وقتی آیه مباهله نازل شد، رسول خدا(ص) حسن و حسین و فاطمه(س) و امیرالمؤمنین علی(ع) را برای مباهله با نصاری به میعاد برد.

جواب دندان شکن امام رضا(ع) به مأمون درباره مباهله

جواب دندان شکن امام رضا(ع) به مأمون درباره مباهله

روزی مأمون به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: «بزرگترین فضیلت علی بن ابیطالب که در قرآن آمده چیست؟» امام فرمود: «آیه مباهله. خداوند در سوره آل عمران، آیه ی 61 می فرماید: هر کس با تو در مقام احتجاج و گفتگو برآمد، بعد از آنکه تو بر رسالت خود یقین داری، بگو بیایید فرزندان را بخوانیم و شما هم فرزندانتان را بخوانید، ما زن هایمان و شما زن هایتان و ما افرادی را که چون نفس و جان مان هستند و شما هم نفس های خود را بخوانید. سپس مباهله کنیم و برای دروغگو لعنت خدا را بخواهیم .

وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا صلی الله و آله و سلم، حسن و حسین را به عنوان فرزندان و فاطمه علیهاسلام را به عنوان زنان و نیز امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به عنوان نفس خودش برای مباهله با نصاری به میعاد برد .پس به حکم خدا امیرالمؤمنین علیه السلام نفس رسول خداست و چون هیچ یک از مردم، برتر از رسول خدا نیستند، ضروری است که هیچ یک از مردم از امیرالمؤمنین برتر نباشند؛ جز خود رسول الله. فضیلت امیرالمؤمنین بر تمام خلایق بعد از رسول خدا این است.»

مأمون گفت: «مگر در این آیه، فرزندان به لفظ جمع نیامده؟ ولی رسول خدا فقط دو فرزندش را برد؛ و مگر زنان به لفظ جمع نیامده؟ ولی رسول خدا فقط فاطمه علیهاسلام را برد. پس چرا نگوییم در این آیه مقصود از نفس رسول خدا، خود رسول الله باشد؛ که اگر این را بگوییم، دیگر فضلی برای علی بن ابیطالب نخواهد بود؟»

امام رضا علیه السلام فرمود:« نه؛ آنچه گفتی صحیح نیست. زیرا دعوت کننده، یعنی دعوت کننده ی کسی دیگر، نه خودش. همان طور که فرمان دهنده یعنی فرمان دهنده به دیگری .

در آیه مذکور خداوند می فرماید:« بگو بیایید بخوانیم؛ معلوم می شود رسول خدا که خواننده است شخص دیگری را می خواند. لذا باید نفس رسول خدا غیر از رسول خدا باشد تا خواندن صدق کند. و چون رسول خدا در هنگام مباهله هیچ مردی را جز علی بن ابیطالب نبردند، معلوم می شود منظور خداوند از نفس رسول خدا، کسی جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نیست. مأمون که با این جواب دندان شکن حضرت رضا علیه السلام روبرو شد، از جواب بازماند و گفت: «وقتی جواب آمد، سؤال از میان می رود.»

#مباهله

یادداشت: علی کفشگر فرزقی

منبع: بحارالانوار، ج 49، ص 188، ح 20.


مطالب مرتبط