الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیَا خَلَقَنِیَ اللَّهُ مِنْهُ لِأُبَشِّرَکَ

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ رَوَاهُ أَیْضاً فِیهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ رَوَاهُ الطُّوسِیُّ فِی مَجَالِسِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ

21743- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ فِی حَدِیثِ النَّجَاشِیِّ عَامِلِ الْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع کَتَبَ إِلَیْهِ مَعَ بَعْضِ أَهْلِ عَمَلِهِ سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللَّهُ فَلَمَّا أَوْصَلَهُ الْکِتَابَ أَدَّى عَنْهُ عِشْرِینَ أَلْفَ دِرْهَمٍ مِنَ الْخَرَاجِ وَ أَمَرَ لَهُ بِمَرْکَبٍ وَ جَارِیَةٍ وَ غُلَامٍ وَ تَخْتِ ثِیَابٍ وَ بِفَرْشِ الْبَیْتِ الَّذِی کَانَ فِیهِ وَ أَمَرَهُ بِرَفْعِ حَوَائِجِهِ إِلَیْهِ فَفَعَلَ ثُمَّ صَارَ الرَّجُلُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَحَدَّثَهُ وَ قَالَ لَهُ کَأَنَّهُ قَدْ سَرَّکَ مَا فَعَلَ بِی قَالَ إِی وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

21744- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَى مُؤْمِنٍ تَطْرُدُ عَنْهُ جَوْعَتَهُ وَ تَکْشِفُ عَنْهُ کُرْبَتَهُ

21745- وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ عَمَّارٍ أَبِی الْیَقْظَانِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ فَقَالَ حَقُّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ لَوْ حَدَّثْتُکُمْ لَکَفَرْتُمْ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ مِنْ قَبْرِهِ یَقُولُ لَهُ أَبْشِرْ بِالْکَرَامَةِ مِنَ اللَّهِ وَ السُّرُورِ فَیَقُولُ لَهُ بَشَّرَکَ اللَّهُ بِخَیْرٍ قَالَ ثُمَّ یَمْضِی مَعَهُ یُبَشِّرُهُ بِمِثْلِ مَا قَالَ وَ إِذَا مَرَّ بِهَوْلٍ قَالَ لَیْسَ هَذَا لَکَ وَ إِذَا مَرَّ بِخَیْرٍ قَالَ هَذَا لَکَ فَلَا یَزَالُ مَعَهُ یُؤْمِنُهُ مِمَّا یَخَافُ وَ یُبَشِّرُهُ بِمَا یُحِبُّ حَتَّى یَقِفَ مَعهبَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا أُمِرَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ قَالَ لَهُ الْمِثَالُ أَبْشِرْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَمَرَ بِکَ إِلَى الْجَنَّةِ فَیَقُولُ لَهُ مَنْ أَنْتَ یَرْحَمُکَ اللَّهُ إِلَى أَنْ قَالَ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ تُدْخِلُهُ عَلَى إِخْوَانِکَ فِی الدُّنْیَا خُلِقْتُ مِنْهُ لِأُبَشِّرَکَ وَ أُونِسَ وَحْشَتَکَ

وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ مِثْلَهُ

21746- وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ کَانَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَمَا ثَوَابُ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ السُّرُورَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَةٍ

[4] أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ (نمل:600)

[5] بصورت امر کلی به عبادت مانند آیه «واعبدوا ربّکم الذی خلقکم»، پروردگارتان را که شما را آفرید بپرستید. (بقره:21) و یا امر به عبادت خاص (نماز، روزه، ...)

[6] مانند آیات امر به: همکاری در کارهای نیک (مائده:20)، احسان به والدین، صله رحم (اسراء:23)، مراعات بدهکار (بقره،279)، رسیدگی به ایتام (نساء:3600) و ...

[7] یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.

[8] و الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فی‏ صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .

[9] اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ (عنکبوت:455)

[10] قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلیمُ الرَّشیدُ (هود :877)

[11] وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقینَ (زخرف:35)

[12] وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ (توبه:722)

[13] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَدْخَلَ السُّرُورَ عَلَى مُؤْمِنٍ فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَدْ وَصَلَ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ

[14] امام صادق علیه السلام فرمود: هرکس با مسلمانی ملاقات کند و اورا شاد سازد خداوند مسرورش می گرداند. (وسائل الشیعه، حرعاملی، ج 16، ص 3500)

[15] سرمایة اجتماعی یا همبستگی را چگونگی شبکة روابط اجتماعی، دوستیها، احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی میداند. به اعتقاد او، سرمایة اجتماعی بیش از سرمایة انسانی (سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی و...) بر میزان شادمانی افراد جامعه تأثیر می گذارد. (بررسی تطبیقی مفهوم شادی و نشاط از دیدگاه اسلام و روانشناسی، بخشایش، سایت فارس نیوزبه نقل از: Richards, R. (2000). "How much does Social Capitals Add to Individual Health? - )

[16] مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی‏ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (بقره:2611)‏

[17] «صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْکَفَّ وَ تُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَلِ »و «صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَکِّی الْأَعْمَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِی رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِی أَهْلِ بَیْتِه»

[18] «عن أبی عبد الله ع قال أیما مؤمن نفس عن مؤمن کربة نفس الله عنه سبعین کربة من کرب الدنیا و کرب یوم القیامة و قال من یسر على مؤمن و هو معسر یسر الله له حوائجه فی الدنیا و الآخرة و قال من ستر على مؤمن عورة یخافها ستر الله علیه سبعین عورة من عوراته التی یخافها فی الدنیا و الآخرة قال و إن الله عز و جل فی عون المؤمن ما کان المؤمن فی عون أخیه المؤمن فانتفعوا بالعظة و ارغبوا فی الخیر»


مطالب مرتبط