هر کس روزی را از راه‌ حلالش بجوید و برای خود و خانواده اش هزینه کند، همانند جهاد کنندۀ در راه خداست.» وسیع‌ بودن منزل را می ‌پسندید و می فرمودند: «لذت زندگی دنیا در دو چیز است: بزرگ‌ بودن خانه و داشتن...

خانه و خانواده از منظر امام رضا (علیه السلام) (1)

خانه و خانواده از منظر امام رضا (علیه السلام) (1)


«فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیها اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»[1] خانه محل آرامش است و خانواده علت آن. این آرامش را در هیچ‌ جای دیگری نمی ‌توان یافت و همین است که سبب عروج روح و یاد خدا و سعادتمندی انسان‌ ها می ‌شود. امام، راهنمای ما به ‌سوی آرامش و سعادت است؛ پس توصیه‌ ها و روش‌ های معصومان (علیهم السلام) در خصوص خانه و خانواده بهترین الگو برای رسیدن به این سعادت است. در این نوشتار به گوشه ای از دیدگاه های امام رضا (علیه السلام) در این زمینه می پردازیم:

خانه
امام رضا (علیه السلام) خانه را محل آرامش می دانست. برای همین، هیچ ‌کس اجازه نداشت در منزلش و در حضورش صدایش را بلند کند.[2] برای آنان که امکانات دارند، لازم می ‌شمرد که خانوادۀ خود را در رفاه و آسایش قرار دهند [3] و می فرمودند: «شایسته است که مرد از نظر مالی به خانواده اش بیشتر توجه کند تا آرزوی مرگش را نکنند.»[4] کسب روزی حلال برای خانواده را بسیار مهم می‌ شمرد و تأکید می کرد که: «هر کس روزی را از راه‌ حلالش بجوید و برای خود و خانواده اش هزینه کند، همانند جهاد کنندۀ در راه خداست.»[5] وسیع‌ بودن منزل را می ‌پسندید و می فرمودند: «لذت زندگی دنیا در دو چیز است: بزرگ‌ بودن خانه و داشتن دوستان زیاد.»[6] برای یکی از خدمتکارانش منزلی خرید و فرمود: «منزل قبلی‌ ات کوچک است. در این ساکن شو.» مرد گفت: «آخر پدرم در آنجا زندگی می کرد.» فرمود: «اگر پدرت متوجه نبود، تو هم باید مانند او باشی؟!» [7]

هر کس روزی را از راه‌ حلالش بجوید و برای خود و خانواده اش هزینه کند، همانند جهاد کنندۀ در راه خداست.


خوش‌ اخلاقی
به خوش ‌اخلاقی و خوش‌ رفتاری با خانواده توصیه می کرد: «أَقْرَبُکمْ مِنِّى مَجْلِساً یوْمَ الْقِیامَة أَحْسَنُکمْ خُلُقاً وَ خَیرُکمْ لِأَهْلِهِ.» (در قیامت، کسی به من نزدیک ‌تر است که در دنیا خوش ‌اخلاق ‌تر باشد و با خانوادۀ خودش نیکوکار تر.)[8] به میانه ‌روی در زندگی سفارش می کرد و به ‌نقل از محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: «خانه ای را نسازید که در آن سکونت نمی ‌کنید. چیزی را که نمی ‌خورید، انباشته نکنید. از خدایی که به ‌سویش محشور می‌ شوید، حساب ببرید.»[9] می فرمود: «باید مخارج خود و خانواده‌ تان بر پایۀ میانه ‌روی باشد.» [10]

والدین
نیکی به پدر و مادر را حتی اگر مشرک باشند، واجب می دانست؛ ولی مرز اطاعتشان را جایی معیّن می کرد که اطاعتشان به معصیت خدا نکشد.[11] شخصی از امام پرسید: «پدر و مادرم، اگر به حق امامت معتقد نباشند، برایشان دعا بکنم؟» جواب داد: «برایشان دعا کن و از طرفشان صدقه هم بده. اگر زنده اند و به امامت معتقد نیستند، با آن‌ ها مدارا کن؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: خدا مرا برای مهرورزی فرستاد، نه بد رفتاری.»[12] امام می فرمود: «خدا به سپاسگزاری از خودش و از پدر و مادر، با هم، فرمان داده است؛ از این ‌رو کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، انگار از خدا سپاسگزاری نکرده است.» [13]

امام رضا (علیه السلام) می فرماید: در قیامت، کسی به من نزدیک ‌تر است که در دنیا خوش ‌اخلاق ‌تر باشد و با خانوادۀ خودش نیکوکارتر.


پرهیز از عاق والدین
امام می فرمود: «خدا عاق والدین را حرام کرده است و این به ‌دلیل خروج از اطاعت خدا و تعظیم‌ نکردن والدین و کفران نعمت و ابطال شکر است. اگر عاق والدین حرام نشده بود، نسل ادامه نمی ‌یافت و احترام پدر و مادر از بین می‌ رفت و کسی حقوقشان را نمی ‌شناخت و در نتیجه، قطعِ رحم می شد و پدر و مادر، اولادشان را ترک می کردند و فرزندان هم از نیکی ‌کردن به آنها دست می‌ کشیدند.» [14]

مادر
حق مادر را واجب‌ ترین حق می دانست؛ چرا که مادر به ‌گونه ای فرزند را باردار می ‌شود که هیچ‌ کس فرد دیگری را این‌ طور حمل نمی کند. مادر با گوش و چشم و همۀ اعضای بدن خودش از فرزند مراقبت می کند و از این کارش شاد است و به آن امید بسته است. بارداریِ فرزند آن ‌قدر سخت است که هیچ‌ کس تحملش را ندارد. مادر راضی می ‌شود که خودش گرسنه باشد و فرزندش سیر، خودش تشنه باشد و فرزندش سیراب، خودش بی ‌لباس بماند و فرزندش پوشیده و خودش در آفتاب بماند و فرزندش در سایه. می فرمود: «پس تشکر از مادر لازم است و خوبی ‌کردن به او باید به اندازۀ این فداکاری ‌اش باشد؛ گر چه کسی قدرتش را ندارد که حتی کوچک‌ ترین حق مادر را جبران کند، مگر اینکه خدا کمکش کند. خدا مادر را در کنار خودش قرار داد و فرمود: «أَنِ اشْکُرْلی‌ وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصیر»[15] (شکر من و پدر و مادرت را به‌ جا بیاور؛ چون [همۀ شما] به ‌سوی من بر می ‌گردید.» [16]

پدر
خیلی به حرف ‌شنوی از پدر، خوش ‌رفتاری با او، سر به‌ زیری در برابرش، احترام‌ گذاشتن به او و نیز آرام سخن‌ گفتن در حضورش تأکید می کرد؛ چرا که پدر را مانند ریشه و پسر را مثل شاخه می دانست: اگر پدر نبود، خدا پسر را هم خلق نمی کرد.[17] توصیه می کرد از پدر در دنیا به بهترین صورت اطاعت شود و ادامه می‌ داد: «پس از مرگش، برای او دعا و طلب رحمت کنید.» [18]

خدا عاق والدین را حرام کرده است و این به ‌دلیل خروج از اطاعت خدا و تعظیم‌ نکردن والدین و کفران نعمت و ابطال شکر است.


ضرورت ازدواج
امام ازدواج را زمینه ‌ساز کمال فرد می دانست و نقل کردند که زنی نزد امام ‌باقر (علیه السلام) رسید و گفت: «برای رسیدن به فضل و کمال، می ‌خواهم هیچ ‌وقت ازدواج نکنم.» حضرت فرمود: «این کار را نکن. اگر خودداری از ازدواج فضیلت و کمالی داشت، حتماً فاطمه (سلام الله علیها) سراغش می‌ رفت؛ در حالی ‌که هیچ ‌کس در فضیلت و کمال از او جلوتر نیست.»[19] به‌ عقیدۀ او، عبادت فرد متأهل در نظر خدا با ارزش ‌تر است. نقل کردند روزی فردی نزد امام‌ باقر (علیه السلام) رسید. حضرت از او پرسید: «ازدواج کرده ای؟» گفت: «نه.» فرمود: «دنیا و همۀ آن چیزهایی را که در دنیاست دوست ندارم، اگر شبی را بدون همسر به ‌سر کنم. دو رکعت نمازی که فرد متأهل می خواند‌، برتر از عمل فرد مجردی است که شب‌ زنده ‌داری می کند و روز‌ها روزه است.» [20]
ازدواج را سبب گسترش روابط اجتماعی افراد می دانست و می فرمود که اگر دربارۀ ازدواج، دستوری از خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم صادر نشده بود، فایده‌ هایی مثل نزدیک‌ شدن خویشاوندان و پیوند با غریبه‌ ها کافی بود که انسان عاقلِ هدفمند را به ازدواج ترغیب کند. [21]

زمان ازدواج
توصیه می کرد ازدواج به تأخیر نیفتد و حدیثی قدسی در تأیید سخن خود ذکر می کرد: «دختران شما همانند میوۀ درخت ‌اند. میوۀ درخت هر وقت رسید، راهی جز چیدنش نیست؛ چون اگر چیده نشود، تابش خورشید فاسدش می کند و مزه اش را از بین می ‌برد. وقتی دختران به آن حد رسیدند که زنانِ دیگر آن موقعیت را دریافته اند، حتماً باید شوهر کنند؛ چون اگر شوهری برایشان در نظر گرفته نشود، از فساد و تباهی در امان نیستند.» [22]


منبع: کتاب بر مدار آفتاب؛ ترسیم زندگی بر مدار حیات رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. نور: 36. «‏[این چراغ پر فروغ] در خانه ‏هایى قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهاى آن را بالا برند تا از دستبرد شیاطین و هوس‌ بازان در امان باشد؛ ‏خانه ‏هایى که نام خدا در آن‌ ها برده مى ‏شود و صبح و شام در آن‌ ها تسبیح او مى ‏گویند.»
2. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج‌۲، ص۱۷۹.
3. محمد بن ‌حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۴۹.
4. همان.
5. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۹۳.
6. عزیز الله عطاردی، مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۳۷۴.
7. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۵۳.
8. محمد بن ‌حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۳.
9. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۸.
10. منسوب به علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، فقه الرضا (علیه السلام)، ص۲۵۵.
11. محمد بن ‌حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۴۹۴.
12. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۵۹؛ محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۴۷.
13. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۱، ص۶۸.
14. همان، ج۷۱، ص۷۵.
15. لقمان: ۱۴.
16. منسوب به علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، فقه الرضا (علیه السلام)، ص۳۳۴.
17. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۱، ص۷۶ و۷۷.
18. همان.
19. همان، ج۱۰۳، ص۲۱۹.
20. عزیز الله عطاردی، مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۲۵۶.
21. محمد محمدی ری‌ شهری و دیگران، میزان الحکمة، ج۲، ص۱۱۷۸.
22. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۲۳.


مطالب مرتبط