پدیده نوجوانی با این سوال اساسی همراه است که من کیستم؟

جست و جوی هویت
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ 148 15.4 KB 35 0

جست و جوی هویت

پدیده نوجوانی با این سوال اساسی همراه است که من کیستم؟
این پرسش که در ذهن بسیاری از نوجوانان شناور است، جست وجوی هویت نامیده می شود.سوالی که غالب نوجوانان،در ناخودآگاه خود به دنبال یافتن پاسخ مناسبی برایش هستند این است،که من کیستم؟
چگونه باید زندگی کنم؟
برای چه زندگی می کنم؟
چه هدفی برای ادامه زندگی دارم؟
کدام ارزش و باور را باید قبول کنم و از چه کسانی پیروی کنم؟
فردا برای من چگونه خواهد بود؟
این پرسش هاست که هویت نوجوانان را شکل می دهد. پاسخ به این سوالات ،تشویش و اضطراب فراوانی به دنبال دارد. واز طرفی مسیر زندگی نوجوان را مشخص می کند، برای همین است که یافتن پاسخ مناسب اهمیت فوق العاده ای دارد.
اریکسون ، روان شناسی که مطالعات زیادی درباره هویت داشته، نوجوانی را مرحله ای از رشد می داند که باید در آن هویت خود را به دست آورد. او هویت را،یک احساس نسبتا پایدار از خود می داند و می گوید: بحران هویت یک دوره تصمیم گیری بهنجاراست نه دوره ناگهانی و بدون نظم یا اجبارا همراه با تنش و اضطراب! تکلیف نوجوان در این دوره کاملا معلوم است. او باید به تعریفی از خود برسد که منحصر به خودش است و مطابق با آیین های اخلاقی و خانوادگی و مذهبی وسنتی اوست و برایش سازگاری شخصی و اجتماعی فراهم می کند. تعیین هویت در نوجوانی به معنای تسلیم محض بودن یا مخالفت کردن با خواسته های بزرگسالان نیست؛بلکه مهم آن است که از میان انتظارات و توقعات؛به انتخاب آگاهانه و خردمندانه دست بزند و مسیری را برگزیند که با توانایی ها و خصوصیات فردی و اجتماعی وخانوادگی اش سازگاری داشته باشد. تلاش نوجوان برای تعریف مشخصی از خود؛و کسب هویتش بسیار لازم و ضروری است و خونسردی و بی تفاوتی در این امر، او را با مشکلات زیادی در جامعه روبرو می کند.
ویژگی نوجوانانی که هویت خود را یافته اند
نوجوانانی که در پایان دوره نوجوانی هویت واقعی خود را پیدا می کنند، افراد هدفمند و با هویت مثبت در زندگی خواهند بود. آنها دارای اضطراب متوسط،احساس عشق به والدین و حمایت از آنها ،عزت نفس ،هویت اخلاقی قوی و پیش داوری وتعصب کم بوده و چنین خود کنترل ،متفکر، تحصیل کرده و صمیمی با دیگران می باشند.
در مقابل کسانی که در پایان دوره نوجوانی هویت مستقلی برای خود پیدا نکرده اند افرادی بی هدف و بی قانون و با هویت منفی خواهند بود. این افراد دارای اضطراب زیاد احساس کناره گیری یا جدایی از والدین حقارت نفس پیش داوری و تعصب زیاد هستند وابسته به دیگرانند مسائل را ساده می انگارند در تحصیلات ناموفقند و بالاخره دارای ارتباط گوشه گیرانه یا کلیشه ای با دیگران هستند.
اگر شما جزو گروهی هستید که هویت خود را نیافته اید و هنوز آشفته اید و نمی دانید از زندگی چه می خواهید، برای یافتن راه حل،باید نقاب هایی که بر چهره دارید را بردارید و خود واقعی تان را بازشناسی کنید، نیازهایتان را بشناسید ملاک های ارزش خود را ارزیابی کنید، و ببینید چه چیزی برای تان، با اهمیت تر و ارزشمند تر است سپس آنها را فهرست کنید و در مرحله بعد اولویت بندی کنید. شما زمانی شکوفا می شوید، که از احساس ایمنی و پذیر ش خود ،سرشار شوید.




مطالب مرتبط