داستان یک تصویر: دو ویلچر را در دو طرفش گرفته بود و ...

صبحِ روز عید غدیر، دوربین به دست دنبالِ سوژه می‌گشتم که چشمم به او افتاد؛ دو ویلچر را در دو طرفش گرفته بود و در حالی که خودش لَنگ می‌زد، به سمت ورودی حرم می‌رفت.

چند ساعت بعد، نماز تازه تمام شده بود که دوباره او را دیدم. یک صف جلوتر از من نشسته بود، اما آن‌چیزی که من را درگیر خودش کرد، پای مصنوعی کنارش بود...

برایم عجیب بود که کسی با این وضعیت، چرا در قسمت حملِ ویلچر که باید مُدام راه برود، خدمت می‌کند؟!

همانطور در حالتِ نشسته خودم را کنارش رساندم و به او سلام کردم اما هنوز سلامم کامل نشده بود که با دیدن کارت عکاسی روی لباسم و چشمانم که به پای مصنوعی کنارش خیره شده بود، اسکناسِ تا نخورده‌ای را به عنوان عیدی به من داد و با شوخی گفت: «سوژه پیدا کردی؟ قبل از تو خیلیا ازین پا و صاحبِ بدونِ پاش عکس گرفتن...»

بدون اینکه جوابی بدهم، عکسی که صبح گرفته بودم را از داخل دوربین به او نشان دادم.

همین عکس، بهانه‌ای شد که چند دقیقه‌ای با هم حرف بزنیم؛ تعجبم از خدمتش در بخش حمل ویلچر را که شنید، ماجرایش را برایم تعریف کرد و گفت:

«بیست سال پیش دوتا پاهام سرِ جای خودشون بودن که به عنوان خادم واردِ این بخش شدم.

تقریبا پنج سال از اومدنم به اینجا گذشته بود و مسئول انبارِ یه کارخونه بودم که توی حادثه، زنجیرِ بالابر پاره شد و بسته سنگین مواد اولیه افتاد روی من.

اون لحظه بدنم گرم بود و درد نداشتم اما می‌دونستم که بسته‌ای که روی پاهامه چقدر سنگینه؛ بیهوش شدم و وقتی چشم باز کردم بیمارستان بودم...

شاید هیچکس باور نکنه اما وقتی به هوش اومدم، اُمیدی به پاهام نداشتم و تنها نگرانیم شیفتِ بعدی خدمتم توی حرم بود که چجوری می‌خوام بهش برسم؛ چند ثانیه نگذشته بود که دکترم اومد و گفت برای پای چپم هیچ کاری نمیتونستن بکنن و مجبور شدن قطعش کنن، اما پای راستم با وجودِ آسیبِ شدید، با چندتا جراحی خوب میشه...

با حرفای دکتر، اولین چیزی که به خاطرم اومد، آخرین باری بود که حرم رفتم؛ اون روز پدرِ سالخورده‌ای رو با ویلچر به زیارت بردم و وقتی زیارتش تموم شد، دستش رو روی پام گذاشت و گفت الهی به حق صاحبِ این صحن و سرا، همیشه پاهات قدرت داشته باشه که به از پا اُفتاده‌هایی مثل من کمک می‌کنی...


پایی که برام مونده بود، همونی بود که پدرمون دستش رو روش گذاشته بود...»

📝 مصطفی قویدل

می پسندم (0) دانلود کد نمایش ویدئو اشتراک
مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر