آري! حضرت رضا علیه السلام مرا شفا بخشيد...

حضور بر بالين محتضر

حضور بر بالين محتضر

روزي حضرت رضا علیه السلام در مرو در مجلس مأمون نشسته و مشغول گفتگو بودند در آن ميان اهل مجلس ناگاه ديدند كه حضرت يك لحظه متوجه جايي شده و فرمود: «لبيك!... لبيك!...» و آنگاه از نظرها ناپديد گرديد، مأمون بسيار مضطرب و هراسان شد اما پس از اندك زماني ديد كه حضرت در جاي خود نشسته است. گفت: «اي پسر پيامبر! شما كجا رفتيد و چه كسي شما را صدا زد و چگونه لحظاتي ناپديد شديد؟

فرمود: «هنگامي كه در راه خراسان به بصره مي‌آمدم كه يكي از دوستانم از من درخواست نمود كه به هنگام احتضار اگر مرا صدا كند در بالينش حاضرم شوم و او اينك در بستر بود و فرشته مرگ مي خواست كه او را قبض روح كند در آن لحظه مرا طلبيد و من پاسخ او را گفتم و ظرف چند لحظه به ياري خداوند متعال به بصره رفتم و سفارش او را به فرشته‌ي مرگ نمودم، خداي متعال مرگ او را به تاخير افكنده و سي سال به عمر او افزود».

مأمون بي درنگ دستور داد تا فرماندار بصره در آنجا دقيقا تحقيق كند و ببيند حضرت رضا علیه السلام در آن روزي كه خود فرموده بود در بصره ديده شده و چنين فردي در آن شهر هست كه فرموده بود دوست من است و آيا او بيمار بوده و نجات يافته است؟!

پس از رسيدن نامه مأمون، فرماندار بصره مردم را در مسجد جامع فراخواند و نامه خليفه را خواند، در همان جلسه گروهي گواهي دادند كه:

آري! حضرت رضا علیه السلام را در آن روز معين، برخي در كوچه و خيابان و گروهي در منزل همان فردي كه دوست حضرت بود او را ديده اند.

فرماندار حتي شخص بيمار را كه از مرگ نجات يافته بود پيدا كرده و با او صحبت نمود و او نيز گفت: «آري! حضرت رضا علیه السلام مرا شفا بخشيد.» و آنگاه فرماندار گزارش جامعي را در صحت آن واقعه به مركز حكومت فرستاد و معلوم شد كه امام هشتم علیه السلام در آن روز با طي الارض به بصره آمده و برگشته است».(1)

منبع: کتاب ويژگي هاي امام رضا علیه السلام خصائص‌الرضويه، عبدالكريم پاك نيا، ص 170-171.

-------

پی نوشت ها:

1. كرامات الصالحين، ص 188.


مطالب مرتبط