حجّی که امام داد

راوی: آقای سید حسن هاشمیان (خادم افتخاری امام هشتم علیه السلام) پدرم برای انجام حج واجب ثبت نام کرده بود. کسالت شدیدی بعد از نام نویسی پیدا کرده بود و...

حجّی که امام داد

راوی: آقای سید حسن هاشمیان (خادم افتخاری امام هشتم علیه السلام)
پدرم برای انجام حج واجب ثبت نام کرده بود. کسالت شدیدی بعد از نام نویسی پیدا کرده بود و همواره اظهار ناراحتی می کرد که با این وضع بیماری چگونه اعمال واجبه ی حج را به جای آورد. من به پدرم قول دادم که نگران نباشد، من خود به عنوان پزشک کاروان او را همراهی می کنم. این قول و قرار میان ما بود تا این که چند سال بعد نام پدرم برای رفتن به حج درآمد. نامه ای به یکی از مسئولین آستان قدس نوشتم و تقاضا کردم که اسم مرا به عنوان پزشک کاروان های حج منظور فرمایند و علت این تقاضا را هم در نامه ذکر نمودم و مطمئن بودم که ایشان اجابت می کنند. بعد از چند روز ایشان جواب دادند که امسال غیر مقدور است، چون ظرف تکمیل است و نمی شود بیش از سهمیه کسی را معرفی کرد. به هیچ عنوان دیگر هم نمی شد که اقدام به رفتن نمایم. از طرفی پدرم که پس از سالها انتظار، نامش برای حج درآمده بود در وضعی نبود که بتواند تنها به حج برود و از طرفی قبول نمی کرد که به عنوان پزشک کاروان قبولم نکرده اند!! خیلی فکر کردم که بتوانم مشکل را حل کنم، تمام درها را بسته دیدم و از همه جا ناامید شدم. درمانده و مستأصل، چاره را در این دیدم که خدمت حضرت رضا علیه السلام بروم و از امام رئوف استمداد نمایم.
صبح زود خودم را آماده ی زیارت کردم و به حرم مشرف شدم. بعد از زیارت، رو به حضرت پشت به قبله ایستادم عرض کردم: ای جدّ بزرگوار شرمنده ام که از آغاز در خانه شما نیامده ام و نیازم را از شما نخواسته ام، به گفته ی مولوی «بار دیگر ما غلط کردیم راه» امّا جواب پدر بیمارم را چه بدهم؟ دیگر اشک مجالم نداد بسیار گریه کردم. عرض کردم آقا راضی نشوید که من اینجا خجالت زده بشوم. دستم را به هر طریق که صلاح می دانید بگیرید و کمکم کنید.
آنچه لازم بود یا به عقلم می رسید به حضرت عرض کردم، سپس از حرم بیرون رفتم. گفتم: بروم حال پدرم را بپرسم تا ضمن صحبت دریابم که چگونه می توانم موضوع را مطرح کنم. منزل پدرم در خیابان آزادی نزدیک مسجد حجّت بود. به منزل ایشان رسیدم زنگ زدم که بیایند در را باز کنند، خواهرم در را باز کرد؛ تلفن داخل سالن داشت زنگ می زد. خواهرم دوید گوشی تلفن را برداشت، بعد رو کرد به من گفت: با شما کار دارند. گوشی را که گرفتم یکی از دوستان تهرانی ام بود، پرسید دکتر تو کجایی؟ به خانه ات زنگ زدم نبودی؟ گفتم به حرم رفته بودم، چه کارم داری؟ پرسید امسال به مکه نمی روی؟! خدایا چه می شنوم، گفتم: چرا، امّا چگونه؟ من که برای مکه اسم ننوشته ام. گفت: به عنوان پزشک. امّا امروز باید خودت را به تهران برسانی.
تشکر کردم. نمی دانم از شوق با پدرم احوالپرسی کردم یا خیر، به منزل رفتم مدارک لازم را برداشتم و به خیابان سناباد به دفتر فروش بلیط هواپیمایی رفتم. با عجله ی تمام به مدیر دفتر گفتم: آقا یک بلیط برای تهران به من بدهید؛ پرسید برای چه روزی می خواهید؟ گفتم: همین امروز. مدیر دفتر با شگفتی به من نگاه کرد، گفت: ما تا سه روز دیگر بلیط های خودمان را فروخته ایم. گفتم: آقا اگر من امروز نتوانم تهران بروم، کارم درست نمی شود. گفت: از ما کاری ساخته نیست. دوباره کارم به بن بست رسید.
از همان دفتر فروش بلیط هواپیما رو به حضرت عرض کردم سبب سازی فرمایید مشکل را حل کنید. در قلب متوسل بودم و با امام راز و نیاز می کردم. فروشنده ی بلیط گفت: آقا بی خود معطل نباشید فکر هم نکنید، نمی شود. همین طور که داشت حرف می زد یک نفر وارد شد و به فروشنده ی بلیط گفت: برای من امروز مشکلی پیش آمده یا بلیط مرا پس بگیرید، یا به روز دیگری موکول کنید. فروشنده ی بلیط گفت بلیط خود را به همین آقا بده و پولت را هم از ایشان بگیر.
چنین بود که با عنات حضرت، پدرم را به مکه بردم و در تمامی مراحل او را کمک کردم، چند نوبت گرمازده شد و چون در ازدحام جمعیت قادر به طواف نبود او را با افتخار تمام به کولم گرفتم و طوافش دادم و در برخی از موارد، به نیابتش اعمال انجام دادم.
حضرت رضا علیه السلام معجزه آسا مشکلی را حل کردند طریق معمولی و عادی هرگز حل نمی شد.

منبع: کتاب ذره و آفتاب، معاونت تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر