خط مشی امام رضا (علیه السلام) در برابر حکومت ها

دستگاه خلافت هارونی، مصلحت را در این دید که شیوۀ گذشتۀ خود را تغییر دهد، چه اینکه سیاست گذشته و روش سختی که نسبت به هفتمین امام اتخاذ کرده بود، دیگر به صلاح حکومت نبود و بیش از گذشته موجودیت عباسیان را با خطر روبه رو می کرد

خط مشی امام رضا (علیه السلام) در برابر حکومت ها

بخشی از زندگی امام علی بن موسی (علیه السلام) به دوران پیش از امامت ایشان مربوط می شود که ۳۵ سال بوده است و در این مدت حاکمانی چون منصور، مهدی، هادی و هارون – که همه از خلفای عباسی بوده اند – حاکمیت داشته اند. پس از شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) و آغاز دورۀ امامت علی بن موسی (علیه السلام)، آن امام بیست سال دیگر زیسته است. از این مدت دَه سال در عصر خلافت هارون، چهار سال در عهد پُرفراز ونشیب خلافت امین و سرانجام شش سال را زمامداری مأمون سپری کرده است.

امام در عصر هارون
آن بخش از زندگانی امام رضا (علیه السلام) که در عصر هارون سپری شد، حلقه ای از گذشتۀ تاریخ امامت بود که در آن موقعیت مبارزۀ علنی و رسمی برای امامان پدید نیامد و بیشتر فعالیت های شیعی و تلاش های عقیدتی و مبارزات سیاسی در نهان، رهبری می شد.
پس از شهادت موسی بن جعفر (علیه السلام) در زندان هارون در ۲۵ماه رجب سال۱۳۹ هـ.ق امام رضا (علیه السلام) هم چنان شیوۀ مبارزاتی پدربزرگوارش را پیشه ساخت و به ایفای صحیح رسالت امامت پرداخت.
دستگاه خلافت هارونی، مصلحت را در این دید که شیوۀ گذشتۀ خود را تغییر دهد، چه اینکه سیاست گذشته و روش سختی که نسبت به هفتمین امام اتخاذ کرده بود، دیگر به صلاح حکومت نبود و بیش از گذشته موجودیت عباسیان را با خطر روبه رو می کرد. قیام ها روبه فزونی گذاشته و توجه مردم در سرزمین های مختلف به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیشتر شده بود و شرایط عمومی به زیان نظام حاکم رقم می خورد.
صفوان بن یحیی بن خالد که از عناصر دارای نفوذ دربارِ هارونی به شمار می رفت و مشاور سیاسی او بود، روزی به هارون گفت: «این علی بن موسی که بر جای پدر تکیه زده است، امامت را از آنِ خود می داند.» هارون گفت: «آنچه دربارۀ پدرش موسی مرتکب شدیم، ما را کفایت است. آیا می خواهی تمام آن ها را بکُشم؟!»[1]
گروهی از واقفی مذهبان[2] نزد امام رضا (علیه السلام) آمدند. از آن میان علی بن حمزه گفت: «ما را از حال پدرت آگاه ساز.» حضرت فرمود: «پدرم از دنیا رحلت کرده است.» علی بن حمزه گفت: «پس امامت را به چه شخصی سپرد؟» امام پاسخ داد: «به من.» علی بن حمزه گفت: «آیا از جانب هارون و طرفدارانش احساس خطر نمی کنی؟!» امام فرمود: «هرگز و برای آنکه اطمینان پیدا کنی که از ناحیۀ هارون نگرانی ندارم، من همان سخنی را می گویم که رسول خدا با شنیدن تهدید او جهل فرمود: «وی هرگز موفق نخواهد شد گزندی به من برساند. »[3]مسعودی نقل می کند که ابوجهل نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: «آیا تو از سوی خدا فرستاده شده ای؟» حضرت فرمود: «آری.» ابوجهل گفت: «آیا از من نمی ترسی؟» حضرت فرمود: «اگر از سوی تو آسیبی به من برسد، من پیامبر نخواهم بود.» امام رضا (علیه السلام) نیز در پاسخ علی بن حمزه فرود: «من نیز می گویم، اگر از سوی هارون به من گزندی برسد، من امام نخواهم بود.»[4]

دستگاه خلافت هارونی، مصلحت را در این دید که شیوۀ گذشتۀ خود را تغییر دهد، چه اینکه سیاست گذشته و روش سختی که نسبت به هفتمین امام اتخاذ کرده بود، دیگر به صلاح حکومت نبود.


دوران خلافت هارون در سال ۱۹۳هـ.ق پایان یافت. زمامداری به «امین» واگذار شد و چهار سال و اندی بیش نگذشت که که آن هم به کشمکش دو برادر، یعنی امین و مأمون، انجامید. در این مدت اوضاع به حد کافی آشفته بود، در نتیجه فرصتی پدید نیامد تا دستگاه خلافت خود را با امام و آل علی(علیه السلام) درگیر کند. امین در جنگ با سپاه مأمون کشته شد. عهد مأمون فرا رسید. مأمون بیش از همه به خلافت می اندیشید. او اولین مانع را که وجود برادرش بود، از میان برداشت و اکنون باید با تمام توان، موانع و مشکلات حکومت خود و حاکمیت عباسیان را یکی پس از دیگری برطرف سازد. مأمون برای این منظور، مانند دیگر زمامداران عباسی عمل نکرد و با مخالفانش به رویارویی آشکار نپرداخت.

5a13bf973a1c9.jpg

اگر منصور دست به کشتار فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) زد و از سَرهای قربانیان علوه موزه ای فراهم آورد،[5] معتقد بود که: «ما در میان مردمی به سر می بریم که دیروزِ ما را به یاد دارند و می دانند ما در گذشته رعیتی بیش نبوده ایم و اکنون زمامداری را به دست آورده ایم. اینک جز با به کارگرفتن مجازات ها نخواهیم توانست هیبت خود را برای ایشان به نمایش گذاریم.»[6] و هم او، منصور بود که ویران کردن مرقد امام حسین (علیه السلام) را بدعت نهاد[7] و علویان را در سینۀ دیوار به میخ می کِشید.[8]
و اگر مهدی، هادی و رشید نیز یکی پس از دیگری همان سیاست را با ابزار مختلف تداوم بخشیدند، چنان که به گفتۀ خوارزمی، رشید درخت نبوت را از شاخ و برگ برهنه کرد و نهال امامت را از بُن برآورد[9] و سوگند یاد کرده بود که: «فرزندان ابوطالب را تحمل نخواهم کرد. آن ها و پیروانشان را خواهم کشت».[10]
اما مأمون روشی جز دیگر خلفای عباشی را برگزید. او حل همۀ مشکلات و موانع موجود را در اقدامی دیگر می دانست که برای انجام این مهم، لازم بود امام رضا (علیه السلام) از مدینه به مرو فراخواند و آنگاه تصمیم های از پیش تعیین شده را به مرحلۀ اجرا گذاشت.
بنابراین سفر امام که بخش مهمی از زندگانی امام رضا (علیه السلام) را تشکیل می دهد، سفری به میل امام نبود، چه اینکه پس از انجام این هجرت و با گذشت زمان پرده از روی بسیاری حقایق برداشته شد و هدف های مأمون از این فرخوانی روشن گردید.

منبع: کتاب علی بن موسی الرضا (منادی توحید و امامت، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی



------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. اثبات الوصیه، ص۱۷۵.
[2]. آنان معتقد بودند که امام‌ هفتم از دنیا نرفته است و منتظر او بودند؛ ازاین‌رو در عقیدۀ به امامت توقف کردند. پیشتر نیز توضیحاتی گذشت.
[3]. عیون اخبار الرضا، ۲۱۳/۲.
[4]. اثبات الوصیه، ص۱۷۴.
[5]. تاریخ طبری، ۳۴۴/۶.
[6]. تاریخ الخلفاء، ص۲۶۷.
[7]. حیاة الامام الرضا، جعفر مرتضی ۸۸ به نقل از: تاریخ کربلا ۱۹۳.
[8]. تاریخ یعقوبی، ۳۷۶/۲.
[9]. رسائل الخوارزمی ۴۸۴؛ ‌تاریخ الفخری ۲۰.
[10]. الاغانی، ۲۲۵/۵.



مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر