حفظ جان شیعیان، از شرائط صلح امام حسن علیه السلام

یکی از دلائلی که امام حسن علیه السلام، صلح با معاویه را پذیرفت این بود که شیعیان بر جان، مال و ناموس خود بیمناک نباشند

حفظ جان شیعیان، از شرائط صلح امام حسن علیه السلام

یکی از دلائلی که امام حسن علیه السلام، صلح با معاویه را پذیرفت این بود که شیعیان حضرت علی علیه السلام در هر نقطه ای که هستند باید در امن و امان باشند و بر جان و مال و ناموس خود بیمناک نباشند و مورد تعقیب قرار نگیرند چنانچه يوسف بن مازن راشى مى‏ گويد: «امام حسن مجتبى عليه السلام به اين شرط با معاويه بيعت كرد كه وى را اميرالمؤمنين ننامد، نزدش اقامه شهادت نكند، معاويه هرگز شيعيان على عليه السلام را تعقيب نكند و يك ميليون درهم از مالیات سرزمين ابجرد را ميان فرزندانِ شهداى نبرد جمل و صفين از ياران على عليه السلام تقسيم كند».[1]

خود امام حسن علیه السلام نیز به همین دلیل بارها در سخنانشان اشاره کرده اند در روایتی ابوسعيد عقيصا می گوید: محضر حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاويه صلح نموديد با اینكه مى ‏دانستيد حقّ مال شما است نه مال او و نيز مى‏ دانستيد كه معاويه گمراه و ستمگر است؟

حضرت فرمودند: آيا بعد از پدرم عليه السّلام من حجّت خدا بر مردم و امام ايشان نيستم؟

عرضه داشتم: چرا؟

فرمود: آيا مگر من نه آن كسى هستم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در باره من و برادرم فرمودند: حسن و حسين دو امام بوده چه قيام كرده و چه بنشينند؟

عرض كردم: آرى همين طور است.

فرمود: پس من امام بوده چه قيام كنم و چه بنشينم، اى اباسعيد به همان علّتى كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حديبيّه صلح فرمودند من نيز با معاويه صلح نموده ‏ام، آنها كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با ايشان صلح فرمود به نصّ كتاب كافر بودند و معاويه و اصحابش به مقتضاى تأويل قرآن كافر مى ‏باشند. اى اباسعيد وقتى من امام از جانب خدا بودم نبايد رأى مرا رد كنى و عملى را كه انجام داده‏ام چه صلح بوده و چه جنگ باشد مى‏ بايد بپذيرى اگر چه حكمت كردار من بر تو مخفى باشد، مگر نمى ‏بينى جناب خضر عليه السّلام وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و ديوار را تعمير كرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از كردارش سخت برآشفت، جهت غضبناك شدن موسى اين بود كه حكمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن كه خضر عليه السّلام آن را بازگو كرد و موسى راضى گشت، عمل و كردار من نيز همين طور مى ‏باشد يعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلكه غضبناك هستند زيرا حكمت آن بر شما پنهان مى ‏باشد و آن اين است كه اگر من غير از اين مى ‏نمودم يك نفر از شيعيان ما روى زمين باقى نمى ‏ماند مگر آن كه او را مى‏ كشتند.[2]

در جایی دیگر نیز می خوانیم که جبير بن نفير می گوید: وارد مدينه شدم. امام حسن عليه السّلام مي فرمود: اگر جمجمه‏ هاى عرب بدست من بود، آنان صلح و سازش مى ‏كردند با هر كسى كه من صلح و سازش مي كردم و مي جنگيدند با هر كسى كه من مي جنگيدم، ولى من اين قدرت را براى رضاى خدا و نگهدارى‏ خون هاى مسلمانان واگذار نمودم. روايت شده: پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، امام حسن را ديد كه مى ‏آيد رسول خدا فرمود: پروردگارا! حسن را سالم بدار و (ديگران را بوسيله او) سالم بدار.[3]

امام صادق عليه السّلام در سفارشی به محمد بن نعمان احول‏ نیز فرمودند: بدان كه چون حسن بن على عليهما السّلام نيزه خورد و مردم بر (سر حكومت) او اختلاف كردند، كار (ظاهر) را به معاويه واگذاشت و شيعه بر او چنين سلام گفتند: سلام بر تو اى خوارساز مؤمنان! (حضرتش) گفت: «من نه خوارساز مؤمنانم كه عزيزكننده ايشانم. چون ديدم كه شما را (با هواداران معاويه) ياراى پايدارى نيست كار را واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان بمانيم، همچنان كه آن داناى فرزانه كشتى را عيبناك كرد تا براى سرنشينانش بماند، كردار شخص من با شما چنان است تا در ميان آنان بمانيم».[4]

شیعیان امام حسن علیه السلام به دو دسته تقسیم می شدند: دسته ای که اهل معرفت به امام زمانشان بودند و او را معصوم و نماینده خداوند می دانستند و هر چه امام زمانشان تصمیم می گرفت آن را عین خواسته خدا می دانستند و مصلحت را در همان می دانستند که آن حضرت انجام می داد و از این عمل به هیچ عنوان ناراحت و معترض نبودند اما دسته ای دیگر که اکثریت شیعیان آن زمان را تشکیل می دادند خود را شکست خورده و ذلیل تصور می کردند و دلتنگ و افسرده شده بودند همچنان که سفارش امام صادق عليه السّلام به محمد بن نعمان احول نیز اشاره شد.

آری اکثریت آن زمان شیعه و پیرو واقعی نبودند چرا که شیعه واقعی آن است که پیرو و مطیع امام زمانش باشد و مصلحت را همان بداند و معتقد باشد که امام زمانش تصمیم گرفته و انجام می دهد نه آنکه معترض و ناراحت از عمل امام زمانش باشد و بدتر آنکه به امام زمانش بخاطر تصمیم و عملش اهانت و جسارت کند.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] علل الشرائع، شیخ صدوق، كتاب فروشى داورى‏، قم، 1385 ش،‏ ج ‏1، ص 212.

[2] همان، ص 211.

[3] الإختصاص، شیخ مفید، الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، قم‏، 1413 ق‏، ص 82.

[4] تحف العقول، ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404ق، ص 308.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر