هر چه سن کودک افزایش یابد ، نیاز به اسباب بازی کمتر شده و از راه روابط و بازی های گروهی به برآوردن نیازهای خود می پردازد

جایگاه والدین در نظارت بر بازی کودکان

جایگاه والدین در نظارت بر بازی کودکان

والدین آگاه نمی توانند بازی های کودکان را نادیده بگیرند و بر آن نظارت نداشته باشند . نظارت بر بازی ، نوعی تعلیم و تربیت است.

والدین هشیار بعد از اینکه اسباب بازی های مفید را در اختیار کودک قرار دادند ، او را آزاد می گذارند تا بازی کند و فکرش را به کار اندازد ، اما غیر مستقیم بر بازی کردن او نظارت می کنند و در مواقع لزوم ، یاری اش می کنند . مثلا اگر ماشین یا قطار برایش خریده سئوال می کنند ماشین و قطار به چه کاری می آید ؟ کودک بعد از تامل جواب می دهد برای حمل مسافر و بار ، بعد از توجه به این مطلب ، دیگر در کار کودک دخالت نمی کنند و او خود به فکر می افتد که بار و مسافر حمل کند و اگر در این باره نواقصی در کار بود و چیزهایی لازم داشت ، آنها را تهیه خواهد کرد .

اگر ماشین یا یکی از اسباب بازی ها عیب و نقص فنی پیدا کرد ، والدین هشیار ، نه عیبش را برطرف می سازند و نه اسباب بازی تازه ای برایش می خرند ، بلکه کودک را تشویقو راهنمایی می کنند تا روی مشکل وسیله خود ، فکر کند ، آن را تعمیر کند و عیبش را برطرف سازد .

به طور کلی ، پدران و مادران نباید در حل مشکلات کودک دخالت مستقیم داشته باشند . بلکه در این باره کودک را به کار گیرند و او را راهنمایی کنند تا به خود اعتماد کند و ذوق و هنر خود را آشکار سازد .

اگر برای دختر بچه عروسک خریداری شد ، بهتر است وسایل آن خریده نشود ، بلکه تکمیل آن به کودک واگذار شود اگر از او پرسیده شود این عروسک چه چیزی لازم دارد ؟ بعد از تامل جواب می دهد لباس می خواهد . آن گاه می توان پارچه در اختیارش گذاشت تا برایش لباس تهیه کند . او هم با راهنمایی بزرگترها برای عروسکش لباس می دوزد به او می پوشاند لباس هایش را می شوید به عروسک ها غذا می دهد برایش غذا تهیه می کند صورتش را می شوید او را حمام می برد می خواباند بیدارش می کند به مهمانی می برد حرف زدن و ادب یادش می دهد و ... در این صورت دختر بچه با عروسک بازی می کند اما بازی سودمند و مفید و سازنده آن گاه والدین خواهند دید که کودک آنچه را دیده یا شنیده در مورد عروسکش انجام خواهد داد . [1]

هر چه سن کودک افزایش یابد ، نیاز به اسباب بازی کمتر شده و از راه روابط و بازی های گروهی به برآوردن نیازهای خود می پردازد . و تمایل به بازی با همسالان در وی افزایش می یابد . طبیعی است که پدر و مادر باید بستر مناسب برای این گونه فعالیت ها را برای فرزند خود آماده کنند و به باد داشته باشند که خود نیز در هرسنی نیاز به نوعی تفریح یا سرگرمی دارند که ادامه همان نیاز به بازی است و ممکن است در قالب ورزش یا هنر و مطالعه یا دیگر سرگرمی های اوقات فراغت جلوه گر شده و افزون بر لذت ، موجب احساس آرامش در آنها شده و از این راه نیز به احساس خودشکوفایی دست یابد .

لازم است گاهی والدین به اتاق و محل بازی بچه ها سر بزنند ، اما نه به قصد جاسوسی و بازرسی آنها بلکه به قصد بردن مثلا چای ، میوه و شیرینی برای آن ها ، در واقع نباید بچه ها را مطمئن کرد که در تنهایی هیچ کس از آنها بازدید نخواهد کرد چون همه نوع کودک وجود دارد و ممکن است اتفاقات خطرناکی بیفتد .

اگر کودکی دوست و همبازی برای خودش پیدا کرده که والدین دوست ندارند با آن کودک رفت و آمد داشته باشند ، حتی الامکان نگویند " با این کودک اجازه نداری بازی کنی ، چون بی تربیت است " بلکه ابتدا سعی کنند همبازی جدیدی را برای او پیدا کنند و در محله بعد ملاک و معیار انتخاب دوست به کودک بدهند و بگذارند فکر کند و خودش قضاوت کند و به نتیجه برسد . [2]

والدین بهتر است مواظب باشند تا بازی ، یگانه ذوق و شوق کودک نباشد و او را به کلی از هدف های اجتماعی دور نکند بلکه به او کمک کنند تا فضیلت های جسمی و روحی او پرورش یابد .

حضرت علی علیه السلام فرموده اند : " کسی که شیفته بازی باشد ، سعادتمند نخواهد شد " [3]

گفتنی است بازی با کودک نباید به افراط بینجامد ؛ زیرا ممکن است زمینه جرات و جسارت نسبت به پدر و مادر فراهم شود ، چنان که امام عسکری علیه السلام فرمودند :

" جرات و جسارت به پدر ، در فرزند باعث می شود تا در بزرگسالی در برابر پدر نافرمانی بکند ( در حالی که فرزند باید در برابر احترام لازم را بذل کند ". [4]

با تمام فوایدی که در بازی موجود است نباید تا آن حد پیش رفت که بازی تمام زندگی کودک شود و سایر فعالیت های او را تحت الشعاع خود قرار دهد .

یک مربی و پدر و مادر خوب و آگاه ، به گونه ای برنامه ریزی می کند که در هفت سال دوم زندگی ، کودک ، بازی را کم کم رها کند و به کارهای سودمند بپردازد و اجازه نمی دهد که خصلت بازیگری کودک به عنوان یکی از صفات شخصیتی او شده و تا آخر عمر بازیگر بماند . کودک باید مفاهیمی مانند : " دوباره ، فردا و یک روز دیگر را یاد بگیرد . این فراگیری به او کمک می کند تا بدون بحث و مشاجره از بازی به درس و آموزش روی آورد .


[1] . تربیت . ابراهیم امینی . ص 142- 125

[2] ر. ک : مقاله کودک و هم بازی هایش " محمدرضا مطهری ، نشریه پیام زن تیر 1383 شماره 148 .

[3] .غررالحکم و دررالحکم ، ص 190 .

[4] . تحف العقول ، ص 289 .


مطالب مرتبط