حرکت های بازدارنده در نهضت عاشورا

کسی که مردم را به خدا و رسول او می خواند و عمل صالح انجام می دهد، اختلاف و دشمنی نمی آفریند

حرکت های بازدارنده در نهضت عاشورا

نقش نخبگان سیاسی و فرهنگی در برابرِ نهضت امام حسین علیه السلام چگونه بود؟ و امام در برابرِ این جریان ها چه واکنشی داشتند؟

از آغاز اِعلام تصمیم امام حسین(ع) علیه السلام به بیعت نکردن با یزید و به خصوص در مدت اقامتشان در مکه، چهره های شاخص و بنامی از امام علیه السلام درخواست تجدیدنظر کرده و پیشنهادهای مختلفی را به ایشان ارائه کردند تا مانع از قیام امام و حرکت ایشان به سمت عراق شوند. با توجه به متفاوت بودن افرادِ بازدارنده و تفاوت پیشنهادها، می توان آنان را در سه جریانِ زیر تقسیم کرد:

1- جریان خودی

در این جریان، می توان از چهره های هاشمی نظیر عبدالله بن عباس، عبداللّه بن جعفر و محمد حنفیّه یاد کرد؛ یعنی شخصیت های مثبتی که از همراهی امام معذور بودند(1) و در دیدارهای متعدد، با یادکرد از پیشینۀ منفی کوفیان، امام را از رفتن به عراق برحذر داشتند.

امام حسین علیه السلام در برابر محمد حنفیّه، وصیت نامۀ خود را نوشتند و در آن تصریح کردند: «تنها به انگیزۀ سامان بخشی در دین امّت جدم، برخاستم.»(2)

نیز، در پاسخ به عبدالله بن جعفر، شبهۀ اختلاف انگیزیِ حرکت امام علیه السلام را که عده ای مطرح می ساختند، این چنین شُستند: «کسی که مردم را به خدا و رسول او می خواند و عمل صالح انجام می دهد، اختلاف و دشمنی نمی آفریند.» و چون در نامۀ پسر جعفر، سخن از امان ستاندن بود، امام علیه السلام بهترین امان را امان خداوند دانستند.(3)

همچنین، امام علیه السلام در پاسخ به عبداللّه بن عباس، فرمودند: «آنان دست از من برندارند، هرجا باشم مرا بجویند تا با ناخوشایندی، بیعتشان کنم و مرا بکشند. به خدا سوگند آنان بر من ستم کنند و من در فرمان پیامبر خدا (ص) به همان سان که فرمود، خواهم بود. إنّا ِلله و إنّا الیه راجعون.»(4)

2- جریان دلسوز

این گروه را نمی توان بداَندیش دانست؛ آنان جریانی بودند که خیرخواهانه، پیشنهاد تجدیدنظر در تصمیم را به امام علیه السلام ارائه کردند و امام نیز به فراخورِ سخنان و نصایح، پاسخ ایشان را فرمودند.

عبدالله بن مطیع عدوی، اوزاعی، ابوسعید خدری و مسوّر بن مُخرمه(5) در این جریان قرار دارند. همچنین، از فردی به نامِ عمر بن عبدالرحمن مخزومی یاد کرده اند که در مکه، نزد امام حسین علیه السلام آمد؛ امام علیه السلام او را بداَندیش نمی دانستند و اندرزش را «ناپسند» نمی انگاشتند.(6) عمر بن عبدالرحمن چون نگرانی خود را از پیمان شکنیِ کوفیان و جنگ با حضرت اعلام داشت، امام علیه السلام در پاسخ، او را دعا کردند و فرمودند: «می دانم رفتارت خیرخواهانه و سخنت سنجیده است؛ هرچه مقدّر شده، رخ خواهد داد؛ چه به نظر تو عمل کنم، یا نه؛ و تو نزد من پسندیده ترین پنددِه و خیرخواه ترین اندرزگویی.»(7)

3- جریان فرصت طلب

چهره هایی در این جریان یافت می شدند که دلسوزِ امام علیه السلام نبودند و فقط چهرۀ ناصحان را بر خود داشتند! عبدالله بن زبیر فردی است که به بنی هاشم بغض می ورزید و امیرمؤمنان علیه السلام را دشنام می داد.(8) او هم از امام علیه السلام درخواست کرد که در مکه بماند و به عراق نرود؛(9) حال آنکه به گفتۀ مورّخان، پسر زبیر از حضور امام حسین علیه السلام در مکه دل خوش نبود و طمع داشت که با او بیعت کنند. او «هر روز به خدمت امام علیه السلام می آمد و می دانست که با حضور آن حضرت، هیچ کس رغبتِ بیعتِ او نکند.»(10) زمانی که امام علیه السلام عزمِ حرکت از مکه کرد، ابن عباس به پسر زبیر گفت که آنچه دوست داشتی، اتفاق افتاد! و برای او خواند: «ای پرنده! محیط برایت آماده شد. فضا برایت فراهم شد... تخم بگذار و بخوان. هرچه خواهی دانه برچین.»(11)

عبدالله بن عمر نیز چهرۀ مرموزی داشت. او برای ترغیب امام حسین علیه السلام به بیعت با یزید، سه دیدار با حضرت داشت(12) و از ایشان درخواست کرد که مانند همۀ مردم، رهِ صلح پیش گیرد!(13) امام علیه السلام نیز در یکی از پاسخ های خود، چنین فرمودند: «إتق اللّه یا اباعبدالرحمن و لاتَدعّن نُصرتی.» (ای اباعبدالرحمن، از خدا بترس و از یاری ام دست برندار.)(14) عبدالله بن عمر نه تنها امام علیه السلام را یاری نکرد، بلکه پس از شهادت ایشان، نامه ای به یزید نگاشت و ضمن پذیرش خلافتش، با وی بیعت کرد.(15)

منبع: کتاب رهنما 41: پرسش هایی از جنس عاشورا، گردآورنده معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی [آستان قدس رضوی]، ص 33-27.

-----

پی نوشت ها:

1. البته، این پرسش مطرح است که چرا این سه شخصیت فرهیخته، امام را همراهی نکردند. در پاسخ، می توان این گونه گفت که عبدالله بن جعفر از شرکت در جنگ معذور بود؛ اما فرزندانش را به کربلا فرستاد. (عبدالله ممقانی، تنقیح المقال، ج 2، ص 173) به گفتۀ برخی مورخان، او در آن مقطع، نابینا شده بود. (نقدی، زینب الکبری، ص 87) دربارۀ محمد بن حنفیه نیز چنین ادعا کرده ا ند که او بیمار بوده و قادر به مشارکت در این حماسه نبوده است. (علامه حلّی، المسائل المهنائیه، ص38) عبدالله بن عباس نیز گویا در ماه های پایانی سال 60، مشکل بینایی داشت. حتی او را نابینا دانسته اند و این بیماری، او را در همراهی با امام معذور می ساخت. (تنقیح المقال، ج 2، ص 191) (طبسی، الامام الحسین فی مکه المکرمه، ج 2، ص 244 و 245)

2. بحارالانوار، ج 44، ص 329.

3. وقعه الطف، ص155.

4. محمدمهدی حائری، معالی السبطین، ج 1، ص 246.

5. دینوری، الاخبار الطوال، ص228؛ طبری، دلائل الامامه، ص75؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج8، ص163و165.

6. ما أظنک بسیّ الرای و لا هو للقبیح من ألامر و الفعل.»، تاریخ طبری، ج3، ص294.

7. الفتوح، ص867.

8. علی نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 5، ص 18.

9. وقعه الطف، ص 152.

10. الفتوح، ص 837.

11. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 206.

12. ترجمه الامام الحسین(ع)، تاریخ ابن عساکر، ص200.

13. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج 1، ص 190 و 191.

14. اللهوف، ص32.

15. عسقلانی، فتح الباری، ج 13، ص 59.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر