داستان دو تقویم کوچک و بزرگ

داستانی به مناسبت روز دختر

داستانی به مناسبت روز دختر

روزهای تقویم هر کدام اسمی دارند .

بعضی از روزها خوشحالند و بعضی از روزها ناراحت و بعضی خیلی ناراحت .

..... روزهای خوشحال روزهای عید هستند . مثل نیمه شعبان ، عید غدیر ، روز پدر ، روز مادر و ...

....روزهای ناراحت هم مثل روزعاشورا ، مثل شهادت امام رضا (ع) ، و ..

بعضی از روها هم اسمی ندارند و توی تقویم گم شده اند .

یکی از روزهای گمشده تقویم گفت : من هم می خواهم اسم داشته باشم حیف من نیست روز به این قشنگی و بزرگی بدون اسم باشم .

5d1b4a84a3680.jpg

تقویم بزرگ به ان روز گفت : مگر تو اسم نداری ؟

روز گمشده گفت : نه مامان ها برای خودشان ، روز دارند ، بابا ها یک روز دارند ، معلم ها ، پرستارها دانشجوها و ... همه یک روز دارند ... دخترها توی تقویم روز ندارند ، من می خواهم روز دختر باشم.

تقویم بزرگ گفت : نمی شود روز دختر باید عید باشد .

روز گمشده گفت : من هم عیدم .

روز دختر باید خیلی مهم باشد

روز گمشده گفت : من هم مهم هستم

تقویم بزرگ گفت : روز دختر باید خیلی خاص باشد

روز گمشده گفت : من هم خاص هستم

تقویم گفت : روز دختر باید یکی از بهترین روزها باشد

روز گمشده گفت : من هم بهترین روز هستم

تقویم بزرگ گفت : خوب بگو ببینم منظورت چه روزی هست .

روز گمشده گفت : من روز تولد حضرت معصومه هستم دختر امام هفتم و خواهر امام رضا علیه السلام . من هم عیدم ، هم خاص و هم بهترین .

5d1b4a6f9f35b.jpg

تقویم بزرگ خوشحال شد و تندی جلو تولد حضرت معصومه نوشت : روز دختر

روز دختر و تولد حضرت معصومه مبارک .


مطالب مرتبط