شهيد چه مى‏ كند؟ شهيد تنها كارش‏ اين‏ نيست‏ كه در مقابل دشمن مى ‏ايستد، يا دشمن را مى ‏زند يا از دشمن مى‏ خورد؛ اگر تنها اين بود، بايد...

خون و حماسه و جاودانگی شهید

خون و حماسه و جاودانگی شهید


شهيد چه مى‏ كند؟ شهيد تنها كارش‏ اين‏ نيست‏ كه در مقابل دشمن مى ‏ايستد، يا دشمن را مى ‏زند يا از دشمن مى‏ خورد؛ اگر تنها اين بود، بايد بگوييم آن وقتى كه از دشمن مى‏ خورد و خونش را مى‏ ريزند، خونش هدر رفته. نه، هيچ وقت خون شهيد هدر نمى‏ رود، خون شهيد به زمين نمى‏ ريزد. خون شهيد هر قطره‏اش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره، بلكه به دريايى از خون مى‏ گردد و در پيكر اجتماع وارد مى‏ شود. لهذا پيغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
«ما مِنْ قَطْرَةٍ احَبُّ الَى اللَّهِ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى سَبيلِ اللَّهِ.» ( وسائل الشيعه، ج 11، ص 8)
هيچ قطره اي نزد خداوند، دوست داشتني تر از قطره خوني که در راه خدا ريخته شود نيست. شهادت تزريق خون است به پيكر اجتماع؛ اين شهدا هستند كه به پيكر اجتماع و در رگهاى اجتماع- خاصه اجتماعاتى كه دچار كم ‏خونى هستند- خون جديد وارد مى‏ كنند.
حماسه شهيد
شهيد حماسه‏ آفرين است. بزرگترين خاصيت شهيد حماسه‏ آفرينى اوست. در ملت هايى كه روح حماسه، مخصوصاً حماسه الهى مى ‏ميرد بزرگترين خاصيت شهيد اين است كه آن حماسه مرده را از نو زنده مى ‏كند. لهذا اسلام هميشه نيازمند به شهيد است، چون هميشه نيازمند به حماسه‏ آفرينى است، حماسه ‏هاى نو به نو و آفرينشهاى نو به نو.
جاودانگى شهيد
يك كسى عالم است و از راه علم به جامعه خدمت مى‏ كند و در حقيقت از كانال علم از فرديت خود خارج مى ‏شود و به جامعه مى‏ پيوندد؛ شخصيت فردى‏ اش از مجراى علم با شخصيت اجتماع متحد مى‏ گردد، آن‏چنان‏كه قطره با دريا متحد مى‏ گردد. عالم در حقيقت جزئى از شخصيت خود را يعنى فكر و انديشه خود را با اين پيوستن به اجتماع جاويد مى‏ كند.
يك نفر ديگر مخترع است، از طريق اختراعش به جامعه مى‏ پيوندد؛ خدمتش‏ به اجتماع اين است كه فن خودش، صنعت خودش، و خودش را از راه صنعتش در اجتماع خودش جاويد مى‏ كند. يكى هنرمند است، مثلًا شاعر است، خودش را از طريق فن و هنرش جاويد مى‏ كند.
يك نفر معلم اخلاق است، اندرزگوست، خودش را از راه اندرزهاى حكمت ‏آميزش كه سينه به سينه منتقل مى ‏شود، در جامعه جاويد مى‏ كند.
يكى هم شهيد است، از راه خون خودش، خودش را در اجتماع جاويد مى ‏كند، يعنى خون جاويد در اجتماع به وجود مى‏ آورد.
به عبارت ديگر، يكى به فكر خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى ‏بخشد و آن عالم يا فيلسوف است، يكى ديگر به فن و هنر يا صنعت خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى‏ بخشد و آن فنّان و صنعتگر يا هنرمند است، و ديگرى به حكمتهاى عملى و راهنمايي هاى خود؛ اما شهيد به خون خود، و در حقيقت به تمام وجود و هستى خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى ‏بخشد. خون شهيد براى هميشه در رگهاى اجتماع مى‏ جهد. در حقيقت هر گروه ديگر به قسمتى از ما يملك خود جاودانگى مى‏ بخشد و شهيد به تمام ما يملك خود. لهذا پيغمبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«فَوْقَ كُلِّ ذى بِرٍّ بِرٌّ حَتّى يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ اذا قُتِلَ فى سَبيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ».( وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21)
بالادست هر نيكوكارى، نيكوكار ديگرى است تا آنگاه كه در راه خدا شهيد شود؛ همين كه در راه خدا شهيد شد، ديگر بالادست ندارد.
قیام و انقلاب مهدی و مقاله شهید، مرتضی مطهری، ص 87 الی 89
تهیه کننده: محمد رضا هادی زاده اصفهانی




مطالب مرتبط