ما دو گونه رزق و روزى داريم. رزقى كه به سراغش می رويم و رزقى كه به سراغمان مى آيد.

خدا چگونه روزی می دهد؟

خدا چگونه روزی می دهد؟

اينكه روزي هر فرد صبح داده مي شود، مطلب صحيحي است ولی بايد ديد معناي دادن روزي چيست؟ در روايتی از پيامبر (ص) آمده که «غم روزي فردا را مخور، زيرا هر فردائي روزي خود را می آورد.»[1]
رسيدن به اين روزي مرهون تلاش انسان است. تلاش همراه با توكل، سبب رسيدن به روزي آن روز است. برای تبیین بیشتر این مطلب از دو مقدمه استفاده می کنیم.
مقدمه اول: رزق و روزى كه خداوند آن را به عهده گرفته و ضمانت كرده عبارتست از سهم و نصيبى كه بايد به مخلوقات برسد تا بتوانند به بقاء خود ادامه دهند. البته تعهد و ضمانت الهى و رزاقيت و روزى‏رسانى كه بذات اقدس پروردگار نسبت مى‏دهيم، با تعهدات و ضمانت‏ ها و تكفل‏هاى انسانى متفاوت است. اينكه در قرآن كريم آمده: «وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي اَلْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اَللَّهِ رِزْقُها»؛ رزق و روزى هر جنبنده‏اى بر عهده خداوند است.[2]
بايد در نظر داشت كه آن كه ماجراى رزق جنبندگان را به عهده گرفته است الله است نه يك مخلوق. الله يعنى آن كس كه آفريننده نظام‏هاى هستى و خالق موجودات است و لذا تعهد الهى تفاوت دارد با تعهد مخلوقى كه جزئى از همين نظام و تحت تأثير موجودات اين نظام است. شناختن فعل خدا و رزّاقيت خدا، شناخت نظامات عالم است.
ما خود جزء عالميم و مانند ساير اجزاء عالم وظيفه‏اى داريم. وظايفى هم كه ما در عالم درباره ارزاق و حقوق داريم و قانون خلقت ما را موظف به آن وظايف كرده است و يا قانون شريعت ما را به آن موظف ساخته است از شئون رزاقيت خداوند است.

5b9f3c1c4e650.jpg


قوه جذب و تغذّى كه در گياهان است همين طور جهازات تغذيه، ميل‏ها و غريزه‏هائى كه در جانداران است و آنها را به سوى مواد غذايى مى‏كشاند همه از مظاهر رزاقيت حضرت حق است. خداست كه هر جاندارى را بوسيله يك سلسله ميل‏ها و رغبت ‏ها مسخر كرده كه در پى مايحتاج خود برود و براى ارضاى اين ميل‏ ها هميشه در تلاش باشد.
همين انديشه و تلاش در اين زمينه به موجب رزّاقيت خداوند است و رزاقيت اوست كه روزى و روزى خوار، رزق و مرزوق را عاشق يكديگر قرار داده و در پى هم واداشته است. در متن واقع پيوستگى خاصى بين اجزاء خلقت وجود دارد كه آن ‏ها را به يكديگر تطبيق مى دهد.
تا طفل طفل است و قادر به تحصيل روزى و تهيه آن نيست، روزى او را آماده و مهيا در اختيار او قرار داده است و تدريجاً كه او قدرت بيشترى پيدا مى ‏كند و با كنجكاوى می تواند روزى خود را بدست آورد ديگر روزى او به آسودگى در اختيارش نيست مثل اينكه روزى او را بر مى‏دارند و در نقطه‏اى دور دست مى‏گذارند تا برود و آن را پيدا كند و استفاده نمايد.
بطور كلى يك تناسبى است ميان آمادگى روزى و مقدار توانايى روزى ‏خوار و مقدار هدايتى كه بسوى روزى خود شده است. انسان چون نسبت به گياهان و حيوانات موجودى عالى‏تر و راقى‏تر است و آنچه براى زندگى گياهان و حيوانات كافى است براى او كافى نمى‏باشد، مسئله تحصيل روزى او شكل و وضع ديگرى دارد.
فاصله بين روزى و روزى ‏خوار در عرصه زندگى انسان بيشتر است. از اين رو وسائل زيادترى در اختيار او قرار داده شده و دستگاه هدايت در وجودش تقويت گشته به او عقل و عمل و فكر داده شده. وحى و نبوت به يارى‏اش آمده و برايش وظيفه و تكليف مقرر شده و همه اينها از شئون رزاقيت خداوند است.
و لذا اينكه گفته شده:

مخور هول ابليس تا جان دهد // هر آنكس كه دندان دهد نان دهد
توانا است آخر خداوند روز // كه روزى رساند تو چندين مسوز
نگارنده كودك اندر شكم ‏ // نويسنده عمر و روزى است هم (سعدى)

سخن درستى است اما نه به اين معنى كه دندان داشتن كافى است كه نان پخته و آماده بر سر سفره انسان مهيا شود، بلكه به اين معنى كه در دستگاه خلقت بين نان و دندان رابطه است. اگر نان نبود دندان نبود و اگر دندان و صاحب دندان نبود نان نبود.
بين روزى و روزى‏خوار و وسائل خوردن و هضم و جذب روزى و وسائل هدايت و راهنمايى به سوى روزى در متن خلقت ارتباط است. آن كس كه انسان را در طبيعت آفريده و به او دندان داده نان يعنى مواد غذايى قابل استفاده را هم در طبيعت آفريده و انديشه و فكر و نيروى عمل و تحصيل و حسن انجام وظيفه را هم آفريده است، همه اينها توأماً مظهر رزاقيت خداوند است. [3]


5b9f3c38cc38c.jpg


مقدمه دوم
در واقع ما دو گونه رزق و روزى داريم. رزقى كه بسراغش مى‏رويم و رزقى كه به سراغمان مى‏آيد. امام على(ع): «اِن الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق يطلبك فان انت لم تأته اتاك»[4]‏
رزق طالب (كه به سراغ ما مى‏آيد) رزقى است كه همواره ما را تعقيب مى‏كند حتى اگر از آن فرار كنيم ما را رها نمى‏سازد، همان طور كه رهايى از چنگال مرگ ممكن نيست.
رسول اكرم (ص) می فرمایند: «لو اَنَّ ابنَ آدم فَرَّ من رِزقِه كما يَفِرُّ من المَوتَ لادركه كما يدركه الموت‏‏»[5] اين گونه رزق ريشه در قضاى الهى دارد و هيچ گونه تغيير و تحولى در آن صورت نمى‏گيرد.
در اين زمينه مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: روزى و روزى‏خوار متلازم همند و معنى ندارد كه روزى‏ خوار در مسير زندگى طالب بقاء باشد، اما رزقى برايش نباشد همين طور ممكن نيست رزقى محقق باشد و روزى‏ خوارى در بين نباشد و نيز رزق از مايحتاج روزى‏خوار افزون باشد و لذا رزق داخل در قضاى الهى است.[6]
اما قسم ديگر روزى (رزق مطلوب) رزقى است كه براى طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب نمائيم و مشروط و علل لازم وصول به آنرا مراعات نمائيم، چنين رزقى را بدست مى‏آوريم و در واقع تلاش ما در جهت رسيدن به اين‏گونه روزى، جزءالعلّة است و اگر در كنار ديگر علل مهياى عالم غيب قرار گيرد مسلماً دستيابى به آن حتمى است. در اين باره اميرالمؤمنين على(ع) مى‏فرمايد: «اطلبوا الرّزق فانّه مضمون لطالبِه»[7]‏ طلب نمائيد روزى را كه مضمون و مقدر است، اما براى طلب ‏كننده آن.
همان طور كه طلب بدون ضمانت بى معنى است، تضمين رزق بدون طلب نيز در اين قسم (روزى مطلوب) ناممكن است و لذا از اين دو قسم روزى كه از ناحيه خداى بزرگ براى بندگان معين گشته است قسمى از آن بدون قيد و شرط و به عبارتى رزق طالب و قسمى ديگر مشروط است و مطلوب.
روزى بى ‏قيد و شرط در هر حال انسان را طلب مى‏نمايد و تا پيمانه قابليت انسان از اين‏گونه رزق پر نگردد اجل و مرگ انسان فرا نمی رسد. رسول اكرم (ص) می فرمایند: «الاو اِنّ الرُّوحَ الاَمينَ نَفَتَ فى روعِى اَنَّه لن تَموتَ نَفْسٌ حَتّى تستكمل رزقها»[8]
اما روزى مطلوب و مشروط حتميت و ضرورتش مشروط به انجام امورى و در نظر گرفتن مسائلى است كه بدون ترتيب و انجام شرائط محقق نمى‏گردد.
حال روزى طالب و محتوم همان روزى وجود و هستى، عمر، امكانات و محيط و خانواده و استعداد... است كه از ناحيه اين قسم (روزى طالب) توان و نيروى لازم و دقت و هوشيارى براى تلاش و انجام كار پديد مى‏آيد و در سايه اين امور دَرِ روزى مطلوب و مشروط گشوده مى‏گردد.
در باب روزى مطلوب هر كس به شكلى بايد دست نياز و در عين حال جديت و تلاش را بسوى رازق مطلق (حضرت حق) بلند كند حتى طفل شيرخوار كه تلاشش همان گريه و ناله و فرياد اوست كه در پس اين‏گونه افعال به روزى مطلوبش (شير مادر) دست پيدا مى‏كند، اما چون در بستر رشد باليد و به مقطعى بالاتر رسيد، تلاش و جدّيت او شكلى ديگر پيدا مى كند و به صورت تفكر و انديشه و فعل و حركت اعضا و جوارح نمود مى‏يابد و كميّت و كيفيت روزى نيز تغيير مى‏كند.
نتيجه اينكه:
در پى روزى طالب و محتوم و بى‏قيد و شرط، تلاش و انديشه آفريده مى شود و در پى تلاش و فعاليت و طلب روزى مطلوب و مشروط پديدار مى‏گردد. روزى محتوم و طالب، قابل تغيير و تحول و كاهش و فزونى نيست كه نه حرص انسان حريص آن را به جريان مى‏اندازند و نه افسردگى انسان بى‏ميل آن را باز مى‏دارد.
چنان که رسول اكرم (ص) می فرمایند: «ان الرِّزقَ لايجُرُّهُ حرص حريصٍ و لايَصْرِفُه كراهية كارِهٍ‏»[9] اما بر اثر چگونگى انجام مقدماتِ روزى مطلوب و كيفيت تركيب و نحوه ترتيب و چينش آنها مى‏توان روزى مطلوب را كاهش يا افزايش داد. براى نمونه حسن نيت و دوام بر طهارت از امورى است كه روزى مطلوب را افزايش مى‏دهد.
عن رسول‏ الله (ص): لما قيل لَه: اُحِبُّ ان يُوَسِّعَ عَلىَّ فى الرّزق؟ دُمْ على الطَّهارة يُوَسَّعْ عليك فى الرزق»[10]‏
پس بر ما لازم است كه بعد از آنكه رابطه روزى و روزى‏خوار را دانستيم و آشنا شديم كه وسائلى براى رسيدن روزى به روزى‏خوار آفريده شده و تكليفى هم براى تحصيل آن متوجه ما است، كوشش كنيم و ببينيم بهترين و سالم‏ترين راه براى رسيدن به روزى چيست و قواى خود را در آن راه بكار گيريم و به خداوند كه خالق اين راه است توكل كنيم.


منبع: لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 25/100104585

----------------------------------------------
پی نوشت ها:

[1]. ميزان الحكمه، ج5 ص2052 و ح7169.
[2] . سوره هود، آيه 6.
[3] . ر.ك: بيست گفتار، آيت‏الله مطهرى، گفتار ششم، ص127 تا 137.
[4] . نهج‏ البلاغه، نامه31.
[5] . مكارم ‏الاخلاق 2/377.
[6] . الميزان، ج18، جزء27، ص377، عربى.
[7] . الارشاد، 1/303.
[8] . الكافى، 2/74/2..
[9] . البحار، 77/68/7.
[10] .كنزالعمال، 44154.

مطالب مرتبط