دارویى مؤثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى‏

قرآن نسخه‏ اى براى سامان بخشيدن به همه نابسامانى ‏ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بيماري هاى اخلاقى و اجتماعى است.

دارویى مؤثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى‏

بدون شك بيماريهاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زيادى با بيماري هاى جسمى او دارد، هر دو كشنده است، هر دو نياز به طبيب و درمان و پرهيز دارد، هر دو گاهى سبب سرايت به ديگران مى ‏شود، هر دو بايد ريشه يابى شوند و پس از شناخت ريشه اصلى بايد به درمان هر دو پرداخت.

هر دو گاهى به مرحله‏ اى مي رسند كه غير قابل علاجند ولى در بيشتر موارد مى ‏توان آنها را درمان كرد.

قرآن نسخه حياتبخشى است براى آنها كه مى ‏خواهند با جهل و كبر و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخيزند.

قرآن نسخه شفابخشى است براى بر طرف ساختن ضعف ها و زبونى ‏ها و ترس هاى بى دليل، اختلاف ها و پراكندگي ها.

قرآن داروى شفا بخشى است. براى آنها كه از بيمارى عشق به دنيا، وابستگى به ماديات. تسليم بى قيد و شرط در برابر شهوت ها رنج مى ‏برند.

قرآن نسخه شفابخشى است براى دنيايى كه آتش جنگ ها در هر سوى آن افروخته است و در زير بار مسابقه تسليحاتى كمرش خم شده است و مهمترين سرمايه‏ هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسليحات مى ‏ريزد.

قرآن نسخه شفا بخشى است براى آنها كه پرده هاى ظلمانى شهوات آنها را از رسيدن به قرب پروردگار مانع شده است.

در آيه 57 سوره يونس مى خوانيم: «قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ؛ از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دل ها نازل شد». در آيه 44 سوره فصلت نيز مى‏ خوانيم: «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ؛ به اين لجوجان تيره ‏دل بگو اين قرآن براى مؤمنان مايه هدايت و شفاء است».

على علیه السلام در سخنی جامع در نهج البلاغه اين حقيقت را با شيواترين عبارات بيان فرموده است: «از اين كتاب بزرگ آسمانى براى بيماري هاى خود شفا بخواهيد و براى حل مشكلاتتان از آن يارى بطلبيد، چرا كه در اين كتاب درمان بزرگترين دردها است: درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت».[1]

و در عبارت ديگرى از همان حضرت مى ‏خوانيم: «آگاه باشيد در اين خبرهاى آينده است و بيان حوادث اقوام گذشته و درمان بيماري هاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما».[2]

و در جاى ديگر از همان امام بزرگ مى‏ خوانيم: «كتاب خدا را محكم بگيريد، زيرا رشته ‏اى است بسيار مستحكم و نورى است آشكار، دارويى است شفا بخش و پر بركت و آب حياتى است كه عطش تشنگان حق را فرو مى ‏نشاند.[3]

اين تعبيرهاى رسا و گويا كه نظير آن در سخنان پيامبر صلی الله علیه و آله و ساير گفته‏ هاى على علیه السلام و ائمه هدى علیهم السلام كم نيست، به خوبى ثابت مى ‏كند كه قرآن نسخه‏ اى است براى سامان بخشيدن به همه نابسامانى ‏ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بيماري هاى اخلاقى و اجتماعى.

بهترين دليل براى اثبات اين واقعيت، مقايسه وضع عرب جاهلى با تربيت شدگان مكتب پيامبر صلی الله علیه و آله در آغاز اسلام است، ديديم چگونه آن قوم خونخوار، جاهل و نادان كه انواع بيماري هاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از اين نسخه شفا بخش نه تنها درمان يافتند، بلكه آن چنان قوى و نيرومند شدند كه ابرقدرت هاى جبار جهان را به زانو در آوردند. اين درست همان حقيقتى است كه مسلمانان امروز آن را از ياد برده‏ اند و به اين حال و روزگار كه مى ‏دانيم و مى‏ دانيد گرفتار شه اند. تفرقه در ميانشان غوغا مى ‏كند، غارتگران بر منابعشان مسلط شده ‏اند، سرنوشتشان به دست ديگران تعيين مى‏ شود و انواع وابستگي ها آنها را به ضعف و زبونى و ذلت كشانده است. و اين است سرانجام كار كسانى كه نسخه شفا بخش در خانه ‏هایشان باشد و براى شفاى دردهاى خود دست به سوى كسانى دراز كنند كه از آنها بيمارترند.

قرآن نه فقط شفا مى ‏بخشد، بلكه بعد از بهبودى يعنى در دوران نقاهت بيماران را با پيام هاى گوناگونش تقويت مى‏ كند چرا كه بعد از شفا، رحمت است. [داروهاى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگان هاى بدن مى‏ گذارند تا آنجا كه در حديث معروفى آمده است: «هيچ دارويى نيست مگر اينكه خود سرچشمه بيمارى ديگر است».[4]

اما اين داروى شفابخش هيچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى ندارد، بلكه به عكس تمام آن خير و بركت است. در يكى از عبارات نهج البلاغه مى ‏خوانيم: «قرآن‏ داروى شفابخشى است كه هيچ بيمارى از آن برنمى ‏خيزد».[5]

كافى است يك ماه خود را متعهد به پيروى از اين نسخه شفابخش كنيم، فرمانش را در زمينه علم و آگاهى و عدل و داد و تقوى و پرهيزگارى، اتحاد و صميميت، از خود گذشتگى و جهاد و ... پذيرا گرديم، خواهيم ديد به سرعت نابساماني هایمان سامان مى ‏يابد. اين نسخه مانند نسخه ‏هاى ديگر وقتى مؤثر است كه به آن عمل شود و الا صد بار اگر بهترين نسخه ‏هاى شفا بخش را بخوانيم و روى سر بگذاريم ولى به آن عمل نكنيم، نتيجه ‏اى نخواهيم گرفت.

منبع: تفسير نمونه‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، ج ‏12، ص 242 – 239. [با کمی تغییر و تخلیص]

-------

پی نوشت ها:

[1] نهج البلاغه، شريف رضي، تحقیق صبحي صالح، ‏هجرت‏، قم‏، 1414ق‏، ص 252.

[2] همان، ص 223.

[3] همان، ص 219.

[4] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏8، ص 273.

[5] نهج البلاغة صبحي صالح، ص 315.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر